www.montazer.ir
جمعه 14 آذر 1399
شناسه مطلب: 12029
زمان انتشار: 30 مهر 1399
شماره 2 از مجموعه «چه کسانی علیه سخنان تلویزیونی استاد شجاعی موضع گرفتند؟»

شماره 2 از مجموعه «چه کسانی علیه سخنان تلویزیونی استاد شجاعی موضع گرفتند؟»

گفتند: چرا استاد شجاعی سخن احتمالی امام خمینی ره را به حتمیت گرفته است؟

هجمه ای که اخیرا به خاطر حمایت استاد شجاعی از انقلاب  اسلامی شد، بیشتر توسط ضد انقلاب خارجی و داخلی و همچنین کسانی بود که دارای سابقه فتنه گری هستند و در نوشته های بعدی، مخاطبان گرامی را در جریان سوابق شان قرار خواهیم داد. اما در این میان، استثنایی خودی هایی هم بودند مثل جناب «رسایی» که بدون توجه به اصل ماجرا که همان «حمایت استاد از انقلاب اسلامی» بود، با فتنه گران همزبان شده و بدون ارائه ی منطق درستی، ایشان را متهم به بی دقتی کردند. مطلب زیر پاسخی است برای همین خودی ها که هم حامی نظام هستند و هم انقلاب اسلامی که گفتند چرا استاد آن چه که امام خمینی ره به احتمال و شاید بیان فرموده را به حتمیت و قطعییّت گرفته است.

یکی از انتقادهایی به سخنان استاد شجاعی شد، این بود که چرا سخنی را که حضرت امام ره با احتمال بیان کرده، وی به قطعیت گرفته است؟

در میان طیف های مختلف ضد انقلاب خارج از کشور و داخلی ها از سخن امام خمینی در مورد پیروزی انقلاب اسلامی همه عصبانی بودند و از بازتاب همین سخنان حضرت امام توسط استاد شجاعی که اخیراً مطرح شد ناراحت و عصبانی هستند اما آنچه در پی می آید فقط در پاسخ به خودی های دوست دار انقلاب است که تقدیم این طیف از منتقدین می شود. در این خصوص باید به جایگاه احتمالات در سخن امام ره توجه شود:

نقل سخنان حضرت امام توسط استاد شجاعی در روزهای اخیر، مورد واكنشهای زیادی بود. برخی با استناد به اینكه امام لفظ «شاید» و «احتمال» را به كار برده و خواسته اند این تفسیر امام را قبول نكنند و یا اینكه آن را در حد همین احتمال متوقف بدانند و نه بیشتر.

اعتراض به سخنان استاد شجاعی و پاسخ به این اعتراضات

عادی بودن ظهور و حیرت کفار

- معارف مهدوی

اما حقیقت این است كه اگر به منظومه فكری و ادبیاتی حضرت امام دقت کنیم و همین شیوه را در كتب ایشان دیده باشیم، راز اشتباه این تحلیل مشخص می گردد.

امام در تفسیر ایات و روایات، مشی عرفانی دارد و در این مشی، مقید است كه برداشت های خود را به صورت احتمالی مطرح كند و این به خاطر نهایت احتیاط حضرت امام در برخورد با حقایق قرآنی و روایی است که نمی خواهد تعیین تکلیف جزمی کرده باشد و این به خاطر آن است که اگر مرتبه بالاتری از فهم این حقایق پیدا شد، راه فهم بسته نباشد.

اما باید توجه داشت که برای یک حکیم که روی حرف هایش دقت دارد، این به آن معنا نیست كه این احتمال که ایشان بیان می دارد، فقط یك احتمال است و از کنار آن رد بشویم و برویم؛ بلكه احتمال است در مقابل یک قول جزمیِ قطعی. احتمال است، اما در حد خودش آن قدر وزن دارد كه مورد توجه ایشان قرار گرفته است و حتی گاهی بر اساس همین احتمالات فتوا  و حکم شرعی هم می دهد. چنانچه كه در مورد این كه بسم الله در ابتدای هر سوره، متعلق به همان سوره است. بر اساس همین احتمالی كه می دهند، حكم داده اند که در نماز باید به نیت همان سوره، بسم الله بگوییم و گرنه باطل است(تفسیر سوره حمد ص 18)

حضرت امام در كتاب آداب الصلوه ، در برداشت از آیات و روایات، بیش از 20 احتمال را داده اند و هر كدام را به صورت مفصل توصیح داده اند و حتی دستورات ویژه اخلاقی و عرفانی را بر اساس آن احتمالات به مخاطب توصیه كرده و خود عمل نموده اند. پس احتمالات متخصص یك فن، غیر از احتمالات دیگران است. گاهی نیز امام چند احتمال می دهند و همه احتمالات را قبول می كنند. نكته در اینجاست كه گاهی یك مطلب، دارای مصادیق متعدد و گاه در طول هم می باشند و حضرت امام برای اینكه در این مصداق محتمل، توقف نشود و مصادیق بالاتر مورد انكار واقع نگردد، به صورت احتمال مطرح می كنند. چرا كه حضرت امام در مورد تفسیر قران و روایات خاص، معتقدند اینها دارای مصادیق جامعتر و بالاتری هستند و آنچه كه خود ایشان به آن رسیده اند را به صورت احتمال مطرح می كنند كه مبادا خواننده در این احتمال متوقف شود و احاطه به جمیع آنها و به تفسیر حقیقى قرآن، كه كلام جامع الهى است، از طوق امثال نویسنده خارج است. «إنَّما یَعْرِفُ الْقُرآنَ مَنْ خُوطِبَ بِه= محققا قرآن با خوطب به شناخته می شود» و بعد ایشان می فرماید: «آنچه ذكر شد على سبیل الاحتمال‏ بود. و اللَّه الهادى.»(سوره حمدص 12)

حضرت امام در انتهای کتاب آداب الصلوه نیز، راز این احتمال گویی را چنین بیان می کنند:

و ممكن است بعضى غفلت از حقیقت حال كنند، و چون از معارف قرآنیّه و دقایق سنن الهیّه بى‏خبرند، بعضى از مطالب این رساله را تفسیر به رأى، گمان كنند. و این خطاى محض و افتراى فاحش است، زیرا كه:

1️⃣اولا، این معارف و لطائف همه از قرآن شریف و احادیث شریفه مستفاد، و شواهد سمعیّه بر آنها هست، چنانچه بعضى از آنها در خلال مباحث مذكور، و بیشتر آنها براى اختصار مذكور نگردید.

2️⃣و ثانیا، همه یا اكثر آنها موافق براهین عقلیّه یا عرفانیّه مى‏باشد، و چنین امرى تفسیر به رأى نخواهد شد.

3️⃣و ثالثا، غالبا مطالبى كه ما ذكر كردیم یا در بیان آیات شریفه ذكر مى‏كنیم، از قبیل بیان مصادیق مفاهیم است، و بیان مصداق و مراتب حقایق مربوط به تفسیر نیست تا آن كه تفسیر به رأى باشد.

4️⃣و رابعا، بعد از همه مراحل، ما براى #غایت_احتیاط در دین- با آن كه جاى آن نبود- در مطالب غیر ضرورى على سبیل الاحتمال‏ و بیان احد محتملات، مطالب را بیان كردیم»(تفسیر سوره حمد190)

خلاصه اینكه امام اولا احتمال را در مقام تطبیق مصادیق و مراتب حقایق به كار می برند. چرا كه می تواند مصادیق و مراتب بالاتر هم  محتمل باشد و هر دو هم درست باشند.

ثانیا روحیه به شدت محتاطانه امام در امور دینی، باعث می شود كه حتی مطالب در حد یقین را به صورت احتمال بیان كنند.

و ثالثا امامی كه می تواند احتمالات متعدد دیگری بدهد و در مسائل دیگر صحبت كند، احتمالاتش به راحتی قابل كنارگذاشتن نیست.«ظنّ العاقل أصحّ من یقین الجاهل‏= ظن آادم عاقل، صحیح تر است از یقین آدم جاهل»(غرر الحکم ص439)

نظری داده نشده

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed