www.montazer.ir
جمعه 14 آذر 1399
شناسه مطلب: 11069
زمان انتشار: 24 تير 1399
شرح نامه امام رضا (ع)

شرح نامه امام رضا ع به شیعیان، توسط استاد شجاعی

شرح نامه امام رضا (ع)

برخی از روایات اگر شرح نشود، به طور کامل نمی‌توان از این گنجینه‌ها استفاده کرد. این بخشنامه حضرت حاوی ۸ نکته و ۳ هشدار است که شرح آن تقدیم مخاطبان گرامی می‌شود.

شهادت امام رضا (علیه‌السلام) تسلیت باد

مباحث آسیب شناسی سلوک انسانی در کلام امام رضا علیه السلام

فضيلت و پاداش زيارت امام رضا (عليه السلام)

شاخصه های اخلاقی امام رضا (علیه السلام) از منظر روایت

حضرت در نامه‌ای که از طریق حضرت عبد العظیم ارسال می‌فرمایند و در حقیقت بخشنامه ای به شیعیان در همه زمانها است، تاکید می فرماید:

من با خود عهد کرده ام که هر کس مرتکب اعمال ناشایستی که گفتم بشود، از خدا بخواهم که او را به سخت ترین کیفر دنیوی مجازات کند و در آخرت نیز از زیان کاران خواهد بود.

حضرت می‌فرماید: به دوستان ما توجه بده که خداوند همه نیکوکرداران و حتی بدکاران آنان را مورد عفو خویش قرار خواهد داد. اما از سه گروه نخواهد گذشت و آنان را مورد بخشایش خویش قرار نخواهد داد.جز اینکه از نیت خود بازگردند و اگر از این اندیشه و عمل زشت خویش بازگردند، مورد آمرزش خواهند بود. اما اگر همچنان باقی باشند، خداوند روح ایمان را برای همیشه از دل آنان خارج ساخته و از ولایت ما نیز بیرون خواهد برد و از دوستی ما اهل بیت(ع) نیز بی بهره خواهند بود و من از این لغزشها به خدا پناه می برم.

سه گروهی که امام رضا ع هشدار داده که مورد بخشایش خدا نخواهند بود:

الف) کسانی که مرتکب اعمال ناشایستی شوند که بیان می شود.

ب) کسانی که  به خدا شرک ورزند.

ج) کسانی که یکی از دوستانم را برنجانند، یا به یکی از دوستان  و رهروانم خشم کنند و یا به او آسیب برسانند و یا در دل نسبت به آنان کینه بورزند.

متن نامه:

بسم الله الرحمن الرحیم. یا عبدالعظیم! أبلغْ عنّی أولیائی السلامَ؛ و قل لهم: أن لا یجعلوا للشیطان على أنفسهم سبیلاً؛ و مُرْهم بالصدق فی الحدیث؛ و أداء الأمانة؛ و مُرْهم بالسکوت وترک الجدال فیما لا یَعْنیهم، وإقبالِ بعضهم على بعض والمُزاوَرة، فإنّ ذلک قربة إلیّ. ولا یشغلوا أنفسهم بتمزیق بعضهم بعضاً. فإنّی آلیتُ على نفسی أنّه مَن فعل ذلک وأسخط ولیّاً من أولیائی دعوتُ الله لِیعذّبه فی الدنیا أشدّ العذاب، وکان فی الآخرة من الخاسرین. وعرِّفْهم أنّ الله قد غفر لمحسنهم، وتجاوز عن مسیئهم، إلاّ مَن أشرک به أو آذى ولیّاً من أولیائی أو أضمر له سوءً، فإنّ الله لا یغفر له حتّى یرجع عنه، فإنْ رجع وإلاّ نُزع رُوح الإیمان عن قلبه، وخرج عن ولایتی، ولم یکن له نصیب فی ولایتنا، وأعوذ بالله من ذلک.

 نکته ها:

نکته ۱- «أبلغْ عنّی أولیائی السلامَ= سلام گرم مرا به دوستدارانم برسان».

هر کس از شیعیان حضرت به محض این که متوجه سلام ایشان شد، بر او واجب است که جواب سلام امام را بدهد. این که در سلام حضرت به ما چه برکاتی وجود دارد، شرح مفصلی نیاز دارد.

نکته ۲- «وقل لهم: أن لا یجعلوا للشیطان على أنفسهم سبیلاً= و به آنان بگو: در دلهای خویش برای شیطان راهی نگشایند».

استاد محمد شجاعی بحث مفصلی در موضوع شیطان شناسی دارد که باید به آن مراجعه کرد. اما توضیح کوتاهی در اینجا تقدیم می شود:

بستن راه دل بر شیطان) یکی از مهم‌ترین مشکلات بشر و ریشه بسیاری از اختلافات در دین و دنیا ابلیس و وسوسه های اوست. خداوند در آیات بسیاری بیان کرده است که شیطان سوگند خورده جز بندگان مخلص خداوند، همه بشر را گمراه کرده و به دوزخ گرفتار کند. (حجر، آیات 39 و 40؛ ص، آیات 82 و 83)

شیطان هر چند که از نظر حیله‌گری دارای ضعف است اما به سبب دو عامل می‌تواند به مقاصد خویش برسد. 

هواهای نفسانی انسان) ابلیس و شیاطین با بهره‌گیری از این نقطه ضعف انسانی امکان آن را می‌یابند تا به مقاصد شوم خویش برسند و او را به سقوط بکشانند و از خداوند و صراط مستقیم عبودیت که هدف و فلسفه آفرینش انسان و جن است دور سازند.

نهان بودن آنان از چشم انسان‌ها) چون شیاطین از عصاره آتش هستند، دارای جسمی بسیار لطیفند که امکان دیدن آنان نیست. آنان ما را می‌بینند؛ ولی ما نمی توانیم. البته این بدان معنا نیست که آنها از امور غیبی، مانند نیات باطنی ما خبر داشته باشند. این شیاطین تنها از راه نشانه‌های ظاهری می‌توانند به باطن و نیات درونی ما آگاه شوند .

به هر حال، ابلیس و شیاطین هر چند که دارای موقعیت برتری از یک جهت هستند، ولی انسان‌ها از موقعیت‌هایی برخوردارند که آنها در اختیار ندارند؛ از این رو می‌توانند با تلاش‌ها و کمین‌های شیطانی مقابله کنند؛ ولی اگر اجازه دهند تا ابلیس به درون دلشان راه یابد، دیگر خود این انسان است که خود را تحت ولایت شیطان درآورده و زمام امورش را به او سپرده است.

در این حالت، این ابلیس و شیطان است که افکار و اعمال فرد را مدیریت می‌کند و شخص، بازیچه‌ای در دست شیطان می‌شود. این همان چیزی است که خداوند به عنوان اولیای شیطان از آن یاد کرده و در برخی از موارد، شخص انسانی و جنی، ایمان خود را از دست داده و هویت شیطان را پیدا کرده است، به عنوان شیاطین‌ انس و جن از آنان یاد می‌کند.

نکته ۳- و مُرْهم بالصدق فی الحدیث= و آنان را به راستگویی در گفتار امر کن.

استاد شجاعی در فراز «و ثبتنی قدم صدق فی الدنیا و الآخره» در زیارت عاشورا طی چند جلسه به مساله راستگویی و قدم صدق در دنیا و آخرت پرداخته است.

صداقت در گفتار) بی‌گمان کلید بسیاری از گناهان، دروغ و عدم صداقت در گفتار است. امام حسن عسگری(ع) می‌فرماید: تمام زشتی‌ها در اتاقی قرار داده شده و کلید آن، دروغ است. (بحارالانوار، ج 72، ص 262)

در روایت است که شخصی به حضور پیامبر اکرم(ص) رسید و گفت: من بیشتر گناهان را مرتکب می‌شوم، ولی تصمیم گرفته‌ام که خود را اصلاح کنم، ولی نمی‌دانم چگونه؟ حضرت فرمود: دروغ نگو و هر گناهی که می‌خواهی انجام بده.

پس از مدت کوتاهی، شیطان او را وسوسه کرد تا کار خلافی انجام دهد. بی درنگ به فکر فرو رفت که اگر من مرتکب چنین عملی شوم و فردا رسول خدا (ص) از من در این باره بپرسد، چه بگویم. اگر راست بگویم، حد بر من جاری می‌کند و اگر دروغ بگویم، که خلاف تعهد است. به همین ترتیب، هر گاه می‌خواست مرتکب گناهی شود، قدری اندیشه می‌کرد و به این ترتیب، ترک دروغ سبب شد دیگر گناهان را نیز ترک کند.(امالی، ص 419)

در آیات و روایات نخستین شرط سلامت نفسانی، صداقت دانسته شده است. خداوند دروغ را دشمن می‌دارد و آن را جزء گناهان کبیره قرار داده و وعده دوزخ به دروغگویان داده است. پیامبر (ص) دروغ را به هر شکلی باطل می‌داند حتی اگر برای شادی و سرور دیگران باشد. ایشان می‌فرماید: وای بر کسی که کلام دروغی را نقل کند تا دیگران بخندند. وای بر او، وای بر او.

نکته ۴- « و أداء الأمانة= و ادا کردن امانت»

ادای امانت: در آیات و روایات بر ادای امانت و ترک خیانت، بسیار تاکید شده است. خداوند در (آیه 58 سوره نساء و آیه 27 سوره انفال)، فرمان می‌دهد که امانت را چنان‌ که تحویل گرفته‌ اید، به صاحبان آن برگردانید. خیانت در امانت نسبت به هر کسی چه مومن و چه کافر جایز نیست.

امیر مومنان (ع)- فرمود: لحظه‌ای قبل از وفات پیامبر (ص) سه بار از او شنیدم که فرمود: ای علی! امانت را به نیکوکار و بدکار پس بده، کم باشد یا زیاد، حتی نخ و سوزن. (بحارالانوار، ج 77، ص 275)

همچنین آن حضرت (ع) در یکی از وصیت هایش فرمود: امانت ها را رد کنید، گرچه به قاتلان پیامبران باشد. (تحف، العقول، ص 74)

اصولا از ویژگی‌های هر مومنی، وفای به عهد (مومنون، آیه 8) و ادای امانت و ترک خیانت است. (انفال، آیه 27) در برخی از روایات آمده که علی (ع) فرمود: راس الاسلام الامانه= سر اسلام، امانتداری است. (شرح غرر الحکم، ج 4، ص 47)

نکته ۵- «و مُرْهم بالسکوت= و آنان را به سکوت دعوت کن».

استاد شجاعی در باره «سکوت و جدل»، در ۱۲ جلسه سخن گفته و همچنین طی ۱۲ جلسه دیگر به بحث «تفکر» که حاصل سکوت است پرداخته است. اما تاکنون فقط 4 جلسه از آن تنظیم شده و در سایت موسسه قابل رویت است و این کار ادامه دارد.

سکوت پر معنا) فرمودند اگر سخن گفتن نقره و سیم باشد، سکوت، طلای ناب است؛ زیرا در سخن گفتن به ویژه پر گویی، ممکن است خلاف گویی رخ دهد و فرد، سخنی را به سهو و یا عمد بگوید که موجب رنجش دیگران شود. البته هر سکوتی خوب نیست، بلکه سکوتی پسندیده است که انسان به جای خیال‌بافی، به اذکار و اوراد و یا به تفکر و تدبر و تعقل بپردازد.

در زمینه تاثیر سکوت بر تعمیق تفکر و استواری عقل از رسول‌خدا (ص) نقل شده است که فرمود: هرگاه مومنی را بسیار ساکت یافتید، به او نزدیک شوید. زیرا در حالت سکوت بر قلب مومن حکمت جاری می‌شود. مومن، کم‌گو و پر عمل است. اما منافق، پرگو و کم عمل است. (مستدرک الوسایل، محدث نوری، ج 9، ص 18)

در روایات اسلامی صمت به عنوان نشانه‌ی مومن معرفی شده؛ چرا که آغاز عبادت با صمت و سکوت همراه است و با سکوت این امر فراهم می‌آید که انسان به تفکر بپردازد یا به ذکر الهی اقدام کند و عبادت خداوندگار کند.

امام رضا (ع) درباره فواید سکوت می‌فرماید: از نشانه‌های فهم عمیق و درست، بردباری، دانش و سکوت است دری از درهای حکمت است. سکوت محبت می‌آورد و راهنمای هر خیری است.( اصول کافی، ج 2، ص 113، باب الصمت و حفظ اللسان، حدیث 1)

نکته ۶- «و ترک الجدال فیما لا یَعْنیهم= و آنان را به ترک درگیری و جدال در کارهای بیهوده و بی فایده فرابخوان».

با وجودی که خداوند در قرآن از «جدال احسن» به عنوان یک روش نیکو یاد می کند، اما از جدل، جز به مجادله به روش نیک نهی شده است.(نحل، آیه 125). «جدال احسن» که با هدف تعلیم و بیان حقیقت صورت می‌گیرد، با استفاده از معقولات مقبول در نزد مخاطب است. اما روش‌های دیگر جدل، جز زیان برای دو طرف چیزی در بر ندارد. برای همین است که خداوند در بهترین موقعیتهایی که انسان می تواند رشد کند، ما را از جدل پرهیز داده و می فرماید: لا جدال فی الحج= در حج جدل نکنید». قطعا این تمرینی است برای سایر مراحل زندگی.

چه بسیار دعواهایی که به نقص عضو منجر شده و با یک جدل کوچک شروع شده است؛ چه بسیار دوستان خوبی که بخاطر یک جدل، بینشان جدایی افتاده است؛ جه بسیار خانواده ها که با یک جدل، کارشان به طلاق کشیده شده است. اینها همان «جدال فیما لا یعنی=جدل کردن در امور بیهوده» است.

نکته ۷- «و إقبالِ بعضهم على بعض و المُزاوَرة= به یکدیگر روی آوردن و زیارت یکدیگر».

حضرت می فرمایند: دوستان ما را به صله رحم و رفت و آمد با یکدیگر و رابطه گرم و دوستانه با هم، دعوت کن. چرا که این کار باعث تقرب به خدا و من و دیگر اولیاء اوست.

استاد شجاعی در مورد دوستی و همدلی منتظران منجی و حقوقی که نسبت به یکدیگر دارند

نکته ۸- «و لا یشغلوا أنفسهم بتمزیق بعضهم بعضاً= و خود را مشغول نکنند به درگیری با یکدیگر».

این همان آیه ای است که می فرماید: لَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَت َذْهَبَ رِیحُكُمْ وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ = با یکدیگر نزاع نکنید که فشل و سست خواهید شد و  مهابت‏ شما از بین برود؛ و صبر كنید كه خدا با شكیبایان است.

تاکید حضرت بر این است که «دوستان ما نباید فرصتهای گرانبهای زندگی و وقت ارزشمند خود را به دشمنی با یکدیگر تلف کنند».

نظری داده نشده

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed