www.montazer.ir
سه شنبه 6 آبان 1399
شناسه مطلب: 12011
زمان انتشار: 20 مهر 1399
دعای دوم صحیفه سجادیه در ستایش مقام پیامبر (ص)

ستایش مقام پیامبر (ص)، جلسه 1، 1386/12/25

دعای دوم صحیفه سجادیه در ستایش مقام پیامبر (ص)

دعای دوم صحیفه سجادیه، لطافت و ظرافت خیلی زیادی دارد و از یک جایگاه بلندی برخوردار است و کسی این نوع دعاها را می خواند و درک می کند که از بصیرت بالایی برخوردار باشد و این دعاها با اصل او سنخیت داشته باشد.

 گاهی انسان دعاهایی می کند که افرادی با فهم عادی درک خوبی از آن دارند و علت دعا را می فهمند. اما در بعضی از دعاها، شخص باید لطافت روح، بصیرت، شباهت و سنخیت بالایی با اصل خود داشته باشد تا بتواند آن دعاها را کند. یعنی این نوع دعاها، دعای یک مؤمن معمولی نیست، بلکه دعای یک انسان خاص است که به مجموعه ی نظام خلقت نظر کرده و نعمتهای خدا را دیده و بر زیباترین و بزرگترین نعمت الهی یعنی وجود مبارک و مقدس حضرت رسول الله - صل الله علیه و آله و سلم- شکر گذاری می کند. دعای اول و دوم از این جهت به هم مربوط است که دعای اول حمدهای بی نهایت دارد که نگاه های خیلی عمیق می خواهد تا کسی بتواند حمدهای بی نهایت کند. در دعای دوم بزرگ ترین و با عظمت ترین مخلوق خداوند را مد نظر قرار می دهد و صلوات و درود خداوند را بر این نعمت عظمی نثار می کند.

در این بخش از مباحث استاد شجاعی، مبحث «ستایش مقام پیامبر (ص)» که شرح دوم دعای صحیفه سجادیه می باشد و از جلسه 105 بحث صحیفه گرفته شده است را تقدیم علاقمندان می کنیم.

دعا و شکرگزاری برای وجود مبارک پیامبر ص ویژه ی مومنان خاص است

امام سجاد (ع)، در در دعای دوم صحیفه ضمن پرده برداری از مقام های توحیدی پیامبر - محمد مصطفی- (ص) به زحمت های طاقت فرسایی که آن حضرت در راه آیین فطری اسلام متحمل گردید اشاره نموده است و در پایان به درجات اخروی آن بزرگوار اشاره کرده است. این دعا از 2 فراز تشکیل شده است.

فراز اول:« وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی مَنَّ عَلیْنَا بِمُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ دُونَ الْأُمَمِ الْمَاضِیَةِ وَ الْقُرُونِ السَّالِفَةِ، بِقُدْرَتِهِ الَّتِی لَا تَعْجِزُ عَنْ شَیْ‏ءٍ وَ إِنْ عَظُمَ، وَ لَا یَفُوتُهَا شَیْ‏ءٌ وَ إِنْ لَطُفَ. فَخَتَمَ بِنَا عَلَى جَمِیعِ مَنْ ذَرَأَ، وَ جَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَى مَنْ جَحَدَ، وَ كَثَّرَنَا بِمَنِّهِ عَلَى مَنْ قَلَّ= ستایش برای خداست كه بر ما منّت نهاد و پیامبر خود، محمد ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ، را به سوی ما فرستاد، نه به سوی امت‌های پیشین و مردمانِ گذشته؛ با قدرتی كه در هیچ كاری، هر چند بزرگ، در نمانَد و هیچ چیز را، در چند كوچك، فرو نگذارد. پس ما را واپسین آفریدگان خود قرار داد و بر خدا ناباوران گواه گردانید، و به احسانِ خویش، بر آنان كه اندك شمار بودند، فزونی بخشید.»

امتهای مختلف پیامبران بزرگی داشتند. صلوات خدا بر همه ی انبیاء باد. ما باید خیلی شکر کنیم، باید خیلی احساس خوشبختی کنیم که کامل ترین پیامبر و مخلوق اول و تجلی اعظم، پیامبر ماست. یعنی همه ۱۲۳  هزار و نهصد و نود و نه پیامبری که قبل از ایشان آمدند، مقدمه آمدن اوست. تا وقتیکه بخش انسانی شخص فعال نباشد، نمی تواند نعمتهای انسانی را ببیند و تشکر کند.

فراز دوم این است که چرا من شکر گزار داشتن نعمت رسول الله به عنوان عظیم ترین نعمت هستم؟ خیلی وقتها انسان دستش را بالا می برد و از خدا تشکر می کند ولی وقتی می پرسیم برای چه خدا را شکر می کنی؟ می گوید: به ما سلامتی داده، نعمت داده، چشم داده، دست داده، پا داده، غذا داده. اما کمتر آدمی بخاطر وجود رسول الله خدا را شکر می کند. درک این موضوع آدم های خیلی فهمیده می خواهد که نعمت را درست نگاه کند. حیوان نعمتهای حیوانی را می بیند و تشکر می کند، ولی انسان برای نعمتهای انسانی تشکر می کند. این شرافت بزرگی است که انسان  بزرگ ترین تشکر و حمد خود را به نعمت عظمای ایشان اختصاص دهد.

امام سجاد (ع) از فراز دوم به بعد، اوصافی از رسول خدا می گوید که این اوصاف خیلی دلبری می کند و انسان را هم به وجد می آورد و هم به گریه می اندازد که چقدر این نعمت دوست داشتنی، عزیز و لطیف است و چقدر با وجود لطافت بی نهایت، به خاطر ما زجر و زحمت کشیده و اذیت شده است. همانطوری که پیامبر فرمود: « ما اوذی نبیا مثل ما اوذیت» آن گونه که من اذیت شدم هیچ پیغمبری اذیت نشد. پیامبر این سخن را در حالی می فرماید که بعضی از انبیاء را با اره از وسط نصف کردند، سر بریدند، چه جنایت هایی که در حق پیامبران نکردند.

این همه شکنجه به خاطر ما بود. برای همین است که یک انسان فهمیده و با شعور، نعمتهای الهی را درست نگاه می کند و برای بهترین نعمتهای خدا سپاسگزاری می کند.

انسانی رشد یافته و مومن حقیقی است که وقتی نام پیامبر می آید، وقتی توجه به نعمت رسول الله می کند، خود را ممنون خدا می داند که چنین نعمتی به او داده است. وقتی کسی به شما هدیه ای می دهد، از او تشکر می کنید و از او خوشتان می آید و می خواهید به او محبت می کنید که این هدیه را به شما داده است.آیا ما این طور هستیم که اولا از نعمت وجود رسول الله سرمست باشیم که چه هدیه بزرگی خدا به ما داده است! دراین دنیا فقط انسان های معدودی قدر نعمت رسول الله را می شناسند. اما وقتی حجاب ها در قیامت برای همه کنار می رود و همه می فهمند که رسول الله چه نعمت عظیمی برای انسان ها بوده است، حسرتها آغاز می شود و می گویند کاش قبل از اینکه از دنیا می رفتیم قدر او را می شناختیم. انسان باید به میزان بزرگی رسول الله ممنون خدا شود و به همین میزان نیز از خدا خوشش بیاید، محبت خدا در دلش بیاید که عجب خدای دوست داشتنی، مهربان و خوبی داریم که عظیم ترین مخلوق خود و عظیم ترین تجلی خودش را نصیب ما کرد. در روز حسرت است که همه می گویند: یالیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا= ای کاش راهی با پیامبر ص در زندگی انتخاب کرده بودم.

اسلام دین خاتم است نه سایر ادیان

درمورد خاتمیت پیامبر اکرم حضرت در فراز مذکور، به دو مسئله بسیار مهم توجه دارند. اول اینکه دین اسلام، دین خاتم است. یعنی آخرین دینی است که از طرف خداوند جل و علی بر خلق نازل گردیده است و دوم این که هیچ یک از ادیان گذشته خاتم ادیان نبوده اند.
بنابراین هر کس بعد از محمد مصطفی - صل الله علیه و آله و سلم- ادعای نبوت و نزول جبرئیل بر خویشتن کند، دروغ گو است.
 در همین زمان معاصر و زمان حاضر کسانی را داریم که در گوشه کنار جهان ادعا می کنند که پیامبر هستند و از طرف خداوند مبعوث شده اند، بعضی نیز ادعا می کنند که خودشان همان پیامبر اسلام هستند. بعضی ها گفتند: ما پیامبر اسلام نیستیم، پیامبر جدیدی هستیم و خداوند ما را به پیامبری مبعوث کرده است. به غیر از قرآن که سند است، این فرمایش حضرت سجاد نیز یک سند است که بعد از رسول خدا پیامبری نمی آید و ادعای او مردود می باشد و باید مورد انکار واقع شود. این آگاهی در قرآن کریم نیز، با صراحت تمام آورده است که پیامبر اکرم خاتم النبیین است. آنجا که می فرماید :« و ما کان محمد ابا احد من رجالکم و لا کن رسول الله و خاتم النبیین کان الله به کل شی علیما= پیامبر پدر هیچ یک از مردان شما نیست، ولی فرستاده ی خدا و خاتم پیامبران است و خدا همواره بر هر چیزی داناست».

مسئله دوم این است که هیچ یک از ادیان گذشته خاتم ادیان نبودند - خاتم یعنی پایان دهنده - از این رو یهود و نصاری که هر یک خود را آخرین دین الهی دانسته اند، ادعای نادرستی کرده اند. پس حقایق الهی اسلامی ما که قرآن کریم در بردارنده ی آن است، ناسخ آن ادیان بوده و ادعای یهود و نصرا مبنی بر خاتمیت دین شان، کلامی غلط و برخلاف واقع است.

بدین ترتیب امام سجاد (ع) هر دو وجه اثبات و نفی قضیه را در کلامی کوتاه بیان نموده و فرموده اند« اول الادیان سلف= یعنی ادیان گذشته ادیان خاتم نبوده اند». قطعاً پس از آنها دین دیگری نازل نشده است و ثانیاً دین خاتم موعود دین اسلام است که ختم کننده ی همه ادیان می باشد و در ادامه دین خاتم را این گونه بیان فرموده است که همه ی خلایق تا بر پایی قیامت موظف اند که از این آیین مقدس پیروی کرده و سر پیچی نکنند.

قرآن تمام ادیان گذشته را تأیید می کند

تمام دین از آدم تا خاتم یک حقیقت به نام اسلام است. قرآن از زمانی که آمد، ادیان گذشته را تایید کرد. یعنی از آدم تا عیسی «علیه السلام» را قبول دارد. قرآن می گوید: مسلمان ها به همه ی انبیاء ایمان دارند و همه را قبول دارند که پیامبران خدا بودند و دین شان دین اسلام و حق بوده است. اما بعضی ها دین را یهودی و بعضی ها مسیحی ( نصرانی) کردند و کسان دیگر تحریف ها را ایجاد کردند. اما همه ی دین اسلام است، در طول زمان از آدم تا خاتم یک اسلام است، یک حقیقت است.

خداوند دین اسلام و امت آخر را بر امتهای دیگر، دین شاهد، الگو ونمونه قرار داد

امت آخر یا امت پیامبر که آخرین امت هستند، به برکت وجود پیامبر، گواه و شاهد بر امتهای دیگر هستند. خداوند چنین کار عظیمی را ـ وجود پیامبرـ با قدرتی که در مقابل هیچ چیز عاجز نیست، انجام داده است و با چنین قدرتی پیامبر را نصیب ما کرده، قدرتی که هیچ کاری برایش بزرگ نیست و از کوچک ترین موجود غفلت نمی کند. «و لا یفوتها شی و ان لطفه»، یعنی خداوند لطیف ترین موجودات را به قدرت خود خلق کرده است. هر قدر ظریف و دقیق و کوچک باشد، قدرت خدا آن را می گیرد و شمول قدرت خداوند تبارک و تعالی می شود. به این ترتیب ما را فرزندان پیامبر خاتم قرار داد. «و ختم بنا علی جمیع من ضرع» خداوند دوران پیامبری و رسالت را طوری قرار داد که دوران رسالت و پیامبری، به وسیله ما خاتمه پیدا کرد. یعنی ما و جمیع مخلوقات خداوند تبارک و تعالی، آخرین پیامبر را داریم. «و جعلنا شهدا و علی من محمد و کثرنا منه علی من قله= ما را گواه و شاهد بر منکران خود گردانید. یعنی امت آخر یا امت پیامبر که آخرین امت هستند، به خاطر ایمانشان به رسول الله، گواه و شاهد بر امتهای دیگری هستند که به پیامبر و اهل بیتش ایمان آوردند و تا آخر ایمانشان را حفظ کردند. 

خداوند در بین میلیاردها انسانی که روی زمین هستند، مومنین به رسول الله را در یک حجم بسیار با کیفیت و عظیمی در جهان نگه داشته که بر نبوت حضرت شاهد باشند. بیش از یک میلیارد جمعیت در روی زمین هستند که اعتقاد به نبوت حضرت و ایمان به حضرت، دین و آیین او دارند. و مدت ایام ما را در امامت و رهبری، بر همه ی امتهای گذشته که مدت آنها کوتاه بود برتری داد. یعنی دوران پیامبری رسول الله بیش از 1400 سال است و تا قیامت نیز ادامه دارد. حضرت می فرماید که خداوند دین ما را از نظر زمانی، طولانی ترین دین کره ی زمین قرار داد. در قرآن هم چند آیه در این مورد آمده است« هوالذی ارسل رسوله به الهدی و دین الحق و یظهر الدین کله و لو کره المشرکون= خداوند دین حق را با رسولش فرستاد که بر همه ادیان غلبه پیدا کند، حتی اگر مشرکین را خوش نیاید. این دین، دین پیروز ست. « الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه= اسلام علو پیدا می کند و برتر است و هیچ دینی بر اسلام برتری پیدا نخواهد کرد». خداوند و قرآن امت اسلامی و امامان را بر سایر امتها شاهد، نمونه و الگو می داند.

خداوند تبارک و تعالی دین پیامبر را دین وسط قرار داده است. آیه 143 سوره ی مبارکه بقره « وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَیَكُونَ الرَّسُولُ عَلَیْكُمْ شَهِیدًا = شما را که امت وسط قرار دادیم شاهد و الگو و نمونه برای امتهای دیگر آوردیم. ما شما مسلمان ها را امت وسط قرار دادیم». یعنی به شما یک دین معتدل دادیم که تعادل دارد و در آن افراط و تفریط نیست. یک دین کاملاً متعدل به شما عنایت کردیم تا «لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ = تا نمونه و شاهد بر مردم و الگوی مردم باشید». اگر کسی گفت دین نیست، امکان دین داری نیست، راه خدا گم شده، شما را با این آیین معتدل، به عنوان شاهد برای همه ی امتها می آوریم که نشان دهیم چنین دین معتدل، خوب و کاملی وجود دارد.
خداوند دین اسلام را بر امتهای دیگر، دین شاهد قرار داده است و انسان شاهد، الگو و نمونه کامل مسلمان ها رسول الله است. می فرماید: «لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ = تا شما مسلمانها بر سایر مردم شاهد باشید»، « وَیَكُونَ الرَّسُولُ عَلَیْكُمْ شَهِیدًا= و رسول الله نیز بر شما شاهد باشد». 
این شهود، شهودی است که در قیامت نیز بحث شاهد بودن، با مفهوم گواهی امامان بر اعمال امت آمده است. حضرت در دعا فرمود:« و جعلنا شهداء علی من جهده= ما (اهل بیت) را شاهد بر کفار قرار دادند». پس قرآن امت اسلامی و امامان را بر سایر امتها و بر اعمال بندگان، شاهد گرفته و نمونه و الگو می داند.

نکته دیگری که حضرت سجاد به آن اشاره فرمودند این است که اعمال همه ی انسان ها تا روز قیامت تحت نظارت کامل امامان است. یعنی خداوند تبارک و تعالی یک امام معصوم، یک انسان کامل یا پیامبر را شاهد بر انسانها قرار داده است. در قرآن می فرماید:« و یکون الرسول علیکم شهیدا= رسول خدا بر همه ی شما شهید و شاهد است». یعنی ریز و درشت اعمال انسان تحت نظارت انسان کامل یعنی پیامبر است و بعد از پیامبر به ترتیب امیرالمومنین (ع)، حضرت مجتبی (ع)، حضرت سیدالشهدا (ع) تا امام زمان (ع) که شاهد اعمال همه ی ماست. 
حضرت امام امت (ره) فرمود: در روایت داریم که دو شنبه ها و پنج شنبه ها نامه ی اعمال همه ی ما به وجود مقدس امام زمان عرضه می شود. 
اما امام زمان همیشه و هر لحظه شاهد و ناظر بر اعمال ما است. این مطلب دلیل قرآنی دارد. در سوره ی یاسین داریم که « و کل شی احصیناه فی امام مبین= تمام اشیا عالم به صورت ریاضی و حساب شده در وجود مقدس امام معصوم حضور دارند».

دلیل نظارت و گواه و شاهد بودن معصومین (علیهم السلام)

امام بر ذره ذره ی مواد این عالم و عالم برزخ و قیامت احاطه و نظارت کامل دارد. چون امام بزرگ است و مظهر کامل خدا و خلیفه الله است.

قرآن می گوید: رسول خدا خلیفه الله است، جانشین خداست، مظهر خداست و تمام اعمال و اخلاقیات و ریز ترین چیزهای عالم، مورد نظارت پیامبر و امام است. به همین دلیل در زیارت جامعه ی کبیره خدمت امامان علیه السلام عرض می کنیم: « و ایاب الناس علیکم و حسابهم علیکم= بازگشت همه ی مردم به سوی شماست، حساب شان نیز با شماست». در فرمایش نبوی داریم که امیرالمومنین «قسیم النار و الجنة= تقسیم کننده ی بهشت و جهنم» است. تقسیم کننده ی بهشت و جهنم و میزان اعمال و شاهد اعمال و حاکم و قاضی روز قیامت، به اذن خدا امیرالمومنین (ع)، رسول الله و وجود مقدس ائمه علیه السلام هستند.

حضرت سجاد فرمودند: اعمال همه ی انسانها تا روز قیامت در نظارت کامل امامان است و این نظارت بدان معناست که خرد و کلان رفتار و اعمال مردم، تحت سیطره ی احکام الهی اسلام قرار دارد و هر یک محکوم به حکمی از اسلام است. یا بدین معناست که خداوند متعال به ارواح قدیسه معصومان علیهم السلام علمی شامل و مطلق عنایت فرموده است که یکی از ویژگی های آن، آگاهی از رفتار و کردار بندگان است. یعنی ایشان بر همه ی افعالی که از همه ی امت صادر می شود آگاه هستند. نه تنها اینها، بلکه گاهی شاگرد ها و دوستانشان هم این گونه اند. اگر یک نفر در یک گوشه ای از جهان یک گناهی انجام دهد، اولیای خدا شاهد و ناظر هستند. یعنی ایشان از همه افعالی که از امت صادر می شود آگاهند. امام صادق علیه السلام فرمود:« نحن خزنتة علم الله = ما گنجینه علم و دانش خدا هستیم».

امام صادق علیه السلام فرمود: اسم اعظم 73 کلمه است که خداوند 1 اسم را برای خود نگه داشته و 72 اسم را در اختیار ما قرار داده است. بعد حضرت می فرماید: «عاسف ابن برخیا» کسی است که وزیر حضرت سیلمان «علیه السلام» بود و در کمتر از یک چشم بر هم زدن، تخت بلقیس را حاضر کرد. او فقط یک اسم از 72 اسم را می دانست. ولی ما 72 اسم را می دانیم. « نحن خزنتة علم الله ، نحن عیبته وحی الله= ما صندوق علم خدا هستیم». احتمال دیگر این است که شاید مراد از جمله « و جعلنا شهدا علی من جمعه=ما را شاهدان بر جمعش قرارداد» این باشد که اعمال امت در روز قیامت که «یوم البروز» و «الیوم المشهود» نامیده شده است به طور روشن برملا می گردد. چنانکه قرآن کریم می فرماید:« یَومَ هُم بَرِزُونَ لَا یَخفَی عَلَی اللهِ مِنهُم شَئً = روزی که همه ی نیک و بد خلق آشکار می گردد و هیچ یک از کرده های آنها بر خدا پنهان نمی ماند».

بنابراین، وقتی شما در زیارت حرم امام رضا (ع) عرض حاجت می کنید،حضرت ناظر و شاهد شماست و احاطه ی کامل بر وضع و حال شما دارد. پس اینان مرده و زنده ندارند.

کودک روان ما حاوی روح رسول الله است، پس باید خوب تربیتش کنیم

خداوند این طفلی را که از رسول الله در وجود همه ی ما گذاشته، کودک عزیز روانی است که چون ما قدرش را نمی دانیم، خوب پرورشش نمی دهیم. شان فوق عقلانی ما از جنس رسول الله است. خدای تبارک و تعالی، جل جلاله، آن قدر عظیم الشان است که ما را این گونه خلق کرده، به همه ی ما این روح را داده است. اگر این را نفهمیم، قدر این روح را نمی دانیم و ضایع و خرابش می کنیم.

ما به عنوان یک حیوان قدر بچه هایمان را خوب می دانیم و می فهمیم که باید بچه هایمان را پرورش دهیم. به آنها شیر بدهیم، آنها را به مدرسه بفرستیم،  بزرگشان کنیم تا زن بگیرند، شوهر کنند، دانشگاه بروند. به همین ترتیب اگر ما این بچه ای که از خود رسول الله در وجود ماست، این نفخه ای که از خدا در وجود ما هست را قدر بدانیم و بزرگش کنیم و تربیتش کنیم، به هدف خلقت مان نائل آمده ایم.

خداوند تبارک و تعالی روح ما را از روح رسول الله قرار داده، نور رسول الله را در همه ی ما دمیده است. پس من در درون خود گوهری دارم که از نور پیامبر است. حضرت فرمود:« اولنا محمد، آخرنا محمد، اوسطنا محمد، کلنا محمد». ما باید بفهمیم که همه ما محمد هستیم. اما متاسفانه قدر خود را نمی دانیم، خود را محمدهای کوچکی نگه داشته ایم. در حدیث داریم زمانی که بچه شما به دنیا آمد، قبل از اینکه اسمی برایش انتخاب کنید، اگر پسر بود نامش را محمد بگذارید. بعد اگر خواستید، برایش اسم انتخاب کنید. اگر نخواستید، همان اسم برایش بماند. خوب است که در هر خانه ای این اسم باشد تا همه با حقیقت وجود خود انس بیشتری بگیرند. چون همه ما یکی هستیم و نور رسول الله در وجود همه ی ما هست.

به برکت پیامبرص، «مسخ شدن» و تبدیل انسان به حیوان، فقط در امت اسلام وجود ندارد

سوال شده بود که آیا مسخ نشدن، یعنی تبدیل نشدن انسان به حیوانات، آیا مخصوص امت اسلام است یا در میان پیروان ادیان دیگر هم وجود دارد؟

پاسخ این است که  به برکت وجود مبارک پیامبر اکرم مسخ شدن، از امت رسول الله برداشته شده و گناه کاران امت در ظاهر تبدیل به حیوان نمی شوند. اما در باطن تبدیل به حیوانات می شوند. اما در امتهای قبلی این موارد بوده است. در سوره ی بقره آمده: « و قلنا لهم کونوا قردة خاسئین ما به آنها گفتیم، میمون شوید». آنها به خاطر خصوصیت هایی که داشتند میمون شدند.

 

نظری داده نشده

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed