www.montazer.ir
سه شنبه 6 آبان 1399
شناسه مطلب: 11944
زمان انتشار: 30 شهريور 1399
باید برای حفظ ارتباطات و پاتوق ها تلاش کرد

شرح زیارت عاشورا، جلسه 58، 1381/05/12

باید برای حفظ ارتباطات و پاتوق ها تلاش کرد

انسان باید برای داشتن ارتباط و مهرورزی و صمیمیت با دیگران، یک سره تلاش و تلقین کند و مصلح باشد و به محض این که زمینه برقرار شد، ارتباط و پاتوق را ایجاد کند. انسان حتی به بهانه های مقدس مثل عبادت و ... حق ندارد ارتباطش را با والدین و فامیل و دوستان و پاتوق ها، ضعیف کند. مثلاً  نباید به خاطر درس و کنکور، شرکت در کلاس های معنوی را قطع کند. یا به خاطر درس حوزه،  جلسات هیئت و بسیج نرود. چون پاتوق ها برای انسان، سازنده هستند.

امام صادق (علیه السلام) می فرماید:«بر مسلمین سزاوار است كه در پیوستن با هم و كمك كردن بر مهرورزى با هم و مواسات با نیازمندان و عطوفت نسبت به یكدیگر كوشا باشند، تا چنان باشند كه خداى عز و جل دستور فرموده كه «رُحَماءُ بَیْنَهُمْ»‌[1]  طبق فرموده ی ایشان، باید با همدیگر خوب و مهربان باشیم و برای حفظ ارتباط با دوستان و پاتوق های بهشتی، مراقبت بیشتری کرده و تلاش کنیم. چون حضرت می داند این کار زحمت دارد و مراقبت شخصی و دائمی می خواهد، کلمه ی اجتهاد را به کار می برد.

تلاش زیاد برای برقراری ارتباط، تلقین به خود نیاز دارد و برنامه ریزی می خواهد. انسان باید به خودش تلقین کند که با رفقا ارتباط داشته باشد و گوشه گیر نباشد. پاتوق های مختلف را شناسایی کند و تردد بیشتری به آن ها داشته باشد، تا بتواند در مقابل غم  و غصه ها و حمله های شیطان و افکار و اندیشه هایی که به او هجوم می آورد، دوام بیاورد و شاد باشد، که این زحمت دارد. مثل رفقایی که از مسیرهای دور به کلاس می آیند. این نوعی اجتهاد و تلاش برای برقراری ارتباط می باشد. یعنی نمی گذارند ارتباط فطری شان با پاتوق ها قطع شود. بنده خودم نزدیک به 10 سال، هر چهارشنبه، همه ی کار ها را کنار می گذاشتم و برای زیارت و دعا و دیدار اولیاء و مراجع به قم می رفتم. البته این زحمات و دردسر های خودش را داشت، ولی هیچ وقت این برنامه را تعطیل نکردم. در ارتباط با پاتوق ها باید مقاومت کرد و به کوچکترین بهانه سست نشد. چون در این صورت، آن فیض که باید به انسان برسد، می رسد. خداوند با استقامت کردن در ارتباطات است که به انسان خیر می رساند. جمع را با برکت می کند و نظر رحمت به جمع می اندازد. جمعی که با مختصر بهانه ای متلاشی شود، فایده ندارد. زیاد سراغ داریم پاتوق هایی را که زود متلاشی می شوند. این کار، خون دل و زحمت و پافشاری می خواهد. اگر خون دل خوردی و جمع را نگه داشتی و مقاومت کردی و شرکت کردی، خیرات کثیر می آید. کار همین طوری درست نمی شود. باید زحمت کشید. بعضی از رفقا می گویند: خیلی دوست داریم کلاس بیاییم، ولی کرایه ماشین خیلی سنگین می شود. گفتم: باید مقاومت کرد. این ها حرف شیطان است. خداوند برکت می دهد و مشکلات را حل می کند. باید برای آخرت از دنیا زد. این ها امتحان است و خداوند می خواهد ببیند انسان چقدر مقاومت می کند. باید برای مسائل معنوی و ابدی، پول قرض کرد و اشکالی ندارد. پول قرض کردن کار خوبی نیست. اما از جمله کارهایی که می ارزد برای آن پول قرض کرد، مسائل معنوی است تا ارتباط تأمین شود. این که پول قرض بگیریم و برای مجالس اهل بیت (علیهم السلام) خرج کنیم و چای و شیرینی بخریم و چاپلوسی کنیم و خودمان را  برای اهل بیت لوس کنیم، مزه دارد و هر چه در این راه خرج کنیم، آن ها خیلی زود جبران می کنند.

«صله ی رحم» را واجب کردند، چون خیرات کثیری در آن وجود دارد. ارتباط با پدر و مادر، باجناق، خواهر، برادر و ... تلقین می خواهد و احتیاج به زور گفتن دارد. اگر آن ها حاضر نیستند شام بدهند، شما بهایش را بپردازید و شام بدهید. گاهی با یک غذای ساده یا شیرینی، دور هم جمع می شوید. این دور هم جمع شدن همت می خواهد. شیطان هم در سرد و ضعیف کردن ارتباطات و کاهش آن تلاش می کند. مثلاً شیطان تحریک می کند و بچه ها با هم دعوای شان می شود و چه بسا این بهانه ای می شود برای این که دور هم جمع نشوید. شما می توانید مراقب باشید که بچه ها دعوای شان نشود. البته این که بچه ها با هم دعوا کنند، طبیعی است. بزرگتر ها نباید جدی بگیرند و زود کنار بکشند. شهید دستغیب نقل کردند: مردی بسیار خوب و متدین بود. او از دیار و فامیل و دوستانش جدا شد و مکه رفت. از آن جا خوشش آمد و در آن جا ماند. بعد از مُردن هم اهل عذاب شد، چون ارتباطش با ارحام، ضعیف شده بود و از آن ها جدا شده بود.

اگر دوستی تلفن نزد، ما باید بزنیم. شاید کسی از ما پیش او بدگویی کرده. زود ناامید نشویم. می توانیم برویم و سرمایه گذاری کنیم و مسئله را حل کنیم. مگر این که یقین کنیم تکبر و نخوتی هست و او رابطه را قیچی کرده،  که ما هم باید رابطه را قطع کنیم.

سفارش به تعاون در تقوا و مهرورزی 

تعاون یعنی کمک کردن متقابل با همدیگر. ما در روایات به تعاون به همدیگر سفارش شده‌ایم. امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «... وَالتَّعاوُنِ عَلَى التَّعاطُفِ...[2] = در مهرورزی به همدیگر کمک کنید. » خداوند در قرآن می فرماید: « وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى[3]و باید با یکدیگر در نیکوکاری و تقوا کمک کنید

مفهوم کمک کردن در تعاطف و مهرورزی مطلب لطیفی است. کمک به همدیگر در محبت و مهرورزی و سرمایه گذاری در این کار، به این معنی است که اگر در کارِ آشتی و پیوند و دوستی و برقراری رابطه، مشکلی وجود داشت، سعی کنیم که آن مشکل را برطرف کنیم و این یعنی کمک در مهرورزی و تَعاطُف. 

تعاون در روابط خانوادگی و اجتماعی یعنی، به هم کمک کنیم تا ارتباطات برقرار شود. مثلاً کسی می گوید: من خیلی دوست دارم به این تعداد، شام یا نهار بدهم. اما خانه ما کوچک است و نمی توانم. کمک در مهرورزی یعنی من به او بگویم: این مهمانی را در خانه ی ما بینداز!  تعاون در روابط خانوادگی، یعنی اگر شوهر یا زن قهر کرده، قهر را خیلی طول ندهند و در مهرورزی به همدیگر کمک کنند. اگر قرار است آشتی کنند، کوتاه بیایند  آشتی کنند. اگر می بینند جوّ، جوّ صلح و آشتی و خنده و شادی است، راه شادی را نبندند. اگر بچه را تنبیه کردند، قهر با او را زیاد ادامه ندهند. چون اگر بیش از حد طول بکشد، قلبش می سوزد و به جایی می کشد که دیگر احیای آن قلب سوخته، کار راحتی نیست.  بعد از مدتی که به لج بازی بیفتند و کوتاه نیایند، کار خراب می شود و بچه ای که با یک قهر، اصلاح می شد، دیگر اصلاح شدنی نیست. پدر و مادر زیرک بعد از قهر کردن، کسی را واسطه می کنند تا فرزندشان را با آن ها آشتی دهد.

ما باید دائماً تعاون در مهربانی داشته باشیم که این تلاش می خواهد. نباید با خودخواهی و میل خودمان و این که من این طوری تربیت شده ام و روحیاتم این طوری است یا ژنم این طوری است، خودمان را رها کنیم. این حرف ها را کنار بگذاریم. ما می توانیم مثل خدا شویم. من در جبهه موجی شده بودم و مدت ها در بیمارستان بستری بودم، ولی با کمک همین احادیث درمان شدم. انسان می تواند خودش را اصلاح کند.

باید در خاموش کردن جهنم، به دیگران کمک کنیم

باید در خاموش کردن جهنم «اختلاف، درگیری، سوء ظن، توقع داشتن، زود رنجی و غر زدن» به همدیگر کمک کنیم. اگر نتوانیم این جهنم ها را خاموش کنیم، در قبر گرفتار جهنمی می شویم که خودمان درست کرده ایم. همه ی آن ها مار و عقرب می شوند و سراغ مان می آیند. توقع این که تو باید برای من این طوری باشی، جهنم بزرگی است که باید مواظب باشیم در آن نیفتیم.

اگر کسی بی هوش شود، همه بالای سرش جمع می شویم تا بدانیم چه شده و می خواهیم او را به بیمارستان برسانیم. یا اگر خانه ای آتش بگیرد، خودمان را به آن جا می رسانیم تا آتش را خاموش کنیم و افراد را نجات دهیم. «قهر کردن، عصبانیت، دل خوری، دعوا» جهنم هایی است که افراد گرفتار را می سوزاند.  کسی که مهربانی ابدی و عاطفه ی خدایی دارد، هیچ موقع حاضر نیست کسی را در این حالت ببیند و زود نقشه می ریزد و سرمایه گذاری و برنامه ریزی می کند تا آتش او را خاموش کند. چون آن آتش، فقط آتش دنیایی نیست، هم دنیا را می سوزاند و هم آخرت را می سوزاند. حاضر نباشیم دیگران را در آخرت بسوزانند و شب اول قبر، برزخ و قیامت بدی داشته باشند. هر چقدر آتش خاموش کنیم، خدا هم مراقب ما است و آتش ما را خاموش می کند.

امام صادق (علیه السلام) چقدر مهربان است و چه قدر نگران ما است و دل شوره ی شیعه را دارد که به اصحابش پول می دهد و می فرماید: «جایی دیدید دو شیعه با همدیگر اختلاف دارند، سریع آن اختلاف را حل کنید.» بعضی چنین روحیه ای دارند. تا می بینند دو نفر با هم دعوای شان شده و اختلاف مالی دارند، پول قرض می گیرند و اختلاف آن ها را حل می کنند.

«مهرورزی» در اشعار «فیض کاشانی»

بیایید یاران به هم دوست باشیم             همه مغز ایمان، بی پوست باشیم

نداریم پنهان ز هم عیب هم را               که تا صاف و بی غش به هم، دوست باشیم

بود عیب ما و شهادت برابر                     قفا هم به طوری که در روست باشیم

نباید عیب همدیگر را در دل مان نگه داریم، بلکه باید به شیوه ی درست، رو در روی همدیگر عیب ها را بگوییم و در پشت سر طوری باشیم که رو در روی هم دیگر هستیم.

بود دوستی مغز و اظهار آن پوست          چه حیف است ما حامل پوست باشیم

یکی از مصادیق مهرورزی، اظهار آن است. بین رفقا، رفیقی که بیشتر اظهار محبت کند، به خدا نزدیک تر است. بعضی ها خوب و با عاطفه هستند، ولی عرضه ندارند این عاطفه را اظهار کنند و بگویند: «دوستت دارم» یا «دلم برایت تنگ شده». این بی عرضه گی است. پدر و مادر به فرزندشان نمی توانند این ها را بگویند. زن و شوهر نمی توانند بگویند. خواهر به برادرش نمی تواند بگوید و وقتی به برادرش تلفن می زند فقط  می گوید: حالت چطور است؟ چه خبر؟ بچه ها خوبند؟ خدا حافظ! باید این را هم اضافه کند و بگوید که دلم برایت تنگ شده. این که من بگویم: او می داند دوستش دارم و مخلصش هستم، کافی نیست و این کلمات باید بین ما رد و بدل شود.

دوستی باید مغز داشته باشد. نباید انسان یک سره بگوید: چاکرم، نوکرم و چندین دفعه فدای دیگران شود، ولی آن وقتی که می خواهد سرمایه گذاری برای محبت کند، غیبش بزند و پای کار نباشد.

«مهرورزی شیعی و ولایی» انسان را به خدا نزدیک می کند

تکیه بر سیره ی اهل بیت (علیهم السلام)  باید برای ما فرهنگ بشود و در بین ما گسترش پیدا کند. برای اصلاح جامعه ی کنونی، از نظر سیاسی، اجتماعی، خانوادگی، به این فرمول ها احتیاج داریم. اگر مردم این چند فرمول را رعایت کنند، در مملکت مشکلی باقی نخواهد ماند و خداوند خیر و برکت و رحمت خود را بر ما نازل می کند. آن جا که ما دچار بلا  و عذاب و محدودیت می شویم، برای این است که در ما خشونت هست و رحم و مروت نیست. رحم کردن به ایمان ربطی ندارد. خداوند به خانواده ی کافری که به بهم رحم داشته باشیند و رفیق هم باشند، برکت می دهد. ولی به خانواده ی مؤمنی که با هم اختلاف داشته باشند، برکت نمی دهد.

اهل بیت (علیهم السلام) در خانه از کلمات و القاب عاطفی، زیاد استفاده می کردند و با پسوند و پیشوند عاطفی همدیگر را صدا می زدند، که این یک هنر است. ما باید زیرک باشیم و مثلا در اعیاد، به همه ی رفقا تلفن بزنیم و احوال پرسی کنیم. ولی ما این طوری نیستیم. ما به پدر و مادرمان هم وقت نمی کنیم تلفن بزنیم، تا چه برسد به رفقا و دوستان.

ما احتیاج به مرکز توان و انرژی داریم که بتواند ما را در مهرورزی کمک کند که کم نیاوریم. چون گاهی پاسخ درستی به مهرورزی ما داده نمی شود و یک پاسخ خشن از طرف مقابل می گیریم. خداوند امر به دوستی کرده و فرموده: اگر می خواهید دوست و رفیق و همسایه ی ما در قیامت باشید، باید با همدیگر مهربان باشید، البته مهربانی شیعی و ولایی! کسی که می خواهد با مهرورزی شیعی و ولایی آشنا شود، فرهنگ جبهه را مطالعه کند. ببیند بچه های بسیجی چگونه در کار و تلاش و زندگی عادی شان برای هم فدا می شدند. همیشه که عملیات نبود. چند روز عملیات بود، ولی چند ماه با همدیگر زندگی می کردند. در خیلی کارها مثل شستن لباس و ظرف، زدن واکس زدن کفش و حل مشکلات و ... از هم دیگر سبقت می گرفتند و عاشق هم بودند. این رفاقت شیعی، غیر از مهربانی است که روانشناس ها در تلویزیون و رادیو و  روزنامه و کتاب برای ما می نویسند و می گویند. مهرورزی این ها، خیلی ضعیف است. حیوانات هم مهرورزی و عاطفه دارند و مهرورزی، جزء کمالات حیوانی است. کمالات انسانی، فوق این ها است. اما مهرورزی شیعی با اندیشه ی خدا محوری، یک بحث دیگر است. این مغز انسانیت و عین انسانیت است که انسان از نگاه ابدی به مهرورزی به کاری بپردازد و بر مبنای خدا  ارتباط را برقرار کند و مهرورز و مهربان باشد و به خاطر محبتی که می کند، هیچ طلب و توقعی نداشته باشد و طرف معامله اش فقط خداوند باشد. 

چو ما را به حق دوستی می رساند           

 بیایید با دوستی دوست باشیم

مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم        

هواداران کویش را چو جانِ خویشتن دارم

بعضی به زور تلقین و تحت تاثیر رادیو و تلویزیون و محیط خانوادگی و به خاطر حفظ ظاهر و پرستیژ، به هم لبخند می زنند و ادب به خرج می دهند، اما با دوستی آنان دوستی  حقیقی نیست  و ارتباط شان ضعیف است. این باید جزء شاکله و ذات و شخصیت انسان بشود. انسان باید دوست باز باشد. دوست بازی که مثل بچه های جبهه، با دوستی اش به سمت خدا برود. انسان باید شخصیتش را قوی کند. کسی که فقط به دور و برش نگاه کند، محدود می شود و نمی تواند با دیگران  دوست باشد. چون دوستان، فامیل وخانواده ی ضعیف و بی رمق،  ما را از این روحیه باز می دارند. انسان باید در دوست بازی، فقط با خدا طرف باشد. خداوند این نقش را برای انسان می پذیرد و می پسندد. انسان هر چقدر با دوستی دوست باشد، به خدا و پیامبرش نزدیکتر می شود. الگوی انسان، فامیل و رفقایش نیستند که از آن ها اثر بد بگیرد. انسان کوچک نیست که الگویش را غیر معصوم قرار بدهد. چون خدا کمتر از معصوم (علیهم السلام) را برای او قرار نداده. انسان به قدری بزرگ است که خداوند در قرآن فرموده: « لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ [4]= قطعاً رسول خدا براى شما سرمشقى نیكوست.»  پیغمبری که روی دسته ی شمشیرش که مظهر خشم و جنگ است، این پیام دوستی را نوشته بود: «صِل مَن قَطَعَکَ= بپیوند با کسی که از تو بریده!»

پی نوشت:

[1] الکافی,  جلد۲, صفحه۱۷۵/ حرّ عاملى، وسائل الشیعه 8/ 552، روایت 2.

[2] . در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى‌خوانیم كه فرمود:«یَحِقُّ عَلَى الْمُسْلِمِینَ الْاجْتِهادُ فِی التَّواصُلِ، وَالتَّعاوُنُ عَلَى التَّعاطُفِ، وَالْمُواساةُ لِاهْلِ الْحاجَةِ، وَتَعاطُفُ بَعْضِهِمْ عَلى بَعْضٍ، حَتّى‌ تَكُونُوا كَما امَرَكُمُ اللَّهُ عَزَّوَجَلّ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ = بر مسلمانان لازم است كوشش كنند تا دلهاى خود را به یكدیگر نزدیك سازند و از تعاون آمیخته به محبت فروگذار ننمایند، نسبت به نیازمندان مواسات نمایند، و نسبت به یكدیگر ابراز عاطفه كنند تا مصداق گفتار خداوند «مهربانان به یكدیگرند» گردند. (حرّ عاملى، وسائل الشیعه 8/ 552، روایت 2.)

[3] قرآن کریم / سوره ی مائده / آیه ی 2

[4] قرآن کریم / سوره ی احزاب / آیه ی 21

ظ م - 49

نظری داده نشده

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed