www.montazer.ir
چهارشنبه 1 بهمن 1399
شناسه مطلب: 12168
زمان انتشار: 23 دى 1399
«بصیرت» فرقانی است که با تقوا ایجاد می شود

شرح زیارت جامعه کبیره، 123؛ 1399/10/18

«بصیرت» فرقانی است که با تقوا ایجاد می شود

تقوا موجب می‌شود تا آدمی بتواند میان حق و باطل جدایی افکند و از بصیرتی سود برد که این توانایی را به وی می‌بخشد. هنگامی که آدمی دارای قدرت فرقان و توانایی بصیرت شد، دیگر به سادگی می‌تواند خود را از هر گونه گناهی در هر سطح و درجه‌ای حفظ کند.

بحث ما در شرح زیارت جامعه کبیره دربارۀ آثار تقوا بود که تفسیر حضرت آیت‌‌الله جوادی آملی (حفظه الله تعالی) را در این باب می خواندیم. 8 اثر را تاکنون از آثار تقوا توضیح داده ایم. در ادامه به دیگر آثار آن می پردازیم.

نهمین اثر تقوا، برخورداری انسان از قوه تشخیص حق از باطل است. در این زمینه قرآن می فرماید: «إِنْ تَتَّقُوا اللهَ یَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً وَ یُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَیِّئاتِكُمْ وَ یَغْفِرْ لَكُمْ[1]= ای اهل ایمان، اگر خدا ترس و پرهیزکار شوید خدا به شما فرقان بخشد و گناهان شما را بپوشاند و شما را بیامرزد، که خدا دارای فضل و رحمت بزرگ است».

تمام بدبختی‌‌ها و نکبت‌‌هایی که سراغ ما می‌‌آید، از عدم قدرت تشخیص حق و باطل است. اینکه نمی‌‌دانیم با چه کسی ازدواج کنیم، نمی‌‌دانیم چه رشته‌‌ای را انتخاب کنیم، نمی‌‌دانیم چه شغلی را انتخاب کنیم، نمی‌‌دانیم از کجا خانه بگیریم، نمی‌‌دانیم با چه کسی رفاقت کنیم، این معامله را انجام بدهیم یا ندهیم، اینجا سرمایه‌‌گذاری کنیم یا نکنیم، و.... همه از مصادیق نداشتن قدرت تشخیص در شناخت حق و باطل است. درحالی که قرآن می‌‌فرماید اگر تقوا داشته باشید، خدا به شما قدرت فرق گذاشتن بین حق و باطل قرار می‌‌دهد. خود خدا به شما قدرت می‌‌دهد. لازم نیست استاد ببینید.

چقدر زیبا حضرت استاد جوادی آملی می‌‌فرماید: «قدرت کامل در تشخیص نهایی حق از باطل با درس و بحث عادی حاصل نمی‌‌شود».

شیطان را نگاه کنید. 6 هزار سال عبادت می‌‌کند. حضرت می‌‌گوید معلوم نیست این 6 هزار سال آخرتی است یا دنیایی و تا مقام فرشته‌ها بالا می‌رود و جزء آنها می‌‌شود. حتی از آن‌ها یک سبقت‌‌هایی هم می‌‌گیرد، اما چون قدرت تشخیص ندارد، می‌‌بینید که یک دفعه سقوط می‌کند. پس تشخیص دادن خیلی مهم است که آدم حق و باطل و درست و غلط را در زندگی‌اش تشخیص بدهد. زیرا انسان در بسیاری از موارد دچار اشتباه می‌‌شود و در مواردی در تمیز حق و باطل اشتباه می‌‌کند.

مثلاً در بورس می‌‌خواهی دو جا سرمایه‌‌گذاری کنی. یک کسی خیلی تیز است می‌‌فهمد کجا باید سرمایه‌‌گذاری کند. یک دفعه می‌‌بینی سودش صد برابر می‌‌شود. یک کسی درست هم تشخیص داده، می‌‌داند که باید فلان شرکت‌‌ها را سرمایه‌‌گذاری کند، ولی در شرکتی سرمایه‌‌گذاری می‌‌کند که سودش 2 یا 3 برابر است. سود کرده، اما آن صد برابر کجا و این دو برابر کجا. این اهم و مهم است.

پس اگر تقوا داشته باشید، دو اثر دارد:

1ـ «یَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً» قدرت تشخیص به شما می‌‌دهد؛ هم تشخیص خوب و بد، و هم تشخیص مهم و اهم. مثلاً الان می‌‌خواهم کار فرهنگی کنم. صد نوع کار فرهنگی وجود دارد. در کدام سرمایه‌‌گذاری کنیم؟ الان می‌‌خواهم پولی برای امام زمان (علیه السلام) هزینه کنیم. در کجا خرج کنیم که بی تقوایی نشود.

بی‌‌تقوا می‌‌گوید: رفتم به کسی پول دادم که نماز واجبات را بخواند، نماز قضای پدر و مادرم را بخواند، آن طرف اصلاً نمازخوان نبوده. ما فکر می‌‌کردیم این نمازخوان و متدین است. ولی پول ها را گرفته و عیاشی رفته. بی‌‌تقوایی یعنی این.

بی‌‌تقوایی یعنی نمی‌‌دانی چه کسی را وصی خودت قرار بدهی. وقتی می‌‌خواهی وصیت‌‌نامه بنویسی، نمی‌‌دانی چه چیزی باید بنویسی. یک چیزی می‌‌نویسد که اصلاً در قبر هم به درد او نمی‌‌خورد؛ یا ثوابش اینقدر کم است که اصلاً برای نجات آن بنده خدا نمی‌‌رسد. ولی می‌‌بینی کسی که قدرت تشخیص دارد، می‌‌گوید من یک تومان دارم، می‌‌خواهم خرج کنم، کجا هزینه‌‌اش کنم؟ برای کار فرهنگی؟ برای کار امام زمان (علیه السلام)؟ کجا هزینه کنم؟ به چه چیزی بدهم؟ به چه کسی بدهم؟ به کدام راه بدهم؟ در همه ی اینها اهم و مهم می‌‌کند. تشخیصش خیلی خوب است.

به سختی گشتم، یک رفیق خوب پیدا کردم، نمی‌‌دانم چطوری او را نگه دارم. سخت‌‌تر از پیدا کردن رفیق خوب، نگه داشتن او است. چون تقوا ندارم، نمی‌‌دانم این کسی که الان در زندگی من آمده، پیدایش کرده ام، تازه می‌‌توانم با او رابطه داشته باشم، رابطه عاطفی داشته باشم، احوالپرسی کنیم، نمی‌‌دانم باید این را چطوری نگه دارم. به خاطر یک مسئله دنیایی و زمینی، با یک بداخلاقی با یک خساست او را از دست می‌‌دهم.

اما تقوا باعث می‌‌شود انسان درست تشخیص بدهد. تقوا یعنی در حال، در ثانیه، در ساعت بفهمی الان وظیفه‌‌ات چیست. حتی اگر تلخ هم باشد، به آن عمل کنی. همین که تلخ است این را عمل کن. می‌‌بینی چقدر شهد شیرینی در کام تو ریخت. در زمان آدم باید تشخیص بدهد.

ما الان خیلی آدم در حوزه علمیه داشته ایم که زمان جنگ نتوانستند تشخیص بدهند و ایستادند درس خواندند. وظیفه‌‌اش این بود که حداقل چند ماهی باید می‌‌رفتند جنگ، اما نرفتند.

الان چقدر افراد امام زمان را می‌‌شناسند و او را دوست دارند، برایش دعا می‌‌کنند، خیلی ها هستند، ولی چند نفر مهدوی هستند؟ یعنی چند نفر الان در چادر حضرت هستند؟ چند نفر آدم الان غربت امام زمان، تنهایی امام زمان، اضطرار امام زمان جگرشان را می‌‌سوزاند، و بیقرار هستند. وقت می‌‌گذارند و زیر چادر حضرت کار می‌‌کنند؟ کاری می‌‌کنند که موانع ظهور برطرف بشود؟

عاشق شو ورنه روزی کار جهان سرآید                                   ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

مشکلاتش فرصت‌‌های عالی بوده برای اینکه بتواند از این فرصت‌‌ها بال در بیاورد. می‌‌بینی تمامش افسرده و پژمردگی و دعوا و درگیری و طلاق و طلاق‌‌کشی هست. بلد نبوده از این استفاده کند که اوج بگیرد.

حسادت مسخره‌‌ترین، احمقانه‌‌ترین کار عالم است. وقتی سراغت می‌‌آید، حسادت در عشق، در محبت، در دوستی، در هر چیز دیگری. می گوید نباید اینها به فلانی نزدیک بشوند. این فقط مال خودم است. اگر به فلانی نزدیک بشوند چشم شان را درمی‌‌آورم. خدا حسود را ذلیل می‌‌کند، این سنت خداست. دنیا و آخرت خدا حسود را ذلیل می‌‌کند.

تقوا یعنی انسان جلالت الهی را در نظر بگیرد، تعظیم الهی داشته باشد و بداند که در مقابل چه مقامی هست. هم از نظر عظمت و هم از نظر مقام عشق و مقام الهیت باید حرمتش را رعایت کند. تقوا مثل یک رابطه عاشقانه دو طرفه است که انسان برای اینکه رابطه اش به هم نخورد، به یک سلسله امور نزدیک نمی‌‌شود تا رابطه‌‌اش با محبوب و معشوقش خراب نشود.  

کسی که خداوند، خانواده آسمانی‌اش، غیب و فرشته‌‌هایش برایش مهم نیست، ممکن است به خاطر یک مشکل دنیایی در جنبه‌‌های «جمادی، گیاهی، حیوانی، حتی علمی»، یک دفعه رابطه‌‌اش با غیب خراب بشود، نشاطش از بین برود، ارتباطش خراب بشود، رفت و آمدش با غیب خراب بشود، اینها همه از بی‌‌تقوایی است.

کسی که ماهواره در خانه دارد، عمل بی‌‌تقوایی انجام می‌‌دهد. یعنی کاری می‌‌کند که شیطان، وسوسه‌‌ها، خیالات، افکار و توهمات سراغ خودش و خانواده‌اش بیاید تا آنها را نابود کند.

گاهی بی‌‌تقوایی گناه شرعی و شریعتی مثل مشروب خوردن یا زنا کردن نیست؛ بلکه خیلی وقتها نق و غر است، ناشکری، مقایسه کردن، چشم و هم‌‌چشمی، حسادت و برگشت به خاطرات گذشته است که آدم را نابود می‌‌کند. اینها همه از مصادیق فحشا، بی‌‌تقوایی و بی‌‌پروایی است.

یکی از عوامل آمرزش گناهان، تقوای الهی است

2- «وَ یُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَیِّئاتِكُمْ وَ یَغْفِرْ لَكُمْ »، و گناهان شما را بپوشاند و شما را بیامرزد. نمی‌‌گذارد اذیت بشوی.

بالاتر از پوشاندن گناهان، مغفرت است. مغفرت یعنی طوری پاکت می‌‌کند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. گناهت را نابود می‌‌کند، اصلاً حتی از حافظه‌ات هم می‌‌برد.

در آیه دیگری از آثار تقوا می‌خوانیم: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یُكَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئاتِهِ وَ یُعْظِمْ لَهُ أَجْراً[2]= گناهانش پاک می‌‌شود این اجر آدم را زیاد می‌‌کند». خدا اجر را بالا می‌‌برد، می‌‌خواهد پاداش بدهد، عظیمش می‌‌کند.

کلمه عظیم شوخی نیست. وقتی خدا می‌‌گوید: «اجر عظیم»، یعنی خدا می‌‌خواهد چه کار کند. یعنی این کار را می کند که وقتی دو رکعت نماز را بخوانید، 40 سال گناهت آمرزیده می‌‌‌‌شود، 40 سال قهر بودن ما و گناهان ما آمرزیده می‌‌شود. اینقدر هم به تو ثواب می‌‌دهند، 70 تا هم قصر به تو می‌‌دهند.

ببینید که ما چقدر در معرض رزق کریم، اجر عظیم، رزق عظیم قرار می‌‌گیریم و آن را پس می‌‌زنیم، با اخلاق‌‌های محدود خودمان، با این تنگ‌‌نظری‌‌های خودمان همه کار را خراب می‌‌کنیم.

اعلام التقی/تقوا
پی نوشت:

[1] . سوره مبارکه انفال، آیه 29.

[2] . سوره طلاق، آیه 5.

قا/237

نظری داده نشده

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed