www.montazer.ir
سه شنبه 6 مهر 1400
شناسه مطلب: 12369
زمان انتشار: 18 مرداد 1400
 تقوا موجب رضایت و خشنودی خداست

شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 133؛ 1400/04/17

 تقوا موجب رضایت و خشنودی خداست

تقوا یعنی مراقبت از هر ارتباطی که رضایت و خشنودی خدا را به همراه داشته باشد. آدمی که مراقبت می‌کند، از یک هیبتی برخوردار است که نه شیاطین جنی و نه شیاطین انسی به او طمع نمی کنند تا فریبش بدهند.

در ادامه سلسله مباحث شرح زیارت جامعه کبیره، بحث تقوا را می‌خواندیم. در این جلسه، به مصادیق تقوا اشاره خواهیم کرد.

عزیزترین، محبوب‌ترین و گرامی‌ترین شما در نزد خدا کسی است که درجه تقوایش از همه بالاتر باشد. تقوا یعنی انسان به عشق خدا از هر چیزی که او را از خدا دور می‌کند، پرهیز کند. تقوا یعنی انسان در عشقش صدق داشته باشد. یک زن شوهرداری که به خانواده اش وفادار هست، ارتباطاتش با دیگران به گونه ای است که به عشق همسرش و فرزندانش لطمه ای وارد نمی شود.

تقوا یعنی انسان بتواند الهیت خدا را نگه دارد. یعنی کسی که بتواند لااله الا الله را در دل خودش زنده نگه دارد. تقوا یعنی معشوق من الله است. یعنی انسان بتواند رابطه عاشقانه با خدا را حفظ کند. این عشق احتیاج به محافظت و مراقبت دارد.

تقوا یعنی من سبک زندگی ام را در کمالات «جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی» به گونه ای تنظیم کنم که رابطه ام با غیب، فرشتگان، قرآن، عبادت و... خراب نشود. با آن‌ها یک رابطه عاشقانه داشته باشم. به محض اینکه انسان کاری کند که از عشق فاصله بیفتد، بی تقوائی می‌شود. هر چقدر هم کار خوبی و باارزشی باشد.

در جلسات قبل 22 اثر از آثار تقوا خوانده شد. اثر 23 را در این جلسه فقط معرفی می کنیم.

حضرت امیر کلام، علی (علیه السلام) فرمودند: «وَ أَوْصَاكُمْ بِالتَّقْوَى وَ جَعَلَهَا مُنْتَهَى رِضَاهُ= خدا شما را به پرهیزكارى سفارش كرد، و آن را نهایت خشنودى خود قرار داد».

خداوند ما را جاودانه دوست دارد. از این رو، بهترین توصیه ها را به ما می‌کند. آدم بی تقوا کاری می کند که اعضای خانواده رهایش کنند. چون نمی تواند با آنها کنار بیایند. این خود اوست که این فاصله را ایجاد کرده است.

خواسته‌ی خدا از بنده اش این است که مراقب خودت باش تا رابطه‌ات با من خراب نشود. همان‌طور که منتها و خواسته‌ی یک زن از شوهرش این است که رابطه اش با او خراب نشود. مرد هم همین‌طور. پس مراقب باشید که رابطه‌تان با خدا، فرشتگان، انبیا و ائمه‌اطهار (علیهم‌السلام) به هم نریزد.

تقوا مصادیق مختلف دارد: «جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی» که هر کدام شاخه‌های مختلف دارد. در آخرین مورد گفته شده که تقوا، نگه دارنده انسان است. امام علی علیه السلام فرمودند: «مَنِ اتَّقَی اللَّهَ یُتَّقَی[1]= هر که از خدا پروا کند، از او پروا می‌کنند».

تقوا ترس نیست. بلکه مراقبت است. آدمی که مراقبت می‌کند و ترس هم دارد، از یک هیبتی برخوردار است که نه شیاطین جنی و نه شیاطین انسی به او طمع نمی کنند. به او نزدیک نمی شوند. حتی از شر نفسش هم در امان است. پس کسی که مراقب ارتباطش با خدا هست، خدا هم مراقب اوست.

آیت الله جوادی آملی می‌فرماید: «زیرا در بسیاری از مواقع بر اثر هیبتی که شیاطین از انسان متقی احساس می‌کنند، به فکر شر رساندن به او نمی‌افتند و در مواردی که به فکر توطئه و شر رساندن می‌افتند، خداوند توطئه آن‌ها را خنثی می کند». این‌که شخص می‌گوید: من جن زده شدم، بختم را بستم، سحرم کردند و... به خاطر بی‌تقوائی خودش است. سحر در جائی اثر دارد که شخص باج داده باشد و شیطان نیز می‌تواند به راحتی در او نفوذ کند. یعنی سیستم دفاعی روحش ضعیف است. از این‌رو، در جائی‌که سیستم دفاعی ضعیف باشد میکروب به راحتی وارد می‌شود.

پل‌های پشت سرتان را در رابطه با خدا خراب نکنید

حضرت در روایت دیگری فرمودند: «اِتَّقِ آللّهَ بَعْضَ التُّقَى وَ إِنْ قَلَّ وَاجْعَلْ بَیْنَکَ وَبَیْنَ آللّهِ سِتْراً وَإِنْ رَقَّ[2]= تقوا و پرهیزکارى پیشه کن هرچند کم باشد و میان خود و خدا پرده اى قرار ده هرچند باریک باشد».

مراقب رابطه‌تان با خدا باشید. همه پل‌ها را پشت سرتان خراب نکنید. یک رشته اتصالی را نگه دارید. هر چند کم و باریک باشد. یک حیایی، خجالتی یا حرمتی بین خود و خدا نگه دارید. به حریم مردم تجاوز نکنیم. ادب امر به معروف را نگه داریم. به راحتی شخصیت دیگران را تخریب نکنیم. نقطه ضعف از هم پیدا نکنیم. آدم با شرافت کسی را کوچک نمی بیند. پرده‌دری نکنیم. چون به معنای سقوط است. حتی اگر این پرده رقیق هم باشد، آن را نگه اش داریم. شاید مانع عذاب و نجات بدهد. پس حرمت احکام و آداب دینی را داشته باشیم. حیا چیز خوبی است. اگر حواست به غیب باشد، غیب هم حواسش به توست. اگر برای آنها ارزش قائل نباشی، دست رهاست.

به مصادیق نرسیدیم و کمتر در این جلسه صحبت کردیم. یک جلسه راجع به مصادیق در اعتقادات خواهیم داشت. در اعتقادات یعنی در توحید که تقوا چگونه رعایت می شود. گاهی شخص حیایش به گونه ای است که به خودش اجازه نمی دهد درباره خدا هر نوع فکری داشته باشد. فکر بد نمی کنند.

اینکه در اعتقادات چگونه فکر کنیم که بی‌تقوا نباشد؟ در اخلاق چگونه رفتار کنیم که بی‌تقوایی نباشد؟ در احکام و شریعت هم  همین‌طور در جلسات آینده بحث خواهیم کرد.

قا/181

تقوا


[1]. محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج3، ص527.

[2]. نهج البلاغه، حکمت 242.

نظری داده نشده

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed