www.montazer.ir
چهارشنبه 18 تير 1399
شناسه مطلب: 11452
زمان انتشار: 10 دى 1398
| | | | |
عشق واقعی به امام زمان علیه السلام

عشق واقعی به امام زمان علیه السلام

فیلم

1 - عشق واقعی به امام زمان علیه السلام

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11442
زمان انتشار: 7 دى 1398
| |
آینده جهان و نظریه پردازان

آینده جهان و نظریه پردازان

امروزه در اثر تحولاتی که در آخرین دهه قرن بیستم رخ داده است، مخصوصاً فروپاشی شوروی و پایان رسمی جنگ سرد، اندیشه «حکومت جهانی» به محور پیش بینی نویسندگان معاصر (عمدتاً آمریکاییان) درباره آینده جهان تبدیل شده است. دیدگاه مشترک نویسندگان غربی، توسعه خطی تحولات و رسیدن حتمی به حکومت جهانی دموکراسی لیبرال است. لذا «مسئوولیت» رهبران غرب برای رسیدن به آن موقعیت و «بی فایده بودن مقاومت» مردم و رهبران غیر غربی در برابر این سیر محتوم وقایع جهان را متذکر می شوند. اما هر یک از آن ها برای مقصود خویش راهی جداگانه را برگزیده اند. به تعدادی از این نظریات یا پیش بینی ها، بدون نقد آن، اشاره می کنیم.

الف) فرانسیس فوکویاما (معاون ژاپنی الاصل بخش برنامه ریزی سیاسی وزارت امور خارجه آمریکا – تابستان 1989) با پردازشی نو از اندیشه هگل درباره آخرالزمان، چنین می اندیشد که «جریان حقیقی تاریخ» در سال 1806 کمال معنوی پیدا کرده است و پس از ظهور و شکست محتوم فاشیسم و مارکسیسم، سرانجام به سیطره دموکراسی لیبرال می انجامد و به کمال مادی هم دست می یابد. او تنها آلترناتیو (جایگزین) واقعی و معتبر لیبرالیسم را فاشیسم و کمونیسم می داند که فرو پاشیده اند، ولی معتقد نیست که دیگر هیچ اندیشه ای وجود ندارد. بلکه به نظر او در «پایان تاریخ» برخی جوامع به صورت جوامع لیبرال موفق درآمده و بقیه هم از ادعای خود مبنی بر ارایه اشکال و الگوهای متفاوت و برتر درباره ساماندهی انسانی چشم می پوشند. در واقع لیبرالیسم از آن رو بر جهان مسلط می شود که در برابرش، ایدئولوژی بسیج و جهانی شدن دموکراسی غربی به عنوان شکل نهایی حکومت با لوازم آن یعنی شیوه زندگی سرمایه داری و میل دستیابی به جامعه مصرفی که به لیبرالیسم اقتصادی و سیاسی منجر می شود است. او این رکود برخورد و تکاپوی اندیشه ها را پایان تاریخ می نامد؛ دورانی که در آن شور و شوق ها از بین رفته و سده های ملالت باری در پیش خواهد بود. او درباره جهان سوم معتقد است که هنوز در تاریخ فرو رفته است، و آن را تحقیر می کند و می گوید که جهان سوم در تحول ایدئولوژیکی جهان نقشی ندارد. از نظر او تعارض شمال و جنوب (به جای شرق و غرب)، بیداری جهان اسلام، رشد ملی گرایی، شکست سیاست های توسعه، گسترش تروریسم، بحران سیستم پولی بین المللی، بی ثباتی بازارهای جهانی، قدرتمند شدن متزاید هند و برزیل، همگی فرعی بوده و تناقض بنیادین با لیبرالیسم ندارند. بلکه «میراث مشترک ایدئولوژیکی بشریت» اهمیت دارد. این میراث مشترک، همان لیبرالیسم اقتصادی و سیاسی است. ب) مارشال مک لوهان نیز همین نظر را با دیدگاه دیگری بیان می کند. دیدگاه او مبتنی بر انقلاب در عملیات با اطلاعات است که جهان کنونی را به یک دهکده تبدیل کرده است و حتی ارتباطات در جهان فعلی از ارتباط افراد یک دهکده سریع تر و راحت تر شده است. در همه دنیا یک دریای واحد اطلاعاتی هست که سرچشمه و منبع آن غرب است. این تحول در اطلاعات سبب تماس نزدیک فرهنگ های بومی و غیر غربی با فرهنگ غربی دموکراسی لیبرال شده است و در این تماس طبعاً فرهنگ قوی و غالب، فرهنگ های دیگر را جذب و هضم می کند و تفکر لیبرالیسم در سراسر جهان رواج می یابد. فرهنگ ها یک کاسه می شوند و عناصر کلیدی ساختار اجتماعی (اقتصاد، سیاست، فرهنگ و غیره) همه به سوی «یکسان شدن» پیشرفته و نهایتاً مقتضی ایجاد یک حکومت جهانی که فرهنگ و ساختار اجتماعی «دهکده جهانی» هویت آن را تعیین می کند، خواهد بود. با این مقدمات ضرورتاً حکومت واحد جهانی با فرهنگ دموکراسی لیبرال تشکیل می شود.  ج) آلوین تافلر دیدگاهی دارد که نه مبنای فلسفی دارد و نه روش جامعه شناسی؛ استدلال و برهان نهایی ارایه نمی دهد؛ بلکه همواره از یک نقطه شروع کرده و با ارایه مثال و نمونه به نقطه دیگری عزیمت می کند. او مشکل آینده جهان را براساس نوع «قدرت» و «تقسیم آن» ترسیم می کند و قدرت را مهم ترین (یا تنها) عامل مؤثر سیاسی جهان و ساختار اجتماعی بشر می داند. او معتقد است که سه گونه تمدن در جهان وجود دارد که هر یک نظام خاصی برای تولید ثروت دارد: تمدن کشاورزی (موج اول)، تمدن صنعتی (موج دوم)، تمدن علمی و اطلاعاتی (موج سوم) که راه آینده جهان در نتیجه برخورد آن ها با هم ایجاد و مشخص خواهد شد. در این تمدن ها اگر چه عناصری از مذهب، فرهنگ و قومیت وجود دارند، ولی این پیوندها توسط نیروهای صنعتی ضعیف شده اند، لذا در تمدن موج سوم تأثیر این عناصر بسیار اندک و در تمدن کشاورزی در بالاترین حد است. او هر یک از این تمدن ها را چون جوامعی با مذاهب، فرهنگ ها و قومیت های متفاوتی را در بر می گیرد یک «ابر تمدن» می نامد که با مفهوم رایج «تمدن» چندان سازگار نیست به نظر تافلر جنگ به شیوه موج سوم، جنگی با ابزار و تسلیحات هوشمندانه (الکترو – لیزری) است، که دقت بسیار و آسیب پذیری کم دارد و جنگی بهداشتی و پاکیزه است.   د) پال کندی از استادان مشهور انگلیسی دانشگاه های آمریکا، نظراتی واقع بینانه تر دارد. البته نظریات وی جنبه پیش بنی ندارد، بلکه بررسی مشکلات واقعی است که به ترتیب ایالات متحده آمریکا، غرب و بالاخره تمام انسان ها با آن مواجه هستند و خواهند بود. بنابراین می توانیم نظریات او را در دو قسمت بیان کنیم: 1. افول نسبی ایالات متحده آمریکا: که به تعبیر وی به عارضه «گستردگی بیش از اندازه امپراتوری» دچار شده است. (یعنی مجموع منافع و تکالیف جهانی آن، امروزه بسیار بزرگتر از قدرت آن برای دفاع همزمان از همه آنهاست.) و همچنین با امکان نابودی هسته ای که ماهیت سیاست قدرتمندانه بین المللی را کاملاً دگرگون کرده است روبرو است. به نظر وی به دلیل امکان نابودی کامل طرفین در یک جنگ تمام عیار هسته ای، آن ها به گسترش نیروهای سنتی خود که هزینه بسیار بیشتری دارد، رو آورده اند. مجموع این خصوصیات سبب شده است که اگر روزی کشورهای مهم درگیر جنگ غیر هسته ای شوند، وضعیت استراتژیکی ایالات متحده آمریکا سبب شود مثل اسپانیای امپراتوری یا بریتانیای دوران ادوارد هفتم، مخاطراتی عظیم متوجه منافع این کشور در خارج از آن شود و این کشور هم به تنهایی قادر به دفاع همزمان از آن ها نخواهد بود و ترک هر یک از آن ها هم خطرات بزرگ دیگری دارد. 2. مشکلات آینده جهان خصوصاً جهان غرب: پاول کندی برخی از مسائل را که مشکلاتی مشترک (البته از وجوه مختلف) در انتهای قرن بیستم برای بشر می آفریند، بررسی می کند: انفجار جمعیت، انقلاب بیولوژی و در نتیجه بیکاری، فقر و نگرانی میلیون ها کشاورز، پیشرفت ارتباطات و .... او نتایج این مشکلات و راه های مبارزه با آن یا تقویت آن را نیز بررسی می کند. روی هم رفته کار پاول کندی عمدتاً بررسی واقعیات است نه پیش بینی وسیع آینده البته نویسندگان دیگری هم در این مورد نظراتی دارند. مثلاض دکتر احمد سیف معتقد است که دموکراسی های غربی از جهان سوم دشمنانی دیو هیبت و اهریمنی نشان می دهند (از نظر رقابت ایدئولوژیک، از نظر احتمال مهاجرت گسترده جنوب به شمال، و از نظر تهدید نظامی و غیره) تا خود موفق شوند به حالت بربریت برگدند.  هـ) ساموئل هانتینگتون استاد دانشگاه هاروارد آمریکا که نظریه معروف «برخورد (رویارویی) تمدن ها» را پرداخته است، خلاصه اندیشه وی از این قرار است: 1. نقطه اصلی برخورد در جهان آینده نه ایدئولوژیکی است و نه اقتصادی، بلکه فرهنگی است و بین تمدن ها صورت می گیرد. 2. حتی ممکن است در درون یک تمدن نزاع ها و برخوردهایی هم پدید آید؛ ولی سرنوشت جهان را برخورد تمدن ها تعیین خواهد کرد. 3. تمدن، بزرگترین واحد عرصه بین الملل است و در جهان کنونی هفت یا هشت تمدن بزرگ وجود دارد، تمدن غربی، تمدن کنفوسیوسی، تمدن ژاپنی، تمدن اسلامی، تمدن هندو، تمدن اسلاوی – ارتدوکس، تمدن آمریکای لاتین و احتمالاً تمدن آفریقایی. این تمدن ها وجوه اختلاف اساسی دارند: تاریخ، زبان، فرهنگ، سنت، و از همه مهم تر مذهب؛ البته اختلاف لزوماً به معنی درگیری و درگیری مترادف با خشونت نیست. هر چند اغلب، طولانی ترین و خشنوت آمیزترین برخوردها بین تمدن ها بوده است. 4. جهان در حال کوچک تر شدن، کنش و واکنش بین ملت های وابسته به تمدن های مختلف در حال افزایش، و در نتیجه هوشیاری تمدنی و آگاهی به وجوه اختلاف بین تمدن ها و وجوه اشتراک در درون هر تمدن در حال شدت یافتن است (خود آگاهی تمدنی.) 5. مذهب و فرهنگ، هویت واقعی افراد را تشکیل می دهد و حل مسایل مربوط به آن از حل مسایل اقتصادی و سیاسی دشوارتر است و تمایزات مربوط به آن واقعی و غیر قابل تعویض یا معامله است. 6. تمدن های کنفوسیوسی و اسلامی در حال ارتباط و همکاری با هم در برابر تمدن غرب (برای برخورد با منافع، ارزش ها و قدرت آن) هستند. موضوعات همکاری و ارتباط این دو با هم، سلاح های هسته ای شیمیایی و بیولوژیکی، موشک های بالستیک و ابزار پیشرفته پرتاب آن ها، قابلیت های راهبری و اطلاعاتی دیگر امکانات الکترونیکی در این زمینه است و غرب می کوشد در قالب «کنترل تسلیحات» با آن مقابله کند. این امر احتمالاً موجب درگیری بین غرب و چند کشور اسلامی کنفوسیوسی در آینده بسیار نزدیک خواهد شد. در انتها، وی به غرب اندرزهایی از قبیل همکاریو وحدت بیشتر کشورهای غربی با هم، در انتها، وی به غرب اندرزهایی از قبیل همکاری و وحدت بیشتر کشورهای غربی با هم، افزایش قدرت خود و سازش با تمدن های دیگر و ادامه رابطه با روسیه و ژاپن، استفاده از تعارض های درون تمدن های دیگر و حمایت از گروه های غربگرا در تمدن های دیگر و درک عمیق تر از ارزش ها و باورهای تمدن های دیگر و شناخت عناصر مشترک بین تمدن غربی و سایر تمدن ها و نیز تقویت نهادهای بین المللی تحت سلطه اش می نماید. 7. از نظر هانتینگتون جهان معاصر پس از جنگ سرد دو خصیصه دارد: 1. در گذشته یک نظام بین المللی چند قطبی (پس از شکست ناپلئون) مبتنی بر چارچوب غرب و اروپا وجود داشت، اکنون برای اولین بار در تاریخ، سیاست های جهانی هم چند قطبی است و هم چند تمدنی (هر یک یا چند قدرت بزرگ متعلق به یک تمدن هستند.) 2. در جهان چند قطبی – چند تمدنی، بی تردید غرب همچنان به صورت فائقه خواهد ماند، ولی قدرت و جذابیت تمدن های دیگر در حال افزایش و عکس العمل بر ضد غرب هم در حال شکل گیری است. ولی در دراز مدت قدرت غرب نسبت به دیگر تمدن ها در حال کاهش است. 8. مهم ترین منابع بی ثباتی در جهان معاصر عبارتند از: الف: در جهان چند ملیتی – چند تمدنی، بروز درگیری های قومی و قبیله ای در درون کشورها و جوامع امری کاملاً بدیهی است به: پویایی موجود در جهان اسلام در زمینه تجدید حیات اسلام که بنیاد گرایی اسلامی صرفاً بخش کوچکی از آن است. احیای اسلام واکنشی است به مشکلات ناشی از نوسازی و تحول اجتماعی، افزایش جمعیت، شهری شدن مردم و از خود بیگانگی (گسستن از سنت های بومی و نیز واکنشی است علیه قدرت غرب). ج: تحولات ژرف جاری در آسیای شرقی که پویاترین منطقه اقصتادی جهان است و چرخش قدرت از غرب به سمت کشورهای آسیایی بسیار بدیهی است و چین بازیگر اصلی در آسیاست و در آینده این کشور (پس از رشد اقتصادی سریع) گستاخ تر و توسعه طلب تر و مهاجم تر و امپریالیست تر خواهد شد. 9. هانتینگتون جریان های دموکراسی شدن در جهان معاصر و آخرین مراحل آن و تغییر ساختارهای حکومتی مختلف در نقاط متفاوت جهان و همچنین تغییرات نهادها و سازمان های تشکیل دهنده هر یک و میزان سازگاری آیین کنفوسیوس و اسلام با دموکراسی را بررسی می کند و رهنمودهایی را نیز برای دموکرات شدن ذکر می کند و علل میزان پیشرفت دموکراسی در جوامع را مورد تحقیق قرار می دهد.  و اما از دیدگاه قرآن: قرآن کریم درباره سرانجام بشر، دیدگاهی خوش بینانه دارد و در آن پایان دنیا، پایانی روشن و سعادت آمیز دانسته شده است. عبودیت الهی در سطوح گوناگون فردی و اجتماعی آن، براساس برنامه ریزی خداوند و در چارچوب اصل اختیار واقع شده و غالب انسان ها از آن بهره مند می شوند. آیات ناظر به آینده جهان، بر عنصر خوش بینی در جریان کلی نظام طبیعت و طرد عنصر بدبینی درباره، پایان کار بشر تأکید ورزیده، به نوعی فلسفه تاریخ بر اساس سیر صعودی و تکاملی آن اشاره دارد. از نگاه اسلام، دین با پشت سرگذاشتن مراحل مختلف، در کامل ترین شکل خود به بشر عرضه شده است و تمام نبوت ها و شرایع پیشین، مقدمه شریعت ختمیه اند. در مجموع می توان نتیجه گرفت که دوره اسلامی، همان دوره آخرالزمان است که تحقق کامل دیدگاه مثبت اسلام، درباره پایان تاریخ، در عصر ظهور امام مهدی (ع) به وقوع خواهد پیوست. آیه 55 سوره نور «وعد اللهُ الذین آمنوا منکم وعملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم ولیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم ولیبدلنهم من بعد خوفهم امنا یعبدوننی لایشرکون بی شیئاً» دلالت بر پایانی خوش برای جهان دارد.   کتاب فرهنگ الفبایی مهدویت، واژگان مهدوی، حرف آ، 

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11435
زمان انتشار: 3 دى 1398
| |
آثار دعای فرج

آثار دعای فرج

این دعا اجابت دعوت خدا و رسول (صلّی الله علیه و آله و سلّم) است.

روایات مختلفی به بیان آثار، فوائد و ویژگی هایی که بر دعا کردن برای تعجیل فرج مترتب است، پرداخته است که به پاره ای از آنها اشاره می کنیم.

1- فرمایش حضرت ولی عصر (علیه السّلام) : بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که فرج شما در آن است. 2- این دعا سبب زیاد شدن نعمت می شود. 3- اظهار محبت قلبی است. 4- نشانه ی انتظار است. 5- زنده کردن امر ائمه اطهار (علیه السّلام) است. 6- مایه ی ناراحتی شیطان لعین است. 7- نجات یافتن از فتنه های آخر الزمان است. 8- اداء قسمتی از حقوق آن حضرت است، که اداء حق هر صاحب حقی،واجب ترین امور است. 9- تعظیم خداوند و دین خداوند است. 10- حضرت صاحب الزمان (علیه السّلام) در حق او دعا می کند. 11- شفاعت آن حضرت در قیامت شامل حال او می شود. 12- شفاعت پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) ان شاءالله شامل حالش می شود. 13- این دعا امتثال امر الهی و طلب فضل و عنایت او است. 14- مایه ی استجابت دعا می شود. 15- اداء اجر رسالت است. 16- مایه ی دفع بلا است. 17- سبب وسعت روزی است ان شاءالله. 18- باعث آمرزش گناهان می شود. 19- سبب تشرف به دیدار آن حضرت در بیداری یا خواب می شود ؛ ان شاءالله. 20- سبب رجعت به دنیا در زمان ظهور آن حضرت می شود ؛ ان شاءالله. 21- از برادران پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) خواهد بود. 22- فرج مولای ما حضرت صاحب الزمان (علیه السّلام) زودتر واقع می شود. 23- پیروی از پیغمبر و امامان (علیه السّلام) خواهد بود. 24- وفای به عهد و پیمان خداوندی است. 25- آثار نیکی به والدین برای دعا کننده حاصل می شود. 26- فضیلت رعایت و اداء امانت برایش حاصل می شود. 27- زیاد شدن اشراف نور امام (علیه السّلام) در دل او است. 28- سبب طولانی شدن عمر است، ان شاءالله. 29- تعاون و همکاری در کارهای نیک و تقوی است. 30- رسیدن به نصرت و یاری خداوند و پیروزی بر دشمنان به کمک خداوند است. 31- سبب هدایت به نور قرآن مجید است. 32- نزد اصحاب اعراف معروف می گردد. 33- به ثواب طلب علم نائل می شود؛ ان شاءالله. 34- از عقوبت های اخروی ان شاءالله در امان می ماند. 35- هنگام مرگ به او مژده می رسد و با او به نرمی رفتار می شود.  36- این دعا اجابت دعوت خدا و رسول (صلّی الله علیه و آله و سلّم) است. 37- با امیرالمومنین (علیه السّلام) و در درجه آن حضرت خواهد بود. 38- محبوب ترین افراد نزد خداوند خواهد بود. 39- عزیزترین و گرامی ترین افراد نزد خداوند خواهد بود. 40- ان شاءالله از اهل بهشت خواهد شد. 41- دعای پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) شامل حالش می شود. 42- کردارهای بد او به کردارهای نیک مبدل می شود. 43-خداوند متعال در عبادت ، او را تأیید می فرماید. 44- ان شاءالله با این دعا عقوبت از اهل زمین دور می شود. 45- ثواب کمک به مظلوم را دارد. 46- ثواب احترام به بزرگ تر و تواضع نسبت به او را دارد. 47- پاداش خونخواهی حضرت ابی عبدالله الحسین (علیه السّلام) را دارد. 48- شایستگی دریافت احادیث ائمه اطهار (علیه السّلام) را می یابد. 49- نور او برای دیگران نیز- روز قیامت – درخشان می گردد. 50- هفتاد هزار نفر از گنهکاران را شفاعت می کند. 51- دعای امیرالمومنین (علیه السّلام) در روز قیامت ، شاملش می گردد. 52- بی حساب داخل بهشت شود. 53- از تشنگی روز قیامت در امان می ماند. 54- در بهشت جاودان است. 55- مایه ی خراش روی ابلیس و مجروح شدن دل او است. 56- روز قیامت هدیه های ویژه ای دریافت می دارد. 57- خداوند عزوجل از خدمتگزاران بهشت نصیبش می فرماید. 58- در سایه ی گسترده ی خداوند قرار گرفته و رحمت بر او نازل می شود – مادامی که مشغول آن دعا باشد. 59- پاداش نصیحت مومن را دارد. 60- مجلسی که در آن برای حضرت قائم – عجل الله فرجه – دعا شود، محل حضور فرشتگان می گردد. 61- دعا کننده مورد مباهات خداوند می شود. 62- فرشتگان برای او طلب آمرزش می کنند. 63- از نیکان مردم – پس از ائمه اطهار (علیه السّلام) – می شود. 64- این دعا اطاعت از اولی الامر است که خداوند اطاعتشان را واجب ساخته است. 65- مایه ی خرسندی خداوند عزوجل می شود. 66- مایه ی خشنودی پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می گردد. 67- این دعا خوشایندترین اعمال نزد خداوند است. 68- از کسانی خواهد بود که خداوند در بهشت به او حکومت می دهد، ان شاءالله. 69- حساب او آسان می شود. 70- این دعا در عالم برزخ و قیامت مونس مهربانی خواهد بود. 71-این عمل بهترین اعمال است. 72- باعث دوری غصه ها می شود. 73- دعای هنگام غیبت بهترازدعای هنگام ظهور امام  (علیه السّلام) است. 74- فرشتگان درباره اش دعا می کنند. 75- دعای حضرت سید الساجدین (علیه السّلام) – که نکات و فوائد متعددی دارد- شامل حالش می شود. 76- این دعا تمسک به ثقلین (کتاب و عترت) است. 77- چنگ زدن به ریسمان الهی است. 78- سبب کامل شدن ایمان است. 79- مانند ثواب همه ی بندگان به او می رسد. 80- تعظیم شعائر خداوند است. 81- این دعا ثواب کسی که با پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) شهید شده را دارد. 82- ثواب کسی که زیر پرچم حضرت قائم (علیه السّلام) شهید شده را دارد. 83- ثواب احسان به مولای ما حضرت صاحب الزمان – عجل الله فرجه – را دارد. 84- در این دعا ، ثواب گرامی داشتن عالم هست. 85- پاداش گرامی داشتن شخص کریم را دارد. 86- در میان گروه ائمه اطهار (علیه السّلام) محشور می شود. 87- درجات او در بهشت بالا می رود. 88- از بدی حساب در روز قیامت در امان می ماند. 89- به بالاترین درجات شهدای روز قیامت نائل می شود. 90- و رستگاری به سبب شفاعت فاطمه زهرا (علیه السّلام) را در پی دارد. منبع: کتاب فرهنگ الفبایی مهدویت

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11422
زمان انتشار: 30 آذر 1398
| | | | |
ملاقات احمد ابن اسحاق با امام حسن عسکری علیه السلام

ملاقات احمد ابن اسحاق با امام حسن عسکری علیه السلام

فیلم

1 - ملاقات احمد ابن اسحاق با امام حسن عسکری علیه السلام

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11423
زمان انتشار: 28 آذر 1398
| | | | |
ما باید بخواهیم تا امام زمان علیه السلام ظهور کنند

ما باید بخواهیم تا امام زمان علیه السلام ظهور کنند

باور غلطی که بعضی ها در ذهن مردم انداختند و گفتند امام زمان به خواست خدا غایب شده و هر وقت خدا بخواهد می آید. اما امام علیه السلام در نامه ای به شیخ مفید فرمودند: هر وقت شما بخواهید من می آیم.

فیلم

1 - ما باید بخواهیم تا امام زمان علیه السلام ظهور کنند

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11414
زمان انتشار: 24 آذر 1398
| | | | |
مدعیان کجایید که هزار ساله نتونستین این دو صفت را بدست بیارید

مدعیان کجایید که هزار ساله نتونستین این دو صفت را بدست بیارید

صوت

1 - مدعیان کجایید که هزار ساله نتونستین این دو صفت را بدست بیارید

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11401
زمان انتشار: 22 آذر 1398
| | | | |
آیا ما در کوتاه کردن غیبت امام زمان می توانیم موثر باشیم؟

آیا ما در کوتاه کردن غیبت امام زمان می توانیم موثر باشیم؟

صوت

1 - آیا ما در کوتاه کردن غیبت امام زمان می توانیم موثر باشیم؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11400
زمان انتشار: 20 آذر 1398
| | | | |
امام زمان اگر واقعا زنده است و این همه ظلم در جامعه بشری را می بینند پس چرا نمیان؟

امام زمان اگر واقعا زنده است و این همه ظلم در جامعه بشری را می بینند پس چرا نمیان؟

صوت

1 - امام زمان اگر واقعا زنده است و این همه ظلم در جامعه بشری را می بینند پس چرا نمیان؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11393
زمان انتشار: 17 آذر 1398
| | | | |
همین الان که امام زمان نیست، خودت را به رنگ ماندگار انتظار دربیار

همین الان که امام زمان نیست، خودت را به رنگ ماندگار انتظار دربیار

صوت

1 - همین الان که امام زمان نیست، خودت را به رنگ ماندگار انتظار دربیار

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11380
زمان انتشار: 14 آذر 1398
| | | | |
من کِی گفتم، راضی نیستم امام زمان ع بیاد؟

من کِی گفتم، راضی نیستم امام زمان ع بیاد؟

فیلم

1 - من کِی گفتم، راضی نیستم امام زمان ع بیاد؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11379
زمان انتشار: 12 آذر 1398
| | | | |
آیا او، تو را همراه خود می داند؟

آیا او، تو را همراه خود می داند؟

صوت

1 - آیا او، تو را همراه خود می داند؟

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 9843
زمان انتشار: 8 آذر 1398
| |
عبدالعظیم حسنی و روایات مهدویت

به مناسبت فرخنده میلاد حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام

عبدالعظیم حسنی و روایات مهدویت

آنچه فرا روی شماست، مجموعه ایست کوچک از هشت روایتی که از عبدالعظیم‌حسنی (علیه‌السلام) درباره امام زمان (عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف) رسیده‌است. ای روایت ها که واجد سندهای پذیرفته ای هم هستند در موضوعاتی بسان ویژگی های امام عصر (اروحنافداه) ، غیبت و آثار آن، انتظار و فضیلت آن، عصر ظهور و رخدادهای آن و نیز برتری منتظران بر غیرمنتظران آمده است کوشیده ایم این اخبار را از مصادر و منابع اولیه نقل کنیم.

گفتنی است که از جمله راوایت که در این مجموعه آمده است روایت مشهور به عرض دین است. این روایت بلندترین روایت رسیده از حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) است که تاکنون شرح‌هایی هم بر آن نگاشته شده است. علت اینکه این روایت در این مجموعه نشسته است، بحث مهدویتی است که در پایان آن مطرح شده است. [قیام قائم (علیه‌السلام)] عن عبدالعظیم الحسنی (رضی عنه الله) قال: قلت لمحمد بن علی بن موسی (علیهم السلام) : یا مولای انی لارجو ان تکون القائم من اهل بیت محمد الذی یملا الارض قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وجورا . فقال (علیه السلام) : مامنا الا قائم بامر الله . ولکن القائم الذی یطهر الله به الارض من اهل الکفر والجحود ویملا الارض قسطا وعدلا هو الذی یخفی علی الناس ولادته، و یغیب عنهم شخصه، و یحرم علیهم تسمیته، و هو سمی رسول الله و کنیه، و هو الذی تطوی له الارض ویذل له کل صعب، یجتمع الیه من اصحابه عدة اهل بدر: ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلا من اقاصی الارض وذلک قول الله: «این ما تکونوا یات بکم الله جمیعا ان الله علی کل شی ء قدیر» (30) فاذا اجتمعت له هذه العدد من اهل الاخلاص اظهر الله امره، فاذا کمل له العقد و هو: عشرة آلاف رجل خرج باذن الله، فلایزال یقتل اعداء الله حتی یرضی عزوجل . قال عبدالعظیم: فقلت له: یا سیدی! فکیف یعلم ان الله قد رضی؟ قال: یلقی فی قلبه الرحمة، فاذا دخل المدینة اخرج اللات والعزی فاحرقهما (31) . عبدالعظیم حسنی گفت: به حضرت جواد عرض کردم: من امیدوارم که آن «قائم » که زمین را پر از عدل و داد کند پس از آنکه از جور و ستم پر شده باشد از خاندان حضرت رسول الله، شما باشی. حضرت فرمود: ای ابوالقاسم! ما اهل بیت همه قائم به امر خداوندیم و راهنمای دین او هستیم، لیکن آن قائم که خداوند بوسیله او جهان را از کفر و آلودگی و ظلم و جنایت پاک خواهد کرد، و جهان را پر از عدل و داد می نماید، کسی است که ولادت او از انظار مخفی می ماند و شخص او از مدم پنهان می شود، و بردن نام او بر مردم حرام می گردد، آن حضرت با پیغمبر هم نام و هم کنیه است، وی آن شخصی است که زمین از برای او در هم پیچیده می‌گردد و هر دشواری برایش آسان می شود، یاران وی که به اندازه ی اصحاب بدر هستند در هر کجای دنیا باشند پیرامونش جمع می‌شوند، و تفسیر آیه‌ی شریفه‌ی «اینما تکونوا یات بکم الله بکم الله جمیعا ان الله علی کل شی ء قدیر» در هر جایی که باشید خداوند همه شما را جمع می‌کند و پروردگار به همه چیز توانا است ناظر به این خداوند همه شما را جمع می کند و پروردگار به همه چیز توانا است ناظر به این معنی است، هر گاه این عده که از اهل اخلاص اند اجتماعی کنند، خداوند امر او را اظهار خواهد نمود، وقتی که لشگریان آن حضرت که ده هزار نفرند بهم بپیوندند در این هنگام به فرمان و اذن پروردگار ظهور خواهد نمود، و دشمنان خداوند را خواهد کشت تا از وی راضی گردد . عبدالعظمی حسنی گوید: عرض کردم: آن بزرگوار از کجا می داند که خدا از وی راضی شده است؟ فرمود: در دل وی رحمت و عاطفه ای پیدا می شود که حاکی از رضایت خداوند است و هرگاه داخل مدینه شود، لات و عزی را از قبر بیرون می کند و می سوزاند. [سنگ باران کردن شیطان در زمان ظهور] 2 . حدتنا محمد بن احمد الشیبانی (رضی عنه الله) قال: حدثنا محمد بن ابی عبدالله الکوفی قال: حدثنا سهل بن زیاد، عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی قال: سمعت اباالحسن علی بن محمد العسکری ( علیهم السلام) یقول: معنی الرجیم انه مرجوم باللعن، مطرود من مواضع الخیر، لا یذکره مؤمن الا لعنه، و ان فی علم الله السابق انه اذا خرج القائم ( علیه السلام) لایبقی مؤمن فی زمانه الا رجمه بالحجارة کما کان قبل ذلک مرجوما باللعن (32). از عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) رسیده است که گفت از حضرت هادی (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: مقصود از «رجیم » از رحمت و آمرزش دور شدن و از درگاه خداوند رانده گردیدن، و از منبع فیض طرد شدن است، هیچ مؤمنی او را بیاد نمی آورد مگر با لعن و نفرت، و از علم خداوند گذشته که هرگاه ولی عصر ظهور نماید همه ی مؤمنین زمان آن حضرت، شیطان را سنگ باران خواهند کرد، همان طور که پیش از او بالعن و نفرین رانده شده بود. [نامه ی نبوی - علوی] 3 . محمد بن علی بن الحسین قال: حدثنا ابوالعباس محمد بن ابراهیم بن ابراهیم بن اسحاق الطالقانی (رضی عنه الله) قال: حدثنا الحسن بن اسماعیل قال: حدثنا سعید بن محمد بن القطان قال: حدثنا عبیدالله بن موسی الرویانی عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی، عن علی بن الحسن بن زید بن الحسن بن علی بن ابی طالب قال: حدثنی عبدالله بن محمد بن جعفر، عن ابیه عن جده ان محمد بن علی باقر العلم ( علیه السلام) جمع ولده و فیهم عمهم زید بن علی، ثم اخرجا کتابا الیهم بخط علی و املاء رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم) مکتوب فیه: بسم الله الرحمن الرحیم هذا کتاب من الله العزیز الحکیم الی محمد نوره وسفیره، وحجابه ودلیله، نزل به الروح الامین من عند رب العالمین . عظم یا محمد اسمائی، واشکر نعمائی، ولاتجحد آلائی، انی انا الله لا اله الا انا، قاصم الجبارین، ومذل الظالمین، ومبیر المتکبرین، ودیان یوم الدین، انی انا الله لا اله الا انا، فمن رجا غیر فضلی، او خاف غیرعدلی عذبته عذابا لا اعذبه احدا من العالمین; فایای فاعبد، وعلی فتوکل، انی لم ابعث نبیا فاکملت ایامه وانقضت مدته الا جعلت له وصیا وانی فضلتک علی الانبیاء، وفضلت وصیک علی الاوصیاء، واکرمتک بشبلیک بعده و بسبطیک الحسن والحسین، وجعلت حسنا معدن علمی بعد انقضاء مدة ابیه، وجعلت حسینا خازن و حیی واکرمته بالشهادة وختمت له بالسعادة فهو افضل من استشهد و ارفع الشهداء درجة، جعلت کلمتی التامة معه والحجة البالغة عنده، بعترته اثیب واعاقب، اولهم «علی » سید العابدین، وزین اولیائی الماضین، وابنه سمی جده المحمود «محمد» الباقر لعلمی والمعدن الحکمتی، سیهلک المرتابون فی «جعفر» الراد علیه کالراد علی، حق القول منی لاکر من مثوی جعفر، ولاسرنه فی اشیاعه وانصاره واولیائه وانتحبت بعد «موسی » فتنة عمیاء حندس; لان خیط فرضی لاینقطع، و حجتی لاتخفی، وان اولیائی یسقون بالکاس الاوفی، من جحد واحدا منهم فقد حجد نعمتی، ومن غیر آیة من کتابی فقد افتری علی، ویل للمفترین الجاحدین عند انقضاء مدة موسی، عبدی و حبیبی، وخیرتی فی «علی » ولیی وناصری ومن اضع علیه اعباء النبوة، وامتحنه بالاضطلاع بها یقتله عفریت متکبر، یدفن فی المدینة التی بناها العبد الصالح الی جنب شر خلقی . حق القول منی لاسرنه «محمد» ابنه، وخلیفته من بعده و وارث علمه، فهو معدن علمی وموضع سری وحجتی علی خلقی، لا یؤمن به عبد الا جعلت الجنة مثواه و شفعته فی سبعین من اهل بیته کلهم قد استوجبوا النار، واختم بالسعادة لابنه «علی » ولیی وناصری، والشاهد فی خلقی، و امینی علی وحیی، اخرج منه الداعی الی سبیلی، والخازن لعلمی «الحسن » واکمل ذلک بابنه «م ح م د» رحمة للعالمین، علیه کمال موسی و بها عیسی و صبر ایوب، فیذل اولیائی فی زمانه، وتتهادی رؤوسهم کما تتهادی رؤوس الترک والدیلم، فیقتلون، ویحرقون و یکونون خائفین، مرعوبین وجلین، تصبغ الارض بدمائهم، ویفشو الویل والرنة فی نسائهم، اولئک اولیائی حقا، بهم ادفع کل فتنة عمیاء حندس، وبهم اکشف الزلازل، وادفع الآصار والاغلال، اولئک علیهم صلوات من ربهم واولئک هم المهتدون . ثم قال فی آخره: قال عبدالعظیم: العجب کل العجب لمحمد بن جعفر وخروجه اذ سمع اباه ( علیه السلام) یقول هکذا ویحکیه . ثم قال: هذا سر الله ودینه ودین ملائکته; فصنه الا اهله واولیائه (33) 3 - عبدالله بن محمد بن جعفر از پدرش و او از جدش روایت کرده که حضرت باقر ( علیه السلام) فرزندان خود را پیرامونش جمع نمود و در میان آنها عم آن حضرت زید بن علی هم بود، پس از آن حضرت باقر ( علیه السلام) کتابی را بیرون آورد که بخط امیرالمؤمنین ( علیه السلام) و املاء حضرت رسول ( صلی الله علیه و آله وسلم) بود، و در آن کتاب مطالب ذیل نوشته شده بود: بسم الله الرحمن الرحیم این کتابی است از خداوند توانا و درستکار بسوی محمد که نور او و سفیر او و حجاب او و رهنمای اوست، این نامه را جبرئیل امین از نزد خداوند جهانیان فرود آورده . ای محمد! نامهای مرا بزرگ بشمار و از نعمتهای من سپاسگزاری کن، منم خدایی که جز من معبودی نیست، شکننده ی ستمگران و عزت دهنده ی ستمدیدگان، و قاضی و حاکم روز رستاخیز. منم خداوندی که جز من معبودی نیست، هر کس غیر از احسان من از دیگری امیدوار باشد، و یا غیر از عدل من از دیگری بترسد او را عذابی دهم که احدی را مانند آن عذاب نکرده باشم اکنون مرا عبادت کن و بر من توکل نما. پیغمبری را مبعوث نمی کنم مگر اینکه در هنگام انقضای زمان او برایش وصیی قرار می دهم، و من تو را بر همه پیغمبران برتری دادم و وصیت را نیز بر سایر اوصیاء برگزیدم، و تو را گرامی داشتم به دو فرزندت حسن و حسین که دو شیر بچه اند، حسن را بعد از گذشتن زمان پدرش معدن علم خود قرار دادم، و حسین را گنجور وحی خویش ساختم و او را به شهادت گرامی داشتم، و عاقبت کار او را به سعادت ختم نمودم، او افضل شهداء است و بلندترین مقام را در میان آنها دارد، کلمه ی تامه و حجت بالغه خود را در نزد او گذاشتم، بوسیله عترت او جزا می‌دهم و عقاب می‌کنم اولین آن عترت «علی» است که پیشوای عبادت کنندگان و زینت دوستان گذاشته ام هست، و فرزندش «محمد» که همنام جدش می‌باشد شکافنده ی علم و معدن حکمت من است، زود است که مردم درباره ی «جعفر» به شک افتند و هلاک گردند، کسی که وی را تکذیب کند گویا مرا تکذیب کرده است، و من جایگاه جعفر را گرامی خواهم داشت، و او را بوسیله شیعیان و دوستان و پیروانش خوشنود خواهم ساخت. پس از وی به «موسی» فتنه ی تاریک و ظلمانی نازل خواهد شد، رشته تقدیراتم بریده نمی شود و برهانم پنهان نمی ماند و دوستانم از جام پری سیراب می گردند، هر کس یکی از آنها را انکار نماید به نعمت من ناسپاسی کرده، هر که آیه ای از کتاب مرا جا به جا کند بر من دروغ بسته، وای بر مفترین و منکرین. در این هنگام که زمان «موسی» منقضی شود، بنده و دوست و برگزیده ام «علی» که ولی و یاری کننده ی من است خواهد آمد، کسی که سنگینی های نبوت را بر دوش او می‌گذارم و او را به قوت و نیرو در حمل اعباء رسالت آزمایش می‌کنم، او را دیوی سرکش و خودپرست خواهد کشت، و در شهری که بنای آن بدست بنده صالح گذاشته شده در نزد بدترین مخلوقات من دفع خواهد گردید. گفتارم ثابت است او را بوسیله فرزندش «محمد» که جانشین و وارث علم و دانش اوست مسرور خواهم ساخت، او معدن علم و محل اسرار و بر مخلوقاتم حجت است، هیچ بنده ای به او ایمان نیاورد مگر اینکه بهشت را جایگاه او قرار خواهم داد، و او را در هفتاد نفر از خویشاوندانش که آتش جهنم بر آنها لازم شده باشد شفیع خواهم ساخت. فرزند او «علی » را که دوست و یاری کننده من است عاقبت کارش را به سعادت و خوشبختی پایان می دهم و او را گواه در میان مردمان و امین در وحی خود قرار خواهم داد و از وی دعوت کننده به طریقم و خازن علم خود «حسن » را بیرون خواهم آورد، و او را به فرزندش «م ح م د» که وسیله آمرزش برای جهانیان است تکمیل خواهم نمود. در این فرزند کمال موسی و بهاء عیسی و صبر ایوب نهفته است، در زمان او دوستانم خوار خواهند شد و سرهای آنها را به یکدیگر هدیه خواهند داد همان طور که سرهای ترک و دیلم را به هم هدیه می‌دادند، اینان کشته می شوند و سوخته می گردند، آنان همواره ترسان، مرعوب و اندیشه مند هستند، زمین به خون اینها رنگین می شود، فریاد و ناله و بانک و شیون از زنان آنها بلند است، و اینها از دوستان واقعی من هستند، بوسیله اینها هر فتنه تاریک و ظلمانی را دفع خواهم ساخت، و به خاطر اینها زلزله ها را برطرف می‌کنم و سختی‌ها و ظلم‌ها را بر می دارم، این دسته از مردم مشمول رحمت خداوند بوده و صلوات او شامل حال آنها می باشد و اینان هدایت شده هستند . در پایان حدیث عبدالعظیم فرمود: از محمد بن جعفر تعجب است پس از اینکه این حدیث را از پدرش شنید و آن را از برای مردم بازگو کرد، به گفتار او توجهی نکرد و خروج نمود، این از اسرار پروردگار است، او را از نااهلان نگهدارید . [عرض دین بر معصوم] حدثنا علی بن احمد بن موسی الدقان (رضی عنه الله) وعلی بن عبدالله الوراق جمیعا قالا: حدثنا محمد بن هارون الصوفی قال: حدثنا ابو تراب عبیدالله بن موسی الرویانی، عن عبدالعظیم ابن عبدالله الحسنی قال: دخلت علی سیدی علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب ( علیهم السلام) فلما بصر بی قال لی: مرحبا بک یا اباالقاسم، انت ولینا حقا قال: فقلت له: یابن رسول الله! انی ارید ان اعرض علیک دینی، فان کان مرضیا ثبت علیه حتی الفی الله عزوجل . فقال: هات یا اباالقاسم . فقلت: انی اقول ان الله تعالی واحد لیس کمثله شی ء، خارج من الحدین: حد الابطال و حد التشبیه، و انه لیس بجسم ولا صورة ولا عرض ولا جوهر، بل هو مجسم الاجسام، ومصور الصور، وخالق الاعراض والجواهر، ورب کل شی ء و مالکه و خالقه، وجاعله ومحدثه، وان محمدا عبده ورسوله خاتم النبیین، فلا نبی بعده الی یوم القیامة، وان شریعته خاتمة الشرائع، فلا شریعة بعدها الی یوم القیامة، واقول ان الامام والخلیفة وولی الامر بعده امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب ( علیه السلام)، ثم الحسن، ثم الحسین، ثم علی بن الحسین، ثم محمد بن علی، ثم جعفر بن محمد، ثم موسی جعفر، ثم علی بن موسی، ثم محمد بن علی، ثم انت یا مولای . فقال علی ( علیه السلام) : و من بعدی الحسن ابنی، فکیف للناس بالخلف من بعده؟ قال: قلت، وکیف ذاک یا مولای؟ قال: لانه لایری شخصه، ولا یحل ذکره باسمه حتی یخرج فیملا الارض قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وجورا قال: فقلت: اقررت، واقول ان ولیهم ولی الله، وعدوهم عدو الله، وطاعتهم طاعة الله، ومعصیتهم معصیة الله، اقول ان المعراج حق، والمسالة فی القبر حق، و ان الجنة حق، و النار حق، والصراط حق، و المیزان حق، والمیزان حق، والمیزان حق، وان الساعة آتیة لاریب فیها، وان الله یبعث من فی القبور، واقول ان الفرائض الواجبة بعد الولایة الصلاة، والزکاة، والصوم، والحج، والجهاد، والامر بالمعروف و النهی عن المنکر . فقال علی بن محمد ( علیهماالسلام) : یا اباالقاسم! هذا والله دین الله الذی ارتضاه لعباده فاثبت علیه، ثبتک الله بالقول الثابت فی الحیاة الدنیا وفی الآخرة (34) . عبدالعظیم حسنی فرمود: بر آقا و مولای خود علی بن محمد (علیهماالسلام) وارد شدم، چون نظر آن حضرت بر من افتاد، فرمود: مرحبا ای ابوالقاسم! تو حقا از دوستان ما هستی. عبدالعظیم گفت: عرض کردم: ای پسر پیغمبر! میل دارم عقائد دینی خود را بر شما عرضه بدارم، اگر مورد پسند باشد بر او ابت باشم تا به لقای خداوند برسم. امام (علیه السلام) فرمود: عقائد خود را اظهار نما . گفت: عرض کردم: من معتقدم خدا یکی است و مانند او چیزی نیست، و از دو حد ابطال و تشبیه بیرون است، خداوند جسم و صورت و عرض و جوهر نیست، بلکه پروردگار اجسام را جسمیت داده و صورت ها را تصویر فرموده، و اعراض و جواهر را آفریده است، او خداوند همه چیز و مالک و محدث اشیاء است . عقیده دارم محمد ( صلی الله علیه و آله وسلم) بنده و فرستاده ی او خاتم پیغمبران است، و پس از وی تا روز قیامت پیغمبری نخواهد بود، شریعت وی آخرین شرایع بوده و پس از او دینی و مذهبی نخواهد آمد . عقیده ی من درباره ی امامت این است که امام بعد از حضرت رسول ( صلی الله علیه و آله وسلم) امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب ( صلی الله علیه و آله وسلم) است، بعد از او حسن، پس از وی حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمد بن علی ( علیهم السلام)، بعد از اینها امام مفترض الطاعه شما هستید. در این هنگام حضرت هادی ( علیه السلام) فرمود: پس از من فرزندم حسن امام است لیکن مردم درباره ی امام بعد از او چه خواهند کرد؟ گوید: عرض کردم: ای مولای من! مگر جریان زندگی امام بعد از او از چه قرار است؟ فرمود: امام بعد از فرزندم حسن شخصش دیده نمی شود و اسمش در زبانها جایز نیست تا آن گاه که از پس پرده غیب بیرون شود و زمین را از عدل و داد پر نماید، همان طور که از ظلم و ستم پر شده باشد . عبدالعظیم گفت: عرض کردم: به این امام غائب هم معتقد شدم و اکنون می گویم: دوست آنان دوست خدا، و دشمن ایشان دشمنان خدا هستند. طاعت آنان طاعت پروردگار و معصیت و نافرمانی از آنها موجب معصیت اوست. من عقیده دارم که معراج و پرسش در قبر و هم چنین بهشت و دوزخ و صراط و میزان حقند، و روز قیامت خواهد آمد و در وجود آن شکی نیست، و خداوند همه ی مردگان را زنده خواهد کرد، و نیز عقیده دارم که واجبات بعد از اعتقاد به ولایت و امامت عبارت اند از: نماز، زکات، روزه، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر . در این هنگام حضرت هادی (علیه‌السلام) فرمود: ای ابوالقاسم! به خدا سوگند این معتقدات شما دین خداست که برای بندگانش برگزیده، بر این عقیده ثابت باش خداوند تو را به همین طریق در زندگی دنیا و آخرت پایدار بدارد . [ویژگی انتظار] 5 . الحسین بن علی العلوی، عن سهل بن جمهور، عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی، عن الحسن بن الحسین العرنی، عن علی بن هاشم، عن ابیه، عن ابی جعفر ( علیه السلام) قال: ما ضر من مات منتظرا لامرنا الا یموت فی وسط فسطاط المهدی وعسکره (35) . علی بن هاشم از پدرش از حضرت باقر (علیه السلام) روایت کرده که آن جناب فرمود: کسی که در انتظار «امر» ما باشد زیانی به او نخواهد رسید، و این شخص مانند این است که در وسط خیمه ی حضرت مهدی و در میان لشگر آن جناب مرده باشد . [شرایط غیبت] 6 . حدثنا محمد بن احمد الشیبانی (رضی الله عنه)، عن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب ( علیهم السلام) عن ابیه عن آبائه عن امیرالمؤمنین ( علیهم السلام) قال: للقائم منا غیبة امدها طویل، کانی بالشیعة یجولون جولان النعم فی غیبته، یطلبون المرعی فلایجدونه، الا فمن ثبت منهم علی دینه ولم یقس قلبه لطول امد غیبة امامه فهو معی فی درجتی یوم القیامة . ثم قال ( علیه السلام) : ان القائم منا اذا قام لم یکن لاحد فی عنقه بیعة فلذلک تخفی ولادته ویغیب شخصه . (36) عبدالعظیم حسنی از حضرت جواد ( علیه السلام) و او از آباء گرامش از امیرالمؤمنین روایت نموده که آن بزرگوار فرمود: برای قائم ما غیبتی است که زمان آن بطول خواهد انجامید، من شیعیان را می‌بینم در غیبت او مانند گوسفندان که در جستجوی چرا گاه این طرف و آن طرف می‌روند سرگردان خواهند شد، و هرگز بوجود شریف آن حضرت راه پیدا نخواهند کرد. اکنون متوجه باشید هر کس از شیعیان ما در زمان غیبت بر دین و عقیده ی خود ثابت بماند، و دلش از طول غیبت خسته نگردد، وی در روز قیامت در نزد خودم قرار خواهد گرفت. بعد از آن حضرت فرمود: قائم ما هر گاه قیام نماید تحت تبعیت احدی نخواهد بود، و برای این است که ولادت او از مردم مخفی می ماند، و وجود مقدسش از انظار غایب می گردد . [منتظران، بهترین اهل زمان] 7 . حدثنا علی بن عبدالله الوراق قال: حدثنا محمد بن هارون الصوفی، عن عبدالله بن موسی، عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی (رضی الله عنه) قال: حدثنی صفوان بن یحیی، عن ابراهیم بن ابی زیاد، عن ابی حمزة الثمالی، عن ابی خالد الکابلی قال: دخلت علی سیدی علی بن الحسین زین العابدین ( علیهماالسلام) فقلت له: یابن رسول الله! اخبرنی بالذین فرض اللخه عزوجل طاعتهم و مودتهم، واوجب علی عباده الاقتداء بهم بعد رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم) . فقال لی: یا کابلی! ان اولی الامر الذین جعلهم الله عزوجل ائمة للناس و اوجب علیهم طاعتهم: امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب ( علیه السلام)، ثم الحسن، ثم الحسین ابنا علی بن ابی طالب . ثم انتهی الامر الینا، ثم سکت . فقلت له: سیدی! روی لنا عن امیرالمؤمنین (علی) ( علیه السلام) ان الارض لاتخلو من حجة لله عزوجل علی عباده، فمن الحجه و الامام بعدک؟ قال: ابنی جعفر، واسمه فی التوراة باقر; یبقر العلم بقرا، هو الحجة والامام بعدی، و من بعد محمد ابنه جعفر، واسمه عند اهل السماء الصادق . فقلت له: یا سیدی! فقلت فکیف صار اسمه الصادق و کلکم صادقون؟ قال: حدثنی ابی ابیه ( علیهماالسلام) ان رسول الله ( علیه السلام) قال: اذا ولد ابنی جعفر بن محمد علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب ( علیهم السلام) فسموه الصادق; فان للخامس بن ولده ولدا اسمه جعفر یدعی الامامة اجتراء علی الله و کذبا علیه فهو عند الله جعفر الکذاب المفتری علی الله عزوجل، والمدعی لما لیس له باهل، المخاف علی ابیه والحاسد لاخیه، ذلک الذی یروم کشف ستر الله عند غیبة ولی الله عزوجل . ثم بکی علی بن الحسین ( علیهماالسلام) بکاء شدیدا ثم قال: کانی بجعفر الکذاب وقد حمل طاغیة زمانه علی تفتیش امر ولی الله، والمغیب فی حفظ الله والتوکیل بحرم ابیه جهلا منه بولادته، وحرصا منه علی قتله ان ظفر به (و) صمعا فی میراثه حتی یاخذه بغیر حقه . قال ابو خالد: فقلت له: یابن رسول الله! وان ذلک لکائن؟ فقال: ای و ربی ان ذلک لمکتوب عندنا فی الصحیفة التی فیها ذکر المحن التی تجری علینا بعد رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم) . قال ابو خالد: فقلت: یابن رسول الله! ثم یکون ماذا؟ قال: ثم تمتد الغیبة بولی الله عزوجل الثانی عشر من اوصیاء رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم) والائمة بعده . یا ابا خالد! ان اهل زمان غیبته القائلین بامامته والمنتظرین لظهوره افضل من اهل کل زمان; لان الله تبارک و تعالی اعطاهم من العقول و الافهام والمعرفتة ما صارت به الغیبة عندهم بمنزلة المشاهدة، وجعلهم فی ذلک الزمان بمنزلة المجاهدین بین یدی رسول الله ( صلی الله علیه و آله وسلم) بالسیف، اولئک المخلصون حقا وشیعتننا صدقا، والدعاة الی دین الله عزوجل سرا وجهرا . و قال علی بن الحسین ( علیهماالسلام) : انتظار الفرج من اعظم الفرج (37) . ابو خالد کابلی گوید: بر سید خود علی بن الحسین (علیهماالسلام) وارد شدم و به آن حضرت عرض کردم: ای فرزند پیغمبر! از کسانی که خداوند اطاعت از آنها را پس از پیغمبر واجب نموده و بندگان خود را به اقتدای آنان ملزم ساخته است مرا آگاه نما . حضرت فرمود: ای کابلی! اولوالامری که پروردگار آنها را برای مردم پیشوا قرار داده و اطلاعت ایشان را واجب نموده است، اولین آنها امیرالمؤمنین (علیه السلام) و بعد از وی دو فرزندش حسن و حسین (علیهماالسلام) هستند، پس از این دو نفر مقام آنان به ما رسیده، پس حضرت ساکت شدند. ابو خالد گوید: عرض کردم: ای سرور من! برای ما روایت کرده اند که امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: زمین هیچگاه از حجت خدا خالی نمی ماند پس حجت و امام بعد از تو کیست؟ حضرت فرمود: فرزند من محمد که نام او در تورات باقر است; زیرا که علم را از هم خواهد شکافت و حقائق آن را برای مردم بازگو خواهد کرد او امام و حجت بعد از من است، پس از وی فرزندش «جعفر» حجت و امام است و نام او در نزد اهل آسمان «صادق » است. راوی گوید: عرض کردم: ای سید من! چگونه وی را «صادق » نامیده اند در حالی که شما اهل بیت همه صادق و راستگو هستید؟ حضرت فرمود: پدرم از پدرش روایت کرده که حضرت رسول ( صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: هر گاه فرزندم جعفر بن محمد متولد شد او را صادق نام بگذارید; زیرا که پنجمین فرزند او که جعفر نام خواهد داشت مدعی مقام امامت خواهد شد، وی در نزد پروردگار کذاب و مفتری محسوب است و مدعی مقامی است که اهلیت آن را ندارد، او با پدرش مخالفت می نماید و به برادرش حسد می ورزد، او در هنگامی که ولی خدا غایب است قصد افشای اسرار پروردگار را خواهد کرد . پس از این حضرت سجاد (علیه‌السلام) گریه زیادی نموده و فرمود: گویا می بینم جعفر کذاب را در حالیکه طاغیه‌ی زمان خود را در جستجوی امر ولی خدا راهنمایی می‌کند، و حال اینکه ولی پروردگار در محافظت خداوند قرار گرفته و وکالت حرم پدرش بعهده ی وی نهاده شده، جعفر کذاب از روی جهلی که به ولادت ولی عصر دارد حریص است که آن حضرت را بعد از ولادت بقتل برساند برای اینکه به میراث پدرش دست پیدا کند و ارث او را بدون استحقاق دریافت نماید . ابو خالد گوید: عرض کردم: ای پسر رسول خدا! این اموری که فرمودید انجام خواهد گرفت؟ حضرت فرمود: آری به پروردگارم سوگند این مطالب در صحیفه ای که نزد ما موجود است نوشته شده، و در آن صحیفه تمام سختیها و پیش آمدهایی که برای ما پیش آمد خواهد کرد مضبوط است. ابو خالد گوید: عرض کردم: پس از آن چه خواهد شد؟ حضرت فرمود: پس از آن غیبت ولی خدا و دوازدهمین وصی حضرت رسول و ائمه (علیهم السلام) به درازا خواهد کشید. فرمود: ای ابو خالد! مردمان زمان غیبت که به امامت او معتقد گردند و منتظر ظهور او باشند بهترین مردمان هستند; زیرا خداوند به اندازه ای به آنان فهم و خرد و شناخت مرحمت فرموده که غیبت در نزد آنها بمنزله مشاهده، و مردم آن زمان مانند کسانی که در پیشاپیش مقابل حضرت رسول (صلی الله علیه و آله وسلم) به جهاد پرداخته باشند محسوب خواهند شد، آنها حقا بندگان خالص و شیعیان راستگو هستند، و آنانند که مردم را بسوی دین خدا در آشکار و پنهان دعوت می کنند. و در پایان حدیث حضرت فرمود: انتظار فرج از بهترین اعمال است . [ویژگی های مهدی ( علیه السلام)] 8 . حدثنا علی بن احمد بن موسی الدقاق (رضی الله عنه) قال: حدثنا محمد بن هارون الصوفی قال: حدثنا ابو تراب عبدالله بن موسی الرویانی قال: حدثنا عبدالعظیم ابی عبدالله بن علی بن الحسین بن زید بن الحسن بن علی بن ابی طالب ( علیهم السلام) [الحسنی] قال: دخلت علی سیدی محمد بن علی موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین ابن علی بن ابی طالب ( علیهم السلام) وانا ارید ان اساله عن القائم اهو المهدی او غیره، فابتد انی فقال لی: یا اباالقاسم! ان القائم منا هو المهدی یجب ان ینتظر فی غیبته، ویطاع فی ظهوره، وهو الثالث من ولدی، والذی محمدا ( صلی الله علیه و آله وسلم) بالنبوة وخصنا بالامامة انه لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتی یخرج فیه فیملا الارض قسطا وعدلا کما ملئت جورا وظلما، وان الله تبارک وتعالی لیصلح له امره فی لیلة کما اصلح امر کلیمه موسی ( علیه السلام) اذ ذهب لیقتبس لاهله نارا فرجع و هو رسول نبی . ثم قال ( علیه السلام) : افضل اعمال شیعتنا انتظار الفرج (38) عبدالعظیم حسین گفت: بر ابوجعفر محمد بن علی (علیهماالسلام) وارد شدم و قصد داشتم که از آن حضرت راجع به «قائم » که آیا مهدی همان است پرسش نمایم . قبل از این که من موضع سؤال را مطرح کنم، آن بزرگوار خود آغاز سخن فرمود، گفت: ای ابوالقاسم! بدرستی که قائم از خاندان ما همان «مهدی » است که واجب است انتظار او کشیده شود در غیبتش، و اطاعت گردد در ظهورش، وی سومین فرزند از اولاد من است . سوگند به خدایی که محمد را براستی برانگیخت، و ما را به امامت مخصوص گردانید اگر از دنیا نماند مگر یک روز، خداوند آن روز را چنان طول خواهد داد که تا مهدی از پشت پرده ی غیبت بیرون گردد، و زمین را از عدل و داد پر نماید همان طور که از جور و ستم پر شده باشد، خداوند امور ولی عصر را در یک شب اصلاح خواهد نمود، به همان روشی که امر موسی بن عمران را در هنگامی که رفت از کوه آتش بیاورد اصلاح فرمود و او را به اهلش برگردانید در حالیکه پیغمبر بود . و در پایان حدیث حضرت فرمود: بهترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است . نتیجه: از روایت نقل شده از طریق عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) در باره امام عصر (علیه السلام) می توان به نتایج و تعالیم زیر دست پیدا کرد: 1 . امام زمان (علیه السلام) سومین فرزند امام محمدتقی (علیه السلام) و همنام و هم کنیه با پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) است. 2 . امام عصر ( علیه السلام)، پس از آنکه جهان سرشار از ظلم و ستم شده است، آن را از عدل و داد آکنده می کند. 3 . تعداد یاران اولیه او در ابتدا 313 نفر و به تعداد نفرات لشکر اسلام در جنگ بدر است و پس از آن با سپاهی که ده هزار نفر می باشند به فرمان الهی قیام می کند. 4 . بیعت هیچ کسی در گردن او نیست. 5 . از دشمنان خدا، آنقدر می کشد تا خداوند خشنود گردد. 6 . خداوند کار او را در یک شب اصلاح می کند، چنانکه مشکل موسی کلیم را در یک شب اصلاح کرد. 7 . بهترین اعمال شیعیان، انتظار فرج است و بهترین افراد منتظران ظهور اویند. فیارب عجل فی ظهور امامنا فهذا دعاء للبریة شامل . پی نوشت: 1) جنة النعیم والعیش السلیم، المولی باقر بن اسماعیل المازندرانی (م 1313 ه . ق) ص 444 چاپ سنگی تهران . 2) جنة النعیم، ص 402 . 3) الذریعة، ذیل عنوان خطیب امیرالمؤمنین ( علیه السلام) . 4) من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 80 . 5) روضات الجنات، محمدباقر الخوانساری، ج 4، ص 210 . 6) قاموس الرجال، التستری، ج 5، ص 374 . 7) معجم رجال الحدیث، ج 10، ص 49 . 8) رسالة صاحب بن عباد به نقل ری باستان، حسین کریمان، ج 1، ص 356; روضات، ج 4، ص 208 حضرت آیة الله خویی نوشته اند این روایت لااقل از جهت مرسل بودن ضعیف است (معجم رجال الحدیث، ج 10، ص 49) . 9) توحید، ص 81 - 82، روضات، ج 4، ص 207 و 208 . 10) ترتیب قرن بر حسب درگذشت نویسنده است . 11) ریحانة الادب، محمدعلی مدرس تبریزی . 12) جنة النعیم . 13) روضات، ج 4، ص 208 . 14) سرالانساب، ص 10، به نقل ری باستان، ج 1، ص 389 . 15) رجال نجاشی، چاپ سنگی، تهران، 1317 ه . ق . 16) جنة النعیم، ص 471 . 17) منتقلة الطالبیة، نسخه عکسی کتابخانه لغت نامه دهخدا . 18) امام فخر رازی (م 606 ه) از دانشمندان اهل سنت است . 19) الشجرة المبارکة، ص 64، منشورات کتابخانه آیة الله مرعشی . 20) جنة النعیم، ص 401 . 21) کتاب الرجال، چاپ مرحوم محدث، ص 226 . 22) روضات، ج 4، ص 210 . 23) عمدة الطالب فی انساب آل ابی طالب، ص 75 . 24) الفصول الفخریة، چاپ مرحوم محدث، ص 107 . 25) روضات، ج 4، ص 209 و آن از ارواشح . 26) مستدرک الوسائل، ج 10، ص 367 . 27) وسائل، چاپ دار احیاء التراث، ج 20، ص 228 - 229 . 28) جامع الرواة، الاردبیلی، ص 460 . 29) شعب المقال، النراقی، ص 70 - 71 ر . ک: مقاله «عظمت شخصیت عبدالعظیم حسنی ( علیه السلام)» ، سید جعفر شهیدی، مجله علوم حدیث، ش 1 . 30) البقرة/148 . 31) کمال الدین 1/36; الاحتجاج 2/249 . 32) معانی الاخبار ص 139، باب معنی الرجیم . 33) کمال الدین، ب 28، ح 3 . 34) الامالی للصدوق 419; روضة الواعظین 31; کفایة الاثر 286 . 35) الکافی 1/372 . 36) کمال الدین، ج 1، ص 303 . 37) کمال الدین و تمام النعمة 319 . 38) کمال الدین، ص 377 . پایگاه اطلاع رسانی حوزه

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4134
زمان انتشار: 7 آذر 1398
| |
تحفه عبدالعظیم حسنی از سوی امام صادق ع برای شیعیان

تکذیب کننده ی امام هشتم، تکذیب کننده ی همه اولیای خدا/از سلسله مباحث استاد محمد شجاعی

تحفه عبدالعظیم حسنی از سوی امام صادق ع برای شیعیان

میلاد با سعادت حضرت سیدالکریم عبدالعظیم الحسنی علیه السلام مبارک باد!

مردمانِ زمان غیبتِ او که به امامتِ او معتقد گردند و منتظر ظهورِ او باشند، بهترین مردمان هستند. زیرا خداوند به اندازه‌ای به آنها فهم و خرد و معرفت مرحمت نموده که غیبت در نظر آنها به منزله‌ی مشاهده است. و مردم‌ِ آن زمان مانند کسانی که در کنار پیامبر خدا به جهاد پرداخته باشند محسوب خواهند شد.

تحفه عبدالعظیم حسنی از سوی امام صادق برای شیعیان حضرت عبدالعظیم، حدیثی قدسی را از امام صادق نقل می‌کنند؛ امام صادق می‌فرماید؛ امام باقر فرزندان خود را پیرامون خویش جمع نمود در حالیکه در میان آنان عمویشان زید بن علی هم حضور داشت. پس از آن، امام کتابی را بیرون آورد که به خط امیرمؤمنان و املای رسول خدا «علیهم السلام» بود، و در آن نوشته شده بود: بسم الله الرحمن الرحیم این کتابی است از خداوند شکست ناپذیر حکیم به محمد «صلی الله علیه و اله»که نور و سفیر و حاجب و دربان و رهنمای او جبرئیل امین آن را نازل نموده است. ای محمد «صلی الله علیه و آله»، نام‌های مرا بزرگ شمار و از نعمت‌های من سپاسگزاری کن و نعمت‌های مرا انکار نکن، چرا که یقیناً منم خدایی که هیچ معشوقی جز من نیست، شکننده پشت ستمکاران و درهم کوبنده متکبران و خوارکننده ظالمان و جزادهنده روز رستاخیز منم خداوندی که هیچ معشوقی جز من نیست. هر کس به غیر فضل من به دیگری امیدوار باشد و غیر از عدل من از دیگری بترسد، او را عذاب می‌کنم، چنان عذابی که هیچ کس از جهانیان را عذاب نکرده باشم. پس مرا عبادت کن و تنها بر من توکل کن، به درستی که هیچ پیغمبری را مبعوث نکردم، مگر آنکه زمانی که مدت نبوتش به پایان رسید برای او وصی قرار دادم. و من تو را بر پیامبران برتری دادم و وصی تو را نیز بر سایر اوصیاء برگزیدم. و تو را به دو نازدانه‌ات بعد از او (حسن و حسین) گرامی داشتم. حسن را پس از گذشت زمان پدرف معدن علم خود قرار دادم و حسین را مخزن وحی خویش ساختم و او را به شهادت گرامی داشته و عاقبت کار او را ختم به سعادت نمودم. او افضل شهدا بوده و بلندترین مقام را در میان آنها داراست. همچنین کلمه کامل خود را با او و حجت رسای خود را نزد او قرار دادم. بوسیله عترت او جزا می‌دهم و عقاب می‌کنم. اولین عترتِ او علی است که او را سرور عبادت کنندگان و زینت دوستان گذاشته‌ام. ... و به وسیله عترت حسین (فرزندان حسین) جزا می‌دهم و عقاب می‌کنم؛ اولین آنها «علی» (امام سجاد) است که او را سرور عبادت کنندگان و زینت دوستان گذاشتم. و فرزندش «محمد» که همنام جدّ ستوده‌اش است، شکافنده علم و معدن حکمت من است. به زودی مردمی درباره جعفر به شک می‌افتند، هلاک گردند و کسی که وی را تکذیب کند، گویا مرا تکذیب کرده است. به راستی من جایگاه جعفر را گرامی داشته‌ام و او را به وسیله شیعیان، دوستان و پیروانش خشنود خواهم ساخت. پس از وی، به سوی فرزندش فتنه‌ی کور و تاریک نازل خواهد شد، هر چند که رشته‌ی تقدیراتم بریده بریده نشده و برهانم پنهان نخواهد ماند، چونان که دوستانم هرگز روی شقاوت نخواهند دید. آگاه باشید که هر کس یکی از آنها را انکار نماید، به نعمت من ناسپاسی کرده و هر کس آیه‌ای از کتاب مرا تغییر دهد، بر من دروغ بسته است. وای بر افترازنندگان و انکارکنندگان! در آن زمان که زمانِ بنده و دوست برگزیده‌ام موسی منقضی شود، آگاه باشید که تکذیب کننده‌ی هشتمین، تکذیب کننده‌ی همه اولیای من است. علی، ولی و یاری‌کننده‌ی من است، کسی که دشواری‌های نبوت را بر دوش او گذاشته و او را به قوّت می‌آزمایم. او را دیوی سرکش و خودپرست خواهد کشت و در شهری که بنای آن به دست بنده صالح خدا، ذوالقرنین گذاشته شده، در نزد بدترین مخلوقات من، دفن خواهد گردید. گفتارم حق است که دیدگان او را به وسیله فرزندش «محمّد» که جانشین اوست روشن خواهم ساخت. او وارث علم و معدن حکمت و جایگاه اسرار من است و بر مخلوقاتم حجت است. بهشت را جایگاه او قرار خواهم داد و او را در 70 نفر از خویشاوندانش که آتش جهنم بر آنها لازم شده باشد، شفیع خواهم ساخت و عاقبت کارِ فرزندش «علی» را که یاری کننده‌ی من است به سعادت ختم خواهم نمود. او که گواه میان خلق و امین بر وحیِ من است و از وی، دعوت‌کننده‌ی به راهم و خازن علم خود، حسن را بیرون خواهم کرد. و آن را به فرزندش که رحمتِ بر جهانیان است کامل خواهم نمود. در این فرزند کمال موسی و بهای عیسی و صبر ایّوب نهفته است. در زمان او، دوستانم خوار خواهند شد و سرهای آنها را به یکدیگر هدیه خواهند داد، همانطور که سرهای ترک و دیلم را به یکدیگر هدیه می‌دادند، پس اینها کشته و سوخته خواهند شد به گونه‌ای که همواره ترسیده، مرعوب و نگران خواهند بود. زمین به خونشان رنگین می‌شود و فریاد و ناله و بانگ و شیون از زنها بلند خواهد شد. ایشان (اهل بیت علیهم السلام) دوستانِ واقعیِ من هستند. به وسیله آنها هر فتنه‌ی کور و ظلمانی را دفع خواهم نمود و به خاطرشان زلزله‌ها را برطرف خواهم ساخت و غل و زنجیر را از ایشان برداشته‌ام (هیچ محدودیتی ندارند). و آنان اند که صلوات و رحمت بی‌پایان پروردگارشان بر آنهاست و همانها هدایت یافته‌گان اند... - راز عظمت و بزرگی حضرت عبدالعظیم الحسنی چیست؟ - «فرد و جامعه متعالی» در این روایت به چند نکته مهم اشاره می‌کنیم؛ بزرگ داشتن اسماء الهی، جز با فهم اسماء به دست نمی‌آید. کسی که اسماءالله را با قلب خویش درک نماید، حتماً از شنیدن آنها نیز به نشاط و آرامش می‌رسد. تمام اسماء، صفت‌هایی اند که با ذات همراه شده‌اند. انسان زمانی می‌تواند اسمی را خوب بفهمد که آن را در ذات خویش وارد نموده و به آن دارایی رسیده باشد. شناخت اسماء الله گام بسیار بزرگی در حرکت به سمت الله است و استخراج این اسماء از لابه لای طبیعت هنر بسیار بزرگی است و قدرت بالایی می‌طلبد. یکی از راههای میانبر، سریع و قدرتمند برای رهایی از تلخی‌ها، غصه‌ها، افسردگی‌ها و پژمردگی‌ها انس با اسماء الله است. سپاسگزاری از نعمت‌ها، بدون شناخت نعمت، ممکن نیست. باید به این یقین برسیم که بلاها از سوی رب ما به همان  هدف نازل می‌شوند که نعمت‌ها. درست مانند سیلی یک مادر و بوسه او که همه برای تربیت فرزند و از روی محبت مادری انجام می‌گیرد. چراها و اعتراض‌ها به سوی خداوند، همگی از روی نشناختن نعمت‌های خداوندند. فراموش نکنیم که ما همواره در اقیانوس نعمت‌های خداوند غرقیم، حتی زمانی که با بلاها تحت ربوبیت قرار گرفته‌ایم. تا انسان اصالتِ وجودش را از آنِ بخش الهی‌اش نداند، نمی‌تواند به سپاسگزاری نعمت‌ها در همه احوال موفق شود. تنها زمانی انسان شاکر نعمت‌ها بوده و می‌تواند آنها را خوب ببیند که نگاهش به خود با نگاه خدا یکی باشد. اگر عاشقِ الله شویم، دیگر محال است به خاطر «من» های بخش های پایینی با خداوند درگیر شویم. چرا که خاصیت عشق، فراموشی است و انسان در کنار معشوقش، چیز دیگری را طلب نخواهد کرد. ترسیدن به جز از عدل خدا، اشاره به گناهانی دارد که انسان به خاطر دیگران به آنها تن می‌دهند. و عاقبت این کار جز تحقیر شدن و پست شدن توسط همان کسانی نیست که به خاطر آنها جلوی خداوند ایستاده است. هیچ پیامبری بدون جانشین نبوده است. چرا که مردم برای هدایت، بی‌سرپرست می‌ماندند و حتماً از خداوند طلبکارانه علت را جویا می‌گشتند. و خداوند هرگز به بشری ظلم ننموده است. با زیارت حضرت عبدالعظیم صله رحم کنیم تا مونسِ تنهائی قبر و قیامت مان شود اهل بیت «علیهم السلام»؛ مایه‌ی زینت و عزت شیعیان آموختیم که منزلت هر انسان در نزد خداوند، به میزان منزلتی بستگی دارد که او برای پروردگارش قائل است. این مسئله در مورد جایگاه انسان در نزد اهل بیت «علیهم السلام» نیز صدق می‌کند. خداوند اهل بیت «علیهم السلام» را برای کسانی زینت قرار داده است که آموخته‌اند در زندگی با اتصال به خانواده‌ی حقیقی‌شان احساس عزت، غرور و سربلندی نموده و از آنها لذّت ببرند. تا انسان به واسطه‌ی داشتن اهل بیت «علیهم السلام» به احساس افتخار و عزّت نرسیده و از آنها لذت نبرد، در واقع هنوز خودش را از خانواده‌ی آنان نمی‌داند و جایگاه شخصیتی خود را در ارتباط با آنان نشناخته است؛ آفتی نبود بَتَر از ناشناخت                            تو بَرِ یار و ندانی عشق باخت این عدم شناخت، انسان را به احساس حقارت و ذلّت در بخش‌های مختلف وجودی‌اش خواهد رساند، و این در حالی است که انسان با داشتنِ اهل بیت «علیهم السلام» و استمدادِ از آنان می‌تواند بر تمام ضعف‌های خود غلبه نموده و ریشه‌ی تمام عقده‌ها را از روحِ خویش پاک نماید. احساس سرمستی و غرور به واسطه داشتن اهل بیت «علیهم السلام»، نشان می‌دهد که شخص رابطه‌ی حقیقی و شخصیتیِ خویش را با آنان درک نموده و به وجود مقدس‌شان متّصل گشته است. چنین کسی هیچگاه خویش را حقیر نخواهد دید و حتی در فاسدترین محیط‌ها، به این انتساب و به اطاعت خود از خانواده‌ی حقیقی‌اش، افتخار خواهد کرد. اساساً هر گونه احساس خودکم بینی، حقارت، ذلت، کمبود و ... نشاندهنده عدم شناختِ صحیح شخص از خود به عنوان یک انسان با بخش الهی است. منزلت پذیرش ولایتِ معصومین «علیهم السلام» از نگاه خداوند می‌دانیم که گروهی از مسلمانان، به ولایت چهار امام، گروهی به ولایت 5 امام و ... معتقد اند. اما نکته‌ی مهم که در این حدیث به آن اشاره شده است آن است که کسانی که امام رضا «علیه السلام» را به عنوان هشتمین امامِ شیعیان پذیرفته‌اند، بقیه‌ی امامان را نیز تا آخرین و دوازدهمین شان قبول کرده اند. به همین دلیل ما اساساً در جوامع شیعه، شیعه‌ی 8 امامی نخواهیم دید.  از همین رو، روایات گوناگون ثوابِ زیارت امام رضا «علیه السلام» را از ثواب زیارت امام حسین «علیه السلام»، بالاتر دانسته اند. به همین سبب، خداوند در این حدیث قدسی، تکذیب کننده‌ی هشتمین امام را، انکارکننده‌ی تمام اولیای خود معرفی می‌کند و این ارزش و منزلتِ پذیرش ولایت دوازده امام معصوم را در نگاه خداوندِ بزرگ نشان می‌دهد. اما نباید از یاد برد که ما در داشتن این نعمت بزرگ و عشقِ قلبی به اهل بیت «علیهم السلام» مدیون پدران و مادران مان و سپس مدیون علمای اسلام و بزرگان دینی هستیم. حق والدین ما در انتقال این نعمت عظیم به روح ما، آنقدر بزرگ است که با هیچ راهی قابل جبران نیست. روح آنان آنقدر پاک بوده که علیرغم گناهان تمام عمرشان، باز هم چهارده معصوم «علیهم السلام» را با عشق پذیرفته اند و با عشق، به روح و جانِ ما منتقل نموده‌اند و به همین سبب همه‌ی ما، تا ابدیت مدیونِ این لطف عظیمِ آنانیم. این روایت و توضیحات مربوط به آن را در همین جا خاتمه می‌دهیم و به روایت دیگری از قول امام سجاد «علیه السلام» می‌پردازیم؛ ابوخالد کابلی از امام سجاد «علیه السلام» سؤال می‌کند؛ ای سیّد من، چگونه امام صادق «علیه السلام» را صادق نام نهادند، در حالی که شما اهل بیت همه صادق هستید؟ امام سجاد «علیه السلام» فرمودند: پدرم از پدرش روایت کرده که پیامبر فرمود: هرگاه فرزندم «جعفر بن محمد» متولد شود، او را صادق نام بگذارید. زیرا پنجمین فرزند او که جعفر نام خواهد داشت به دروغ مدعی امامت خواهد شد. وی در نزد پروردگار کذّاب و افترازننده محسوب می‌شود و مدعیِ مقامی است که اهلیّت آن را ندارد. او با پدرش مخالفت می‌نماید، به برادر حَسَد می‌ورزد و در هنگامی که ولیّ خدا غایب است، قصد افشای اسرار پروردگار را خواهد نمود. (اسرارِ امام، همان اسرارِ الهی است.) پس امام سجاد گریه‌ی فراوانی نمود و فرمود: گویا می‌بینم جعفر کذّاب را در حالی که طاغوتِ زمان خود را در جستجوی ولیّ خدا راهنمایی می‌کند (تا او را به قتل برسانند)، و حال آنکه ولی پروردگار در محافظت خدا قرار گرفته و وکالت حرمِ پدرش به عهده‌ی وی نهاده شده است. جعفر کذّاب از روی جهلی که به ولایت ولیّ عصر دارد، حریص است که او را پس از ولادت به قتل برساند، برای اینکه به میراث پدرش دست پیدا کرده و ارثِ او را بدون استحقاق دریافت نمود. ابوخالد گفت: ای فرزند رسول خدا، این اموری که فرمودید اتفاق می‌افتد؟ فرمود: آری به پروردگارم سوگند این مطالب در صحیفه‌ای که در نزد ما موجود است نوشته شده و در آن صحیفه تمام سختی‌ها و پیشامدهایی که پس از پیامبر خدا بر ما رخ خواهد داد، مکتوب است. ابو خالد گفت: پس از آن چه خواهد شد؟ فرمود: پس از آن غیبتِ ولی خدا و دوازدهمین وصیّ پیامبر خدا و ائمه به درازا خواهد کشید. ای ابوخالد! مردمانِ زمان غیبتِ او که به امامتِ او معتقد گردند و منتظر ظهورِ او باشند، بهترین مردمان هستند. زیرا خداوند به اندازه‌ای به آنها فهم و خرد و معرفت مرحمت نموده که غیبت در نظر آنها به منزله‌ی مشاهده است. و مردم‌ِ آن زمان مانند کسانی که در کنار پیامبر خدا به جهاد پرداخته باشند محسوب خواهند شد. آنها حقاً بندگان خالص، شیعیان راستگوی ما و دعوت کننده‌ی به دین در آشکار و نهان هستند. و ... انتظارالفرج، اعظم من الفرج... نکات مهم در روایت امام سجاد «علیه السلام»: 1- فرزندانِ اهل بیت «علیهم السلام» نیز از تأثیر محیط در امان نماندند! کسی می‌تواند مثل جعفر کذاب پسر امام معصوم باشد، اما تحت تأثیر محیط، اهل انکار و حسادت گردد. آیا با این وجود، هنوز هم می‌توان گفت که دوستان و محیط‌های آلوده، بر روح ما تأثیری نخواهند گذاشت؟ فراموش نکنیم که قوی‌ترین و قدرتمندترین انسان‌ها نیز در محیط‌های ضعیف و آلوده، به ضعف خواهند گرایید. 2- نفسانیت، فرزندِ یک امام معصوم را به جایی می‌رساند که تصمیم‌ می‌گیرد امامِ معصوم دیگری را به قتل برساند. و تمام آسیب‌های انسان از همین نفسانیت و یا در یک کلام از ماجرای وجود آغاز می‌شود. اگر کسی تصمیم گرفته که روح خود را یکجا از تمام امراض، بیماریها و ضعف‌ها تخلیه نماید، باید آنقدر روح خویش را با غیب پر کند که دیگر جای خالی برای ماجراهای وجود باقی نماند. کسی که از نفسانیّت و منیّت تخلیه گردد، حتماً از بیماری‌های اخلاق نجات خواهد یافت. 3- بزرگان اهل روایت، چند صحیفه را در نزد اهل بیت «علیهم السلام» تأیید نمودند، یکی صحیفه‌ی حضرت زهرا «سلام الله علیها» است که جبرئیل در ایام میان رحلت پیامبر«صلی الله علیه و اله» تا شهادت ایشان، نازل فرمودند و مشتمل بر حوادث آینده‌ی امت پیامبر است. و یک صحیفه‌ی دیگر که مربوط به امیرالمؤمنین «علیه السلام» است و پیامبر «صلی الله علیه و آله» شخصاً مطالب آن را برای حضرت علی (ع) نقل فرمودند. امروز این صحیفه در نزد امام زمان است. 4- انسانهایی که به شهودِ غیب رسیده‌اند و ندیدنِ غیب، راه ارتباط با آن را برایشان نبسته است، انسانهای قدرتمندی هستند. هر قدر ارتباط با غیب برای کسی جدّی‌تر باشد، قیمت او نیز در نزد غیب بیشتر خواهد شد. نقطه‌ی اوج زندگی هر انسان، زمانی است که باور می‌کند. از آل محمد «صلی الله علیه و آله» است و براساس این انتساب، تمام سبک زندگی خویش را تنظیم می‌نماید. حجت شدن عبدالعظیم علیه‌السلام برگرفته از مباحث خانواده آسمانی، استاد محمد شجاعی لینکهای مرتبط: مجموعه سخنرانی های استاد شجاعی مجموعه کتاب های استاد محمد شجاعی پای درس استاد  

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 11332
زمان انتشار: 18 آبان 1398
| | | | |
دم از امام زمان زدن، یک حرف است، امام زمانی بودن، یک حرف دیگر

دم از امام زمان زدن، یک حرف است، امام زمانی بودن، یک حرف دیگر

فیلم

1 - دم از امام زمان زدن، یک حرف است، امام زمانی بودن، یک حرف دیگر

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 4936
زمان انتشار: 16 آبان 1398
|
استغاثه به امام مهدی (عج) و نماز آن (دانلود متن، ترجمه و صوت)

استغاثه به امام زمان (ع) الکامل التام

استغاثه به امام مهدی (عج) و نماز آن (دانلود متن، ترجمه و صوت)

سیّد على خان شیرازى در كتاب «كلم طیّب» فرموده است: این دعا دعاى استغاثه به حضرت صاحب الزّمان (صلوات الله علیه) است، هر كجا كه باشى دو ركعت نماز بجاى آر و سپس زیر آسمان رو به قبله بایست و بگو: سَلامُ اللَّهِ الْكَامِلُ التَّامُّ الشَّامِلُ الْعَامُّ وَ صَلَوَاتُهُ الدَّائِمَةُ وَ بَرَكَاتُهُ الْقَائِمَةُ التَّامَّةُ عَلَى حُجَّةِ اللَّهِ وَ وَلِیِّهِ فِی أَرْضِهِ وَ بِلادِهِ وَ خَلِیفَتِهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ عِبَادِهِ وَ سُلالَةِ النُّبُوَّةِ وَ بَقِیَّةِ الْعِتْرَةِ وَ الصَّفْوَةِ صَاحِبِ الزَّمَانِ وَ مُظْهِرِ الْإِیمَانِ وَ مُلَقِّنِ [مُعْلِنِ ] أَحْكَامِ الْقُرْآنِ وَ مُطَهِّرِ الْأَرْضِ وَ نَاشِرِ الْعَدْلِ فِی الطُّولِ وَ الْعَرْضِ وَ الْحُجَّةِ الْقَائِمِ الْمَهْدِیِّ الْإِمَامِ الْمُنْتَظَرِ الْمَرْضِیِّ [الْمُرْتَضَی] وَ ابْنِ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِینَ الْوَصِیِّ ابْنِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ الْهَادِی الْمَعْصُومِ ابْنِ الْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ الْمَعْصُومِینَ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِینَ الْمُسْتَضْعَفِینَ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا مُذِلَّ الْكَافِرِینَ الْمُتَكَبِّرِینَ الظَّالِمِینَ، سلام كامل، تمام، همه جانبه و فراگیر خدا، و درود همیشگى، و بركات پاینده و برازنده حق بر حجت خدا و جانشین او در زمین و تمامى سرزمین ها، و خلیفه او بر همه خلق و بندگان، آن كه از نسل نبوّت، و باقیمانده عترت، و از برگزیدگان است، صاحب زمان و آشكار كننده ایمان، و معلّم احكام قرآن، و پاك كننده زمین و گستراننده عدالت در طول و عرض جهان و حجّت پایدار، مهدى، آن امام مورد انتظار، پسندیده، و فرزند امامان پاك، جانشین و فرزند جانشینان پسندیده، رهبر معصوم و فرزند پیشوایان راهبر معصوم، سلام بر تو اى عزّت بخش اهل ایمان و همه آنان كه ناتوان شان شمردند، سلام بر تو اى خوار كننده كافران گردنكش و ستمكار، السَّلامُ عَلَیْكَ یَا مَوْلایَ یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا ابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا ابْنَ الْأَئِمَّةِ الْحُجَجِ الْمَعْصُومِینَ وَ الْإِمَامِ عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ السَّلامُ عَلَیْكَ یَا مَوْلایَ سَلامَ مُخْلِصٍ لَكَ فِی الْوِلایَةِ أَشْهَدُ أَنَّكَ الْإِمَامُ الْمَهْدِیُّ قَوْلاً وَ فِعْلاً وَ أَنْتَ الَّذِی تَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلا بَعْدَ مَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً فَعَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَكَ وَ سَهَّلَ مَخْرَجَكَ ، سلام بر تو اى سرورم اى صاحب الزّمان، سلام بر تو اى فرزند رسول خدا، سلام بر تو اى فرزند امیر مؤمنان، سلام بر تو اى فرزند فاطمه زهرا، سرور بانوان جهان، سلام بر تو اى فرزند امامان، آن حجّت هاى معصوم، و اى پیشواى همه خلایق، سلام بر تو اى سرورم، سلامى با كمال خلوص به تو در ولایت و پیروى، گواهى می دهم كه همانا تو امام راه یافته در گفتار و كردارى، و تویى آن كه زمین را با عدل و داد پر كنى، پس از آنكه از ستم و جور پر شد، پس خدا در گشایش كارت شتاب ورزد، و آمدنت را آسان نماید، وَ قَرَّبَ زَمَانَكَ وَ كَثَّرَ أَنْصَارَكَ وَ أَعْوَانَكَ وَ أَنْجَزَ لَكَ مَا وَعَدَكَ فَهُوَ أَصْدَقُ الْقَائِلِینَ وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ یَا مَوْلایَ یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ حَاجَتِی كَذَا وَ كَذَا. و زمانت را نزدیك فرماید، و بر یاران و یاورانت بیافزاید، و به آنچه به تو وعده داده وفا كند، كه خدا راستگوترین گویندگان است كه در قرآن فرموده: «و ما مى خواهیم بر كسانى كه در زمین ناتوان شمرده شده اند منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان قرار دهیم» ، اى سرورم اى صاحب الزّمان، اى فرزند رسول خدا، حاجت من این و آن است. و بجاى كذا و كذا حاجات خود را بیان كند و بگوید فَاشْفَعْ لِی فِی نَجَاحِهَا فَقَدْ تَوَجَّهْتُ إِلَیْكَ بِحَاجَتِی لِعِلْمِی أَنَّ لَكَ عِنْدَ اللَّهِ شَفَاعَةً مَقْبُولَةً وَ مَقَاماً مَحْمُوداً فَبِحَقِّ مَنِ اخْتَصَّكُمْ بِأَمْرِهِ وَ ارْتَضَاكُمْ لِسِرِّهِ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِی لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَیْنَكُمْ وَ بَیْنَهُ سَلِ اللَّهَ تَعَالَى فِی نُجْحِ طَلِبَتِی وَ إِجَابَةِ دَعْوَتِی وَ كَشْفِ كُرْبَتِی در برآورده شدن حاجاتم نزد خدا واسطه شو، من با حاجاتم به سوى تو رو نمودم، چون می دانم شفاعت تو نزد خدا پذیرفته میشود و مقام تو در بارگاهش بس ستوده است، پس به حق آن كه شما را به امر خویش خاص گردانید و براى بیان اسرارش برگزید، و به حق جایگاهى كه شما در پیشگاه خدا دارى كه تنها بین شما و اوست، برآوردن خواهشم، و اجابت دعایم، و برطرف شدن اندوهم را از خدا بخواه. سپس بخواه هرچه خواهى كه به خواست خدا برآورده شود. مؤلّف گوید: بهتر آن است كه در ركعت اوّل این نماز پس از سوره «حَمْد» سوره «انّا فَتَحْنا» و در ركعت دوّم پس از سوره «حمد» سوره «إِذا جاءَ نَصْرُ اللّهِ» خوانده شود.

صوت

1 - استغاثه به امام مهدی عجل الله فرجه

کلیدواژه ها: ، ، ، ،

Top
شناسه مطلب: 2692
زمان انتشار: 16 آبان 1398
| |
وقت گذاشتن و عهد با امام زمان ع ؛ عهد با خداست

وقت گذاشتن و عهد با امام زمان ع ؛ عهد با خداست

استاد شجاعی می گوید: معصوم علیه السلام، تجلی تمام نمای خداوند در زمین است و پذیرش ولایت معصوم و وقت گذاشتن برای او که از جانب خداوند به مقام امامت رسیده، در حقیقت وقت گذاشتن و میثاق با خدا و عهدی الهی است.

حالا این سؤال را از خودمان می‌پرسیم که از این پس، چقدر حاضریم برای امام زمانمان وقت گذاشته و او را یاری کنیم؟ یا برای وفاداری به چنین عهدی چقدر تلاش خواهیم کرد؟ نوع حیات ابدی ما، بستگی به حضور امام زمان در درون‌مان دارد. این که امام زمان در زندگی و در تصمیم‌گیری هایمان چقدر تأثیر گذار بوده است؟ هر چه رفاقت‌مان با او بیشتر باشد و خودمان را نسبت به رعایت این عهد مسئول تر بدانیم، در دنیا و آخرت شادتر زندگی خواهیم کرد. وقت گذاشتن برای امام زمان، مستحب نیست؛ بلکه اوجب واجبات است. هیچ یک از مشغله های ما برای عدم توجه به امام زمان پذیرفته نیست، چرا که خداوند بر این عهد الهی بسیار تأکید نموده است. اگر کسی در قیامت بتواند از گذر وفاداری به این عهد، جان سالم به در برد، احتمال نجاتش بسیار است. در روایات بسیاری آمده که اگر کسی امام زمانش را نشناسد و از دنیا برود، در حالت کفر مرده است و این روایت مشهور است که می فرماید: «من مات و لم یعرف امام زمانه، مات میتة جاهلیة= هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است». همه ما نسبت به پدر و مادر، اطرافیان و هموطنان‌مان قیودی داریم که خود را ملزم به رعایت آنها می دانیم. اما آیا حتی برای یکبار امام زمانمان را جزء قیودی که خدا از ما اخذ کرده به شمار آورده ایم؟ آیا رعایت حق ولایتش برای لحظه ای از ذهنمان گذشته است؟ «ان العهد کان عنه مسئولا= از عهد الهی سوال می‌کنند». در قرآن و روایات، «امامت» عهدی الهی شمرده شده است و انسانها نمی‌توانند از آن بی توجه عبور کنند. بی‌اعتنایی به تنهایی، آوارگی و غربت امام زمان، یقینا ما را در پیشگاه خدا مسئول و مورد بازخواست و در نهایت به عذاب اخروی دچار خواهد نمود. امام باقر (ع) می فرماید: در آیه «امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف سوء» مضطر، وجود مقدّس امام زمان است. ......یادمان باشد که مرگ در چند قدمی ماست و مهدی تنهاتر و غریبتر از همیشه در انتظار یاری ما... باید ببینیم که دست کدام یک از ما محکمتر و استوارتر، دستان پسر فاطمه را خواهد فشرد؟ این تمام سعادت دنیا و ابدیت ما است. اگر نفسهای مهدی در رگ های زندگی ما به جریان افتاده و روحی آسمانی در کالبد تاریک خانه هایمان دمیده شود، زندگی ما شیرین ترین سبک زندگی خواهد شد. بارالها دستان بی رمق و آلوده ما را به دستان عرشی آخرین باقیمانده ات در زمین برسان و ما را آماده یاری او و وفادار به عهدمان بگردان.  برگرفته از سلسله مباحث خانواده آسمانی استاد محمد شجاعی و در پایان زبان حال یکی از شیفتگان اهل بیت ع برای ظهور فرزند فاطمه سلام الله علیها موعود ای زلیخا! تو چه حالی داشتی یوسفت را دور می پنداشتی او چنان خود را به تو نزدیک کرد آن چنان قلب تو را تسخیر کرد پرده از عشقش به روی تو گشود او تو را معطوف آن هستی نمود تو ز یوسف عشق اصلی یافتی حق تعالی، رب او بشناختی رب یوسف، رب یعقوب نبی جمله عالم را، کند او سروری ای زلیخا! یوسفی آید همی زخممان را مرهمی باشد همی روی او، نادیده دستان می برد عشق او آتش به دامان می زند ای زلیخا! مادر پهلو شکسته دیده ای؟ روی ماه نیلی اش را دیده ای؟ یوسف ما از برای انتقام با سنان مرتضی آید همی ای زلیخا! یوسفی آید همی رضایی (یکی از دختران یوسف)

کلیدواژه ها: ، ، ، ، ، ، ،

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed