www.montazer.ir
امروز: دوشنبه 25 تير 1397 | ساعت : 13:58:35 | نسخه آزمایشی
شناسه خبر: 5724
14 آبان 1395
آثار معرفت، دارایی، یقین و شهود (1)

استاد محمد شجاعی

آثار معرفت، دارایی، یقین و شهود (1)

از آثار معرفت، دارایی، یقین و شهود است. دارایی علم و اطلاعاتی است که در وجود انسان تثبیت شده است. یقین و شهود بعد از تثبیت دارایی در وجود انسان ظهور می کند. برای روشن شدن مطلب به بیان چند مثال می پردازیم:

الف - مرده شور «معرفت» دارد، هر چند که باسواد نباشد

چه کسی درباره مرده «معرفت» دارد؟ مرده شور. چرا معرفت دارد؟ زیرا مرده شور هم به طور علمی می داند که مرده با او کاری ندارد، و هم از نظر معرفتی یقین دارد که از مرده کاری بر نمی آید.

به همین خاطر است که مرده شور قشنگ و راحت مرده را می شوید. مرده ها را با قیافه و وضعیت های مختلفی که دارند، می شوید. مرده ها با پاشیدگی بدن، یکی سر ندارد، یکی نصف سرش رفته، نصف سرش له شده. اما مرده شور خیلی عادی اینها را می شوید؛ خسته هم شود خمیازه می کشد و می رود  2 ساعتی را هم در کنار مرده ها با خیال راحت و بدون هیچ ترسی می خوابد.

در مورد علت ترس بعضی افراد از مرده، مثلاً می گویند فلانی بچه که بود، یک مرده را دید و الآن که 30 سالش است هنوز از مرده می ترسد. اما علت این نیست. آنها نمی دانند که علت ترس او این است که «معرفت» ندارد. وجودش، وجود توانایی نیست؛ وجود «فقیر و ندار» است. اما مرده شور ممکن است که حتی سواد نداشته باشد، ولی در خصوص مرده معرفت دارد. یعنی مثل ما نمی آید مقاله بنویسد راجع به این که مرده با کسی کاری ندارد. اما به این یقین رسیده که مرده با ما کاری ندارد.

پس ممکن است علم ما خیلی بیشتر از مرده شور باشد. ولی «دارایی» را چه کسی دارد؟ مرده شور. چرا او اصلاً نمی ترسد؟ چون دارا است. یعنی چیزی دارد که توهمات که بخشی از آن از شیطان است در او اثر ندارد. مثلا گرفتار این توهم نمی شود که بگوید «این مرده الآن بلند می شود و مرا می خورد؛ یا تا کجا می آید دنبالم؛ الآن در داخل ماشینم است؛ الان پشت ماشینم است؛ شب در خواب به سراغم می آید و از این مزخرفات توهمی؛ این ها هیچ کدام نمی توانند در مرده شور اثر بگذارد و او را تحریک کند؛ حتی هرالقایی به او بکنی و هر چیزی بگویی که این مرده الآن با تو فلان برخورد را می کند، در مرده شور بی اثر است. چون او درمورد مرده به یقینی رسیده است.

ب - وقتی به یقین برسی درزیر شکنجه هم غیر منطق را نمی پذیری

در یک مثال دیگر می گوییم که شما وقتی حساب یاد می گیرید، این می شود دارایی شما. یعنی وقتی که چیزی جزء دارایی انسان شد و مثلا یقین  کرد 2+2 می شود ۴ ، اگر او را زیر شکنجه هم بگذارند، هرگز به این نتیجه نمی رسد که می شود 5 .  شما شاید از روی ترس بگویی می شود ۵ ، ولی باطنت که دارایی تو است می گوید ۴ و از آن اصلاً جدا نمی شود. دارایی یعنی تو اکنون آن را داری. بنابراین، من وقتی به «مقام» می رسم که به «دارایی» که نوعی از «شدن» است، برسم.

 

مقام محمود جلسه اول

نظری داده نشده

Top