www.montazer.ir
امروز: سه شنبه 21 آذر 1396 | ساعت : 16:01:02 | نسخه آزمایشی
شناسه خبر: 7354
17 مرداد 1396

شادی، جلسه 23، ۹۶/۵/۱۴

(23) «رازداری» یکی از عوامل شادی است

«رازداری» یكی از ویژگی‌های مثبت اخلاقی است و یک وظیفه است. هر کس علاوه بر این که باید رازهای خود را در درون صندوقچه اسرار وجودیش حفظ نماید، وظیفه دارد اسرار دیگران که به هر نحوی از آنها مطلع شده را نیز فاش نگرداند. این اسرار می تواند درد و بیماری، عبادت ها، خواب های بد و خوب و اسرار محل کار، عیوب و لغزش های دیگران باشد. پس با حفظ رازهای خود و دیگران، شادی را در وجودتان به ارمغان ببرید.

وقتی صحبت از عوامل شادی می شود، نخست باید منظور از «عوامل» را دانست. در تعریف عامل دو رابطه وجود دارد: عمل کننده و پذیرنده عمل که به نام های مختلفی یاد می‌شود: عامل  و معمول؛ عمل و عکس العمل؛ علت و معلول و قضا و قدر که همه ساختار ریاضی دارند. انسان در زندگش اش هر قدری را انتخاب کند، قضای مناسب با آن قدر نیز، بر سر راهش قرار می گیرد. چون سیستم دنیا یک سیستم ریاضی است. مثل آب که در صد درجه به جوش می آید. هر جا قدر (اندازه) صد درجه ایجاد کنید، قضای جوش آمدنش فراهم می شود. غم و شادی نیز این گونه هستند.

اکنون با ذکر حدیثی از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) برآنیم که یکی از عوامل شادی و غم های یک زندگی را مورد بررسی قرار دهیم. حضرت می فرماید: «مَن أسَرَّ ما یُرضِی اللّه َ عز و جل أظهَرَ اللّه ُ لَهُ ما یَسُرُّهُ= هر کسی پنهان کند آن چیزی را که خدای عزوجل را راضی می کند، خدا نیز برایش چیزی را ظاهر می کند که شادش کند».

یعنی اگر به دنبال شادی هستید، باید ببینید خدا در کجا و چگونه از شما راضی می شود. یکی از آن جاها این است که عیبی را بپوشانی. حال باید دید پوشاندن چه عیب هایی موجب رضایت خدا از شما می شود.

برخی می‌گویند: «بهت می‌گم اما به کسی نگی ها». این جمله را بارها استفاده کرده‌ایم. طرف مقابل هم همیشه قول داده است که به کسی نگوید. اما چطور انتظار داریم رازی را كه خودمان نگه نمی‌داریم، دیگری برایمان نگه دارد؟ محافظت از اسرار خود و دیگران وظیفه ماست. پس اولین چیزی را که باید بپوشانید، «اسرار خودتان» است. هیچ وقت اسرارتان را با  کسی در میان نگذارید. این روش غلط است که من فکر کنم احتیاج به کسی دارم و باید حرف هایم را به او بگویم که اصطلاحاً به آن «درددل» می گویند. چون باید پیش کسی درددل کنید که متخصص یا مشاور باشد. به عنوان مثال، نباید به غیر از این که اسرار زندگی تان را به کسی بگوئید، اسرار همسر و فرزندتان را هم بازگو کنید. اگر فرزند کوچکی 2 یا3 یا 5 ساله دارید، حق ندارید پیش کسی بگوئید که این بچه ام این رفتارهای بد را دارد یا خیلی شلوغ می کند و... اینها غیبت است و معصیت دارد و حرام است.

امام امیرالمؤمنین على (علیه‌السلام) فرمودند: «سِرُّكَ أسِیرُك فإذا أفْشَیْتَهُ صِرْتَ أسِیرَهُ= سرّ تو اسیر توست؛ اگر آن را افشا كنى تو اسیر او مى‌شوى». اسیر شدن، یعنی الان فلانی فهمید، حالا من چکار کنم؟

 این اشتباه بزرگی است که بیشتر خانم‌ها هم مرتکب می شوند. بعضی خانم ها تا به کسی اعتماد می‌کنند، دردل هایشان شروع می‌شود: از پدر و مادر، شوهر، بچه، عروس، جاری و... این ها خیلی خطرناک است.

این قاعده خلقت است که وقتی چیزی را که نباید بگوئید، وقتی برملا می کنید،‏ غم و غصه به سراغتان می آید. فقط در صورتی اذن گفتن دارید که طرف مقابلتان کارشناس مشاوره باشد و انتظار برود که مشکلتان را حل کند. در اینجا حتی جواز غیبت را هم داده اند. در غیر این صورت، شما بخواهید پیش خواهرت، مادرت، دوستانت یا هر کس دیگری حرفی از خودت و مسائل زندگیت بزنی، معصیت کرده ای و اینها برایتان تولید غم می شود. 

پس ما مفهومی به نام «درددل» نداریم. «درد دل» را پیش کسی بگو که شما را دوست داشته باشد و موثر باشد، مثلا باید به خدا گفت. چون اوست که ما را به معنای حقیقی دوست دارد، می شنود و محیط بر ماست، پس مشکلاتتان را به خدا و اهل بیت بگوئید. با این هدف که من هیچ کس را به جز خدا و اهل بیت ندارم. ما حتی فرشتگان و شهدا را داریم که می توانیم با برقراری ارتباط خوب با آنها درد دل کنیم.

از دیگر مواردی که باید مخفی نگه داشت، «اسرار محل کارتان» است. مثلاً در کارخانه پروژه ای دارید که اسرار آن به دست شماست، حق ندارید آن را برای افراد سایر کارخانه ها یا شرکت ها بازگو کنید. این راز، امانتی است که به دست شما سپرده اند. یا اگر در جائی مشغول به کار هستید که اسرار مردم در دست شماست؛ مثلا دفتردار مشاوره هستید. حق ندارید برای کسی یا جائی این اسرار را بیان کنید. از این بالاتر اسرار یک کشور به دست شما باشد. مثل پروژه هایی که در صنایع نظامی‏ یا وزارت اطلاعات یا انرژی هسته ای به کار می روند. حق بازگو کردن این اسرار را هم ندارید.

پس هر چه بیشتر حرف بزنید، بدبخت تر می شوید و آثار بد این رفتارها به خودتان برمی گردد و رسواتر می‌شوید و آبرویتان می‌رود.

یکی از چیزهائی که انسان نباید به کسی بگوید، «درد و بیماری» است. یعنی تا آنجائی که می توانید، بیماری و دردهایتان را مخفی نگه دارید. مگر جائی که ضرورت داشته باشد. برای همین فرمودند: «یک راه رهایی از بیماری ها، پنهان داشتن آنهاست». همچنین در روایت داریم که وقتی انسان دردش را بپوشاند، خداوند اجر سال ها عبادت را به او می دهد. پس اگر سردرد دارید، به کسی نگوئید. خودت تحمل کن و حال کسی را هم نگیر.

عبادت ها و خواب های قشنگی که می بینید را به کسی نگوئید. حتی علاقه های حرامی که دارید. مثلا به کسی علاقه پیدا کرده اید که نباید به او بگوئید. چون امکان رسیدن به او در عالم خارج وجود ندارد. پس آن را در درون خودت حفظ کن و به کسی هم این علاقه را بازگو نکن. زیرا خدا دوست ندارد این برملا شود.

در ادامه حضرت می فرمایند: «و مَن أسَرَّ ما یُسخِطُ اللّه َ تعالى أظهَرَ اللّه ُ ما یُخزِیهِ = و هر كس چیزى را نهان بدارد كه خداوند متعال را به خشم مى‌آورد، خداوند كارى را برایش آشكار مى‌سازد كه او را سرافكنده سازد».

پس اگر بخواهیم مورد خشم و غضب خدا قرار نگیریم، باید تمام حرام های ظاهری و باطنی دیگران را بپوشانیم. اگر قبول نکنید و بخواهید آزاد باشید و هر کاری دلتان خواست، انجام دهید، خواری و غصه به سراغتان می آید و اصلاً نمی‌فهمید از کجا این غصه آمد با اینکه همه شرایط قشنگ زندگیتان هم فراهم است، اما با داشتن همه چیز، باز نمی توانید شاد و خوشبخت باشید.

این را هم بدانید خداوند به راحتی به خشم نمی‌آید و خشنود هم نمی‌شود. آن چیزی که با آن خدا خشنود می‌شود، برای انسان مفید است و آن چیزی که خدا را خشمگین می‌کند، مضر است. یعنی خوش آمدن و خوش نیامدن خدا خودخواهانه نیست، بلکه تابع عشق و مصلحت ماست.

گناهت را پیش کسی بازگو نکن مگر برای خدا

یکی دیگر از اسراری که نباید به کسی بگوئیم، گناهان خودمان یا دیگران است. اگر ۲۰ یا ۳۰ سال فحشا و منکرات انجام دادی، برای کسی درد دل نکن. چون کسی حق ندارد پیش کسی گناهانش را اعتراف کند. اعتراف به گناه فقط باید پیش خدا باشد.

گاهی ممکن است مرتکب گناهی شده باشید که به دنبال راه توبه هستید. در این صورت بهتر است با یک کارشناسی که متخصص این کار است، صحبت کنید تا شما را از آن گناه دور کند. غیر از استاد و کارشناس حق اعتراف پیش کسی را ندارید. کسی هم حق ندارد از کسی گناهش را بپرسد.

بعضی سوالها حرام است و موجب غم و غصه می شود

گاهی دو دوست یا زن و شوهر سوالات بیجائی از هم می پرسند. مثلا کسی از همسرش می پرسد: «تو قبل از این که با من ازدواج کنی‏، کسی را دوست داشتی‏ یا با کسی بودی؟» این ها سوالات احمقانه ای هستند که هم برای خودمان و هم برای طرف مقابل تولید غم، غصه، افسردگی و پژمردگی می‌کند. چون این ها تجاوز به حریم آدم هاست.

این آیه شریفه در همین خصوص است که می فرماید«لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْیَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ = از چیزهایى كه اگر براى شما آشكار گردد شما را اندوهناك مى ‏كند، مپرسید»(مائده/101).

متاسفانه سهم زیادی از آسیب های زندگی انسان، به خاطر تجاوزهای او به حقوق دیگران است. به ویژه در خانواده که شکستن حریم‌ها زیاد دیده می‌شود. زن و شوهر گاهی از همدیگر سوالاتی می‌کنند که بوی تجاوز به هم و وارد شدن به حریم یکدیگر را دارد. مثلا با کی حرف می‌زدی؟ با کی بیرون رفتی؟ برای چی رفتی؟ فلانی به تو چی گفت؟ حتی اگر موبایل همسرت را نگاه کنی، موبایل خواهر و برادرت را  کنترل کنی. اینها کارهای خوبی نیستند.

بنابراین، به همین میزان که می‌خواهیم یک حقیقت پنهانی را از کسی آشکار کنیم، معصیت و گناه کرده ایم. بعضی ها حس فضولی شان زیاد است. می‌گویند ما فضول نیستیم، بلکه کنجکاویم. می‌گوید از روی کنجکاوی سوال می‌کنم. اما نمی‌داند که اینها فضولی است، نه کنجکاوی. این حس تجاوز و فضولی برای انسان غصه می‌آورد و همه این اعمال در ذهن و خیال انسان جمع می‌شود و نفس را سنگین می‌کند و انسان به راحتی نمی‌تواند پروازهای معنوی و عرفانی خوبی داشته باشد.

پس حق ندارید دنبال اسرار دیگران باشید؛ حتی در ذهنتان. چون قرار است در قیامت از صراط رد شویم. صراطی که از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است و از داخل جهنم باید رد شویم. حالا کسی که بخواهد در این مسیر به دیگران کار داشته باشد و از زندگی مردم سر دربیاورد، به راحتی از صراط سقوط می‌کند و داخل جهنم می‌شود.

گاهی پیش می‌آید انسان به صورت تصادفی اسرار کسی را ببیند یا بشنود. آن وقت باید چه کار کرد؟ بهترین راه این است که همانجا فراموش کنید و ندید بگیرید. علی (علیه‌السلام) می‌فرماید: «نصف شخصیت عاقل تجاهل است». تجاهل یعنی انسان خودش را به نفهمی بزند. یعنی اگر حرفی را شنید و خبردار شد، باید ندید بگیرد. این ویژگی سبب می‌شود که نشاط و پروازهای روحی داشته باشید. ولی وقتی با شهوت دنبال مردم رفتید تا ببینید  چه خبر است، نوعی تجاوز کرده اید و وارد حریم دیگران شده اید. باید دانست که این کارها به انسان آسیب می رساند.

برملا کردن عیوب مردم تولید غم می کند

بعضی آنقدر روحیه‌ی تجاوز دارند که صدای دیگران را ضبط می‌کنند برای سوء‌استفاده و یا عکس می‌گیرند و در فضای مجازی پخش می‌کنند. اینها همه غصه و غم می آورد و انسان را از بسته های شادی آفرین خدا محروم می کند.

عالمی بود در حوزه علمیه مروی که خدا رحمتش کند، می فرمود: به من خبر دادند یک قاچاقی وارد حوزه شده و سر کلاس ها شرکت می‌کند. به اسم این که می‌خواهم طلبه شوم، در درس ها شرکت می‌کند. نماز هم نمی خواند و مشروب هم با خودش می‌آورد و پشت کتاب هایش پنهان می‌کند.

این عالم که رئیس حوزه هم بود و نمی‌توانست صبر کند کسی این نقش را بدزد، تصمیم می گیرد که هر شب به حجره طلبه ها سر بزند و از احوال شخصی و درسی شان جویا شود. تا این که یک شب نوبت این آقا می شود.

وارد حجره اش می‌شود و شروع به گفتگو و صحبت با او می‌کند. چی کار می‌کنی، چی می‌خوانی؟ بعد سراغ کتاب هایش می‌رود و از آنها سوال می‌کند. تا این که به کتابی می‌رسد که پشت آن مشروبش را پنهان کرده بود. این عالم سوال می‌کند این چیست؟ او در جواب می گوید: « این ستار العیوب است». او هم دیگر دست به آن نمی‌زند. همین عمل این عالم باعث می شود، چنین فردی تحول پیدا کند و اصلاح شود.

آدم با شرافت این چنین است. شیفته این نیست که لغزش‏، عیب و راز کسی را برملا کند. چون هم از آن لذت نمی‌برد و هم این که همه را با قاعده «هو انت= او خود تو هستی» می بیند، پس وقتی که شما از لغزش، اشتباه و از آلودگی یک نفر خوشحال می‌شوید، مطمئن باشید برایتان غصه و فشار قبر زیادی خواهد آورد. خصوصاً اگر او یک آدم مؤمنی باشد. در این خصوص خداوند می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ = كسانى كه دوست دارند كه زشتكارى در میان آنان كه ایمان آورده‏ اند شیوع پیدا كند براى آنان در دنیا و آخرت عذابى پر درد خواهد بود و خدا[ست كه] مى‌داند و شما نمی‌دانید».(نور/19).

«خبرچینی» تولید غم و غصه می کند

یکی دیگر از مواردی که باید از آن پرهیز کنیم، «خبرچینی» است. گاهی کسی اسرار دیگران را به ما می‌گوید و یا ما به نحوی خبردار می‌شویم، فاش کردن این گونه مسائل هم خیلی خطرناک است. چون اسرار مردم امانت است. چنانکه نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «المَجالِسُ بالأمانةِ = مجلس‌ها امانت هستند». وقتی در مجلسی حضور داری که دو یا سه یا پنج نفر هستند و با هم حرف می‌زنند، هر چه در آن مجلس گفته می شود، «امانت» است و حق بازگو کردن آنها را ندارید.

مثلاً کسی می‌گوید: دیشب عروسی رفتیم. عروسی شان افتضاح بود، غذایشان بد بود‏، فضله موش داشت، عروس چنین و چنان بود و... اینها همه معصیت و گناه است. هر اتفاق و لغزشی که در آن  مجلس برای صاحبخانه افتاد، حق بازگو کردنش را ندارید.

یکی از گناهانی که عذابش به هیچ وجه کاهش پیدا نمی‌کند و ملائکه با انسان به تندی برخود می‌کنند و حتی انسان در دنیا هم خیر نمی‌بیند، خبرچینی است. یعنی اسرار دیگران را به افراد و در جاهای مختلف بازگو کنید. این‌ها همه هاری نفس هستند.