www.montazer.ir
امروز: شنبه 27 مهر 1398 | ساعت : 20:11:46 | نسخه آزمایشی
شناسه خبر: 11270
11 مهر 1398
پیشگویی رهبر معظم از چیزی که هیچ کس آن را باور نمی کرد

پیشگویی رهبر معظم از چیزی که هیچ کس آن را باور نمی کرد

طی دوران رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، به طور مکرر پیشگویی هایی از ایشان شنیده شده است. آخرین موردی که شنیدیم، از زبان سردار سلیمانی بود که در مورد جنگ ۳۳ روزه اسرائیل علیه لبنان بیان شد. پیشگویی ایشان این بود که «دو اسیر اسرائیلی که حزب الله گرفته بود، معادله جنگ را به نفع لبنان تغییر داد». 
 

سردار سلیمانی به نقل از رهبر معظم انقلاب، سه موضوع را بیان کردند که از این قرارند:
موضوع اول) «نتیجه‌ این جنگ، همانند پیروزی جنگ خندق خواهد بود؛ و اگر چه سختی‌های زیادی دارد، اما پیروزی بزرگی حاصل می‌شود».

موضوع دوم) این تحلیل رهبر معظم که «دشمن از قبل یک طرح حمله داشته است»، مبنای اصلی عملیات سید حسن نصر الله در توجیه و توجه دادن افکار عمومی مردم لبنان به نیت دشمن شد. 

موضوع سوم) دعای جوشن صغیر رایج شد و انتشار آن، وسعت پیدا کرد و تلویزیون المنار به‌شکل مرتب آن را با یک صوت زیبا و حزین پخش می‌کرد. حتی مسیحیان لبنان هم این دعا را می‌خواندند. پیام رهبر معظم انقلاب خیلی مؤثر بود و شروعی شد برای یک تحرک دیگر و می‌توان گفت که خون تازه‌ای در وجود حزب‌الله دمید تا حزب‌الله با یک امید و اعتمادبه‌نفس بیشتری وارد معرکه با دشمن شد.

سردار سلیمانی از جلسه‌ای سخن گفت که در آن، توضیحاتی را خدمت رهبر انقلاب و برخی مسئولان کشور ارائه داد. وی در باره ی این پیشگویی رهبر معظم گفت: گزارش من گزارش تلخی بود. یعنی مشاهدات من، افقی از پیروزی را نشان نمی‌داد. (اما نظر ایشان چیز دیگری بود.) من همیشه این اعتقاد را داشته ام و به دوستانمان هم گفته‌ام که در این ۲۰ سالی که در محضر آقا بوده ام، نتیجه‌ تقوا را و ثمره آن را که «حکمت» می‌شود و بر زبان و بر دل و بر عقل جاری می‌شود، من در آقا به‌طور کامل دیده ام. لذا در هر چیزی که الان ایشان شبهه می‌کنند، مطمئن می‌شوم که در انتهای آن، شبهه درمی‌آید و یا بر هر چیزی که یقین می‌کنند، مطمئن می‌شوم که در آن، (مقصود) به دست می‌آید.

سردار ادامه داد: بعد از آن که وقت نماز شد و آقا وضو گرفته و آستین‌هایشان هنوز بالا بود، با دست به من‌اشاره کردند که بیا. من رفتم و آقا فرمودند: «شما از گزارشت چیزی می‌خواستی به من بگویی؟». عرض کردم نه، فقط می‌خواستم توضیح واقع را بدهم. آقا فرمودند: «این را فهمیدم. چیز دیگری نمی‌ خواستی بگویی؟». عرض کردم نه. نماز خواندیم و برگشتیم به جلسه. گزارش من تمام شده بود. آقا فرمودند: «نکاتی که فلانی گفتند پیرامون جنگ، همین‌طور است. این جنگ، جنگ بسیار سخت و شدیدی است. اما من تصور می‌کنم این جنگ شبیه جنگ خندق است.». سپس آیات جنگ احزاب یا همان جنگ خندق را قرائت کردند و حالت مسلمان‌ها و یاران پیغمبر و حالتی که بر صف آنها حاکم بود را بیان کردند. بعد فرمودند: «اما من تصورم این است که پیروزی این جنگ، همانند پیروزی جنگ خندق خواهد بود.» 

سردار می گوید: من در دلم تکان خوردم. چون اصلاً چنین ظنی از نظر نظامی نداشتم. یعنی در دلم تمنا کردم کاش آقا این را نمی‌فرمودند که نتیجه این جنگ، پیروزی است. (چون) جنگ احزاب، پیروزی بزرگ پیامبر بود؛ (اما من از نظر نظامی هیچ نشانه ای از پیروزی نمی دیدم).

آقا فرمودند: «من تصورم این است که اسرائیل این طرح را از قبل آماده کرده بود و می‌خواست همین طرح را در یک غافلگیری کامل به اجرا بگذارد و حزب‌الله را در غافلگیری نابود کند. (اما) عمل حزب‌الله در گرفتن این دو اسیر، آن غافلگیری را به هم زد.» 

سردار سلیمانی با حیرت می گوید: خب، من این اطلاعات را نداشتم، سید (سیدحسن نصرالله) هم این اطلاعات را نداشت. عماد (مغنیه)‌ هم نداشت. هیچ‌کدام این اطلاعات را نداشتیم. 

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نکته تحلیلی فوق‌العاده‌ای را مبتنی بر دیدگاه دقیق رهبر انقلاب درباره کلیت این جنگ و ثمراتش بیان کرده و می‌گوید: وقتی آقا این نکته را فرمودند، برای من خیلی نویدبخش بود؛ چون این حرف، سید را خیلی کمک می‌کرد و خیالش را راحت می‌کرد. مخصوصاً این که در اواخر جنگ، تعداد شهدا بالا رفت و حجم انهدام و تخریب هم بالا رفت. سیّد عبارت‌هایی بیان می‌کرد که من را متأثر می‌کرد و من نمی‌خواهم آن عبارت‌ها را بیان بکنم. دیدم این بیان حضرت آقا خیلی بیان خوبی است برای او که ممکن است کسی شماتت کند و مثلاً بگوید چرا حزب‌الله برای گرفتن دو اسیر، کل شیعه را با خطر مواجه کرد. اما بیان این موضوع که حزب‌الله با گرفتن دو اسیر، نه‌تنها خودش را، بلکه ملت لبنان را از یک نابودی کامل نجات داد، خیلی نویدبخش و مهم بود.

سردار سلیمانی حالات خود و اتفاقات پس از آن جلسه را اینگونه روایت می‌کند: من همان شب به تهران آمدم و مجدداً‌ به سوریه برگشتم. احساس بسیار خوبی داشتم چرا که حامل پیامی بودم که شاید برای سید از هر امکان دیگری ارزشمند‌تر بود. مجدداً عماد آمد دنبال من و از همان راه برگشتیم و رفتم پیش آقا سید و موضوع را برای ایشان نقل کردم. شاید هیچ چیزی به اندازه‌ این کلمات در روحیه سید مؤثر نبود. اولاً ایشان یک خصوصیتی دارد که ماها تا حالا هیچ‌کدام به این درجه نرسیده‌ایم. فکر می‌کنم ما اصلاً‌ درس ولایت‌شناسی را باید برویم پیش ایشان یاد بگیریم. او اعتقاد جدی به بیانات رهبر معظم انقلاب دارد و این‌ها را یک بیانات الهی و غیبی می‌داند. لذا به هر بیانی و به هر کلمه‌ای که از ناحیه رهبر معظم انقلاب صادر شده باشد، اهتمام جدی و توجه اساسی و فوق‌العاده دارد. من به سید توضیح دادم و او هم خیلی خوشحال شد. سپس سه موضوعی که رهبری بیان فرمودند را به ایشان گفتم و به‌سرعت، در بین همه مجاهدین منتشر شد. از کسانی که در نقاط جلو بودند و درگیر بودند، تا افراد در همه صفوف. 
 

فیلم

کلیدواژه ها:

نظری داده نشده

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed