www.montazer.ir
امروز: سه شنبه 29 خرداد 1397 | ساعت : 03:53:49 | نسخه آزمایشی
شناسه خبر: 9190
7 خرداد 1397
پیام های صلوات چیست؟

سخنرانی استاد نیکنام، مورخ 97/03/03

پیام های صلوات چیست؟

این صلواتی که ما می فرستیم، چندتا پیام دارد: پیام اولش این است که ما موحدیم، مشرک نیستیم. بت پرست نیستیم. این که می گوییم«اللهم» یعنی نام مبارک خدا را می بریم. پیام دومش این است که موقعی که نام گرامی پیامبر را می بریم، یعنی ما بین همه پیغمبران الهی، پیرو گل سرسبد رسولان الهی یعنی حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم هستیم.  پیام سومش این است که ما برای پیغمبر یار نیمه راهی نبودیم، بلکه از داستان غدیر به این طرف هم راه اسلام ناب را یعنی تبعیت از علی علیه السلام و فرزندان پاک او را در پیش گرفتیم و شیعه آنان هستیم. این ذکری است که چنین پیام های عالی دارد. خود پیغمبر فرمودند این صلوات پرشکوه را بلند بگویید.

شب جلوه ای از سواد مویش                 خورشید گلی ز باغ رویش

مینو به  سرای جاودانی                       کمتر بود از نسیم کویش

لب تشنه ی آب زندگانی                     سیراب نشد مگر ز آب جویش

از یاد بری زلال زمزم                         یک جرعه خوری چو از سبویش

نابودی ظلم و کفر و بیداد                     هم بوده و هست آرزویش

چون گام به راه حق گذارد                   رسوای جهان شود عدویش

هرگز ندهم به ملک هستی                    یک لحظه ی خوب گفتگویش

بسیار شود همی مددکار                       آن را که رود دمی به سویش

عالم چو بشود خلد موعود                    گر پیشه کنیم خلق و خویش

خواهم که خدا مرا ببخشد                    در روز جزا به آبرویش

ماه رمضان کلاس درس یک ماهه است

ماه مبارک رمضان ماه ضیافت الهی و مهماندار ضیافت هم وجود نازنین آقا امام زمان اروحنافداه هستند و یک کلاس است. یک کلاس یک ماهه است  ویک واحد درسی در این یک ماه تدریس می شود و آن تقواست.  

در شب عید فطر هم کارنامه ها را امام زمان توزیع می کنند. خوش به حال کسانی که کارنامه هایشان را می گیرند و می بینند برروی آن مهر خورده که «قد افلح من زکیها=محققا کسی که تزکیه نفس کند به فلاح می رسد». اینها در ماه رمضان روح شان را شستشو دادند و پاک شدند؛ وارسته و شایسته و نورانی شدند؛ ظلمت ها را از دل و چشم و گوش و زبان و اعضا و جوارح شان بیرون کردند. وای به حال کسانی که کارنامه را بگیرند که دارای مهر «و قد خاب من دسیها=محققا ناامید شد کسی که دسیسه کرد برضد خودش». اینها کسانی بودند که گرسنگی کشیدند، تشنگی کشیدند، روزه به آنها یکمقدار سخت گذشت، ولی چیزی هم گیرشان نیامد. یعنی دانش آموزی که به مدرسه هم می رود، از خوابش هم می زند و خودش را هم محدود می کند در رفت و آمد، ولی درس نمی خواند و رفوزه می شود، حق رفتن به کلاس بالاتر را هم ندارد. یاد خطبه پیامبر گرامی باشیم که فرمود «قد اقبل الیکم شهرالله تعالی بالبرکه و رحمه و المغفره= محققا ماه شهدا به شما روی آورده با برکت و رحمت و مغفرت». هفته گذشته خواندیم این روایت پیغمبر را و حالا یک هفته گذشت. حالا هشت روز از رمضان گذشت. هشت روز تشنگی و گرسنگی کشیدیم، اگر بخواهیم بفهمیم چقدر روزه گرفتیم، باید ببینیم که چقدر تغییر کردیم؟ چقدر متحول شدیم؟ چقدر دگرگون شدیم؟ چقدر حالی به حالی شدیم؟ چقدر دیگر الان از دروغ بدم می آید؟ از نمامی منزجرم. از ظلم به دیگری، از بی توجهی به دیگری، نفرت دارم. این نشان می دهد که من روزه گرفتم . عین نماز است که کسی آمد به امام محمد باقر عرض کرد از کجا بفهمم، نمازی که خواندم همان است که خدا می خواهد. فرمود ببین چقدر از گناه فاصله گرفتی؟ فرمودند: نماز مثل نهری است که از جلوی خانه شما عبور می کند و روزی 5 بار خودتان را در آن شستشو می دهید. دیگر هیچ کدورتی درش نباید بماند. یک ماه کف نفس می کنیم و باید تمام اعضا و جوارح ما نورانی شود.

از درسهای ماه رمضان اکرام بزرگان است

فرمودند که در این ماه بزرگان را گرامی بدارید. «وقروا کبارکم=برای بزرگانتان وقار قائل شوید». پدر و مادر و اساتید و کسانی که سن بیشتری دارند و محاسنی سفید کرده اند را احترام کنیم و قدر بدانیم. خواهر بزرگی، برادر بزرگی، انسانی، حتی لازم نیست پدر آدم باشد. هر کس باشد باید احترامش کرد.

در روایت دارد که علی علیه السلام می آمدند به طرف مسجد برای شرکت در نماز جماعت به امامت پیامبر گرامی که یک پیرمرد غیر مسلمانی را در راه دیدند که او هم به جهت مسجد حرکت می کرد، با این که مسلمان هم نبود. علی علیه السلام فرمودند که پیامبر گرامی چقدر سفارش کردند احترام به بزرگان را. آمد پشت سر این پیرمرد ناتوان، ایشان ناتوان بود قدم هایش را کوتاه بر می داشت، مولا یک مقدار دیر رسیدند به مسجد. پیامبر گرامی رفته بودند به رکوع رکعت اول نماز شان. جبرئیل نازل شد که یا رسول الله خدا سلام می رساند می فرماید اینقدر باید رکوعت را طولانی کنی که علی برسد. این ها درس است برای ما که بدانیم احترام به بزرگان خیلی مهم است.

امام سجاد علیه السلام: با جوانی که شانه به شانه پدرش راه می رفت صحبت نمی کنم

امام سجاد گفتند تا آخر عمرم سخن نمی گویم با جوانی که دیدم شانه به شانه پدرش راه می رود. تازه جلوتر راه نمی رفته. اگروضعیت امروز را امام سجاد ببینند چه می گویند؟  دختر و پسر جلوتر از والدینشان می روند و پیرمرد و پیرزن پدر ومادرشان از عقب سر به سختی راه می آیند و فرزند جوانش عارش می آید که برود زیر بغل پدر و مادرش را بگیرد.

با کوچکتر ها هم باید با محبت برخورد کنیم

حضرت فرمود: «وارحموا صغارکم= به کوچک ها محبت کنید». این طور نیست که حالا من بزرگ بودم، حق داشته باشم به کوچکترها بی حرمتی و بی توجهی کنم؛ نه. با آنها هم باید محترمانه برخورد کرد و قشنگ سخن گفت. کسی نباید تحقیرشان کند. مثلا در یک جلسه ای، حالا یک کلمه ای گفته؛ فرض کن، قشنگ نگفته، نباید آبرویش را ببریم. آن وقت تا آخر عمرش این جرأت نمی کند دو کلام حرف پیش کسی بزند. می گوید نکند خراب بشود. نه بهش بگوییم که خوب سخن گفتی؛ عیب نداره ؛ولی کاش این طوری می گفتی. یعنی ملاک دستش بدهیم.

در جلسه ای در مدارس که مربوط به انجمن اولیا و مربیان بود، مادرها از ما می پرسند ما که جان مان را برای بچه مان فدا می کنیم، اما بچه ما، ما را غریبه می داند و حرف های دلش را از چند دست فامیل آن طرفتر باید بشنویم. به عمویش می گوید، به مادربزرگش می گوید، به خاله اش میگوید، اما به من که مادر و پدرش هستم نمی گوید. به آنها می گویم شما یک جا زبان این بچه را بریده اید و بچه آمده حرفی بزند وشما نگذاشتید. او دیگر ترجیح می دهد سکوت کند و حرفی نزند. اما برای دیگران که پای حرفش می نشینند و به او اهمیت می دهند، سخن می گوید.

پیامبر یکی از شب هایی که آمده بود به دخترشان سر بزنند حضرت زهرا فرمودند پدرجان این سخنی که برای مسلمان ها گفتید، چه سخن خوبی بوده و چقدر مردم به این سخن نیاز دارند. حضرت پیامبر فرمودند: تو در آن جلسه نبودی چطور فهمیدی؟ فاطمه تمام مطالب را بازگو می کند. حضرت فرمودند که باباجان من یک منبری کوچولو در اتاقم درست کردم هر شب که حسنین از خدمت شما به خانه می آیند،‌ می گویم حسن جان، یا حسین جان! شما می روید به سخنرانی جدتان، آن را برایم بگویید. امشب قبل از این که شما بیایید حسن بالای منبر بود. ببینید چه راه اوج دادن بچه ها را پرواز بچه ها را به ما یاد می دهند. حالا من می گویم بچه ساکت باش! آدم جلوی بزرگتر حرف نمی زند. هیچ کجای قرآن نداریم در روایت نداریم،‌ در آموزه های معصومین نداریم چنین چیزی را. اتفاقا باید فرصت و زمینه داد و راه سخن گفتن را به بچه آموزش داد. اگر این کار را نکنیم، آن وقت بچه خجالتی می شود. خاله اش آمده میگوید بگو من نیستم. حتی جرأت ندارد یک کلمه با خاله اش سخن بگوید و خوش و بش بکند. می گوید نکند یک موقع ناجور بشود و دوباره داد و فریاد شروع بشود. پس به بچه ها محبت کنید.

صله ی رحم در ماه رمضان اجر بیشتری دارد

فرمودند: «و صلوا ارحامکم= صله ارحام کنید». چقدر در ماه رمضان صله رحم تاکید شده. پیوند با خویشان. ماه رمضان باید ماه آشتی باشد. ماه وصل باشد نه ماه فصل باشد. فصل و جدایی نباشد. حتی اگر کسی با من قهر کرده، من باید بروم در این ماه مهمانی خدا بگویم بیا در ماه مهمانی خدا آشتی کنیم؛ بد است با هم قهر باشیم در جلوی چشم امام زمان و در مجلسی که امام زمان مهماندارند ما به هم چشم غره برویم. این خوب نیست.

بیایید کدورت ها را بریزیم دور. عیب ندارد من معذرت می خواهم؛ تو می گویی من خطا کردم؟ چشم؛ من معذرت می خواهم. و اگر او هم معذرت خواست آدم باید ببخشد. معذرت خواهی آدم را کوچک نمی کند؛ آدم را بزرگ میکند. قدی و یک دندگی آدم را کوچک می کند؛ این که تمام عالم می فهمند خطا کرده ام و خودم زیر بار نمی روم این من را کوچک می کند.

اگرکسی بگوید من این حرف را اشتباه زدم؛ این برخورد اشتباه را داشتم؛ این موضع گیری غلط را داشتم؛ من را ببخشید. همه می گویند به به! چه آدم منصف و خودحسابی است؛ رفته کارش را بررسی کرده، بعد هم قد و یک دنده نیست و می آید می گوید که اشتباه کرده.

محبت به ایتام

حضرت فرمودند که در ماه رمضان به ایتام خیلی محبت کنید. پیغمبر گرامی فرمودند که هر دستی که به سر بچه یتیمی از روی محبت کشیده می شود، به عدد هر مویی که از زیر دست شما عبور میکند، خدا به شما حسنه می دهد.

من از یک پزشکی پرسیدم که انسان چندتا مو دارد. گفت: 90 تا 140 هزار. حالا ببین همین یک دست که از روی محبت بر سر بچه یتیمی بکشی چقدر اجر دارد.

فرمودند در بهشت یک خانه ای هست به نام خانه شادمانی. کل بهشت خانه شادمانی است این خانه ببینید که در آن چه خبر است. بعد پیغمبر گرامی فرمودند: کسی وارد این خانه می شود که تکفل و سرپرستی و شاد کردن یک یتیمی را به عهده گرفته باشد. «ان الدار فی الجنه یقال له دار الفرح=محققا خانه ای در بهشت هست که به آن سرای فرح و شادمانی می گویند».

فرمودند با یتیمان خوش رفتاری کنید،تا با یتیمان شما خوش رفتاری کنند. بالاخره یک روز هم من از دنیا می رومو  خواهرم و برادرم از دنیا می روند و بچه های ما نیاز به مهر دارند. نیاز به محبت دارند. فرمود اگر دوست دارید فردا با بچه های شما با محبت برخورد کنند، شما با بچه ها و ایتام شما خوش رفتاری کنند. پیغمبر گرامی دوتا انگشت شان را اینطوری مقابل هم گرفتند و دوتا انگشت را چسباندند به هم و فرمودند:‌ «انا و کافل الیتیم کاهاتین فی الجنه=یعنی چطور این دوتا انگشت تنگاتنگ هم و کنار هم قرار دارند؛ کسی که سرپرستی یتیمی را به عهده بگیرد اینطوری در کنار من پیغمبر است». بعد چقدر توصیه کردند جلوی یک بچه یتیم بچه تان را نبوسید. جلوی یک بچه یتیم بچه تان را بغل نکنید. جلوی یک بچه بی پدر و مادر قربان و صدقه بچه تان نروید. آن بچه یتیم غصه می خورد و فکر می کند که الآن اگر من هم پدر و مادر داشتم، به من محبت می کردند. ببینید دستور اسلام چقدر ظریف و حساس است. دارد که علی علیه السلام از کوچه و گذری عبور می کردند؛ یک بچه دل افسرده ای آمد و گفت به این بچه ها بگویید من را با خودشان بازی بدهند.حضرت فرمود چرا خودت نمی گویی؟ گفت:‌ من می گویم می گویند تو پدر نداری؛ ما با بچه یتیم بازی نمی کنیم. خیلی مولا دل شان سوخت؛ بطوری که نشستند و گریه کردند و گفتند: نگران نباش! من چندتا دوست خوب برایت سراغ دارم. یتیم را آوردند به خانه و گفتند: ای حسن و حسین و عباس! یک دوست خوب برایتان آوردم. بچه ها می فهمند داستان چیست. با این بچه گرم گرفتند و خیلی به بچه خوش گذشت. بعد آمد گفت مادرم نگران است، اجازه بده بروم. مولا فرمودند: برو اگر این دفعه بچه ها گفتند تو بابا نداری بگو من بابا دارم؛ بابای من علی است. اینها همه اش درس است برای ما. پس یکی دیگراز درس های ماه رمضان، محبت کردن به ایتام بود.

تلاوت قرآن مهمترین وظیفه در ماه مبارک است

فرمودند: «لکل شی ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان= هر چیزی بهاری دارد، بهار قرآن نیز، ماه مبارک رمضان است. همیشه باید با قرآن مأنوس بود، اما چون می دانید قرآن دوبار حداقل بر پیغمبر نازل شده، یک بار دفعتاً و یک جا که شب قدر بوده «انا انزلنا فی لیله القدر»؛ و یک بار هم در طول 23 سال دوران رسالت شان، آیه به آیه و سوره به سوره و فراز به فراز، براساس شأن نزول آیات نازل شده است. فرمودند یک آیه خواندن در ماه مبارک رمضان، ثواب قرائت کل قرآن را دارد درماه های دیگر.

سجده های طولانی، یاد تشنگی و گرسنگی قیامت

فرمودند در این ماه سجده هایتان را طولانی کنید؛ زیرا بالاترین عرصه ی بندگی ما در پیشگاه خداوند سجده است. بعد گفتند که هر موقع تشنه تان شد، یاد تشنگی صحرای محشر بیفتید؛ آنجایی که باید به حساب و کتاب ها رسیدگی شود؛ تشنگی قیامت. موقعی که گرسنه می شوید هم یاد گرسنگی گرسنگان بیفتید.

یک نامی دارد ماه رمضان، این نام خیلی مهم است، فرمودند و هوالشهر المواسات. یک مساوات داریم یعنی برابری. یک مواسات داریم یعنی همدردی. ماه رمضان ماه همدردی است. گرسنه شویم بفهمیم سر گرسنه ها چه می آید. تشنه شویم بفهمیم سر تشنه ها چی می آید. همین الان در ایران ما هی می گویند همه جا برق دادیم؛ همه جا تلفن دادیم؛ همه جا آب آشامیدنی هست. البته خیلی جاها هم دادند، خدا خیرشان بدهد. البته وظیفه شان هم بوده شما آمدید برای این که همین کارها را بکنید؛ اما هنوز داریم جاهایی که آب آشامیدنی ندارند، کلاس ندارند. جاهایی داریم که بچه ها در طویله درس می خوانند. می برندشان جایی که گاو و گوسفند هستند.

امام صادق فرمودند یکی از فلسفه های بلند روزه این است که گرسنه بشوم تا بفهمیم سر گرسنه ها چی می آید؟ سر تشنه ها چی می آید؟ سرکسانی که یازده ماه بعد هم همین وضعیت زندگی را دارند چی می آید؟ به فکر اینها باشیم.

روحیه خدمت باید کسب کنیم

می گویند که یک دخترک کم سن و سالی در خیابان گل می فروخت. به یک خانمی اصرار می کرد که چند شاخه گل از من بخر. خانم هم خرید. بعد دید دختر خیره شده به کفش های آن خانم. خانم گفت: می پسندی کفش ها را؟ قشنگند؟ گفت: آره خیلی قنشگند. گفت: این کفش ها را داداشم برایم کادو خریده. بعد ازچند لحظه به دختر می گوید: دوست داشتی جای من بودی این کفش ها مال تو بود؟ ببینید معرفت را. می گوید: نه دوست داشتم جای داداش شما باشم تا برای خواهرم کفش بخرم. این روحیه ی خدمت به دیگران است. ماه رمضان می خواهد این درس را به ما بدهد. این که اینقدر گفتند افطاری دادن چقدر ثواب دارد؛ اطعام چقدر ثواب دارد، برای پرورش این روحیه است.

در افطاری دادن خوب پذیرایی کنیم

در افطاری دادن بهتر است که خوب پذیرایی کنیم، نه این که فقط به دنبال جمع کردن ثواب افطاری دادن باشیم به هر شکل.

یادم هست بچه بودم سر کوچه ما یک پیرمردی بود که یک میز می گذاشت وسط کوچه و فقط با آب جوش از همه پذیرایی می کرد. من بچه بودم و از این گوشه ها در می رفتم می گفتم با یک آب جوش می خواهد ثواب روزه ما را بگیرد. حالا اگر می خواهید افطاری بدهید، لااقل دوتا خرما کنار آب جوش بگذارید و یک نانی بگذارید. اما برای جلسات دینی افطاری ساده کافی است.

یادم هست یک موقع دوستان عزیز مان را دعوت کرده بودیم منزل مان برنامه پذیرایی هم داشتیم. آقای قرائتی هم خانه ما بودند. آن شب ما یک غذای ساده ای تهیه کرده بودیم که این رفت و آمدها ساده شوند و افراد نگران نباشند که چند نوع غذا باید درست کنند. نفری یک ظرف تاس کباب دادیم به دست همه و نان هم وسط سفره. آقای قرائتی به شوخی گفتند: شام را چرا نمی آورید؟ گفت مسخره بازی درآوردید؟ بعد از عهدی و بوقی ما را جایی دعوت کردند این چه غذایی است که می دهید. گفتند: خودتان نخورید به مهمان بدهید. از مهمان پذیرایی کنید. بعد البته خیلی همه خندیدند و آخر سر گفتند: خیلی خوشم آمد. اگر پذیرایی این است، این جلسه را بگذارید خانه ما. در برنامه شب جمعه شان هم گفتند که یک جایی دعوت کردند ما را و خوشم آمد که ساده بود. حالا نه آنقدر ساده که بی حرمتی به مهمان شده باشد، و نه آنقدر تشریفاتی که طرف در جلسه بعد دیگر نیاید و بگوید اگربرویم، معادلش باید جواب بدهیم و سخت است برای ما. اما بطور کلی باید بدانیم که مسئله ی اطعام در ماه رمضان چقدر تاکید شده است.

برترین اعمال در ماه رمضان چیست؟

موقعی که پیغمبر برخی اعمال مفید درماه رمضان را برشمردند، یک شخصیت بزرگواری بلند شد و یک سوال پرسید از پیغمبر گرامی و آن سوال این بود که یا رسول الله! سجده طولانی را گفتید؛ نیکی و خدمت به ایتام را گفتید؛ احترام به بزرگان را گفتید؛ احترام به کوچکتر ها را گفتید؛ اطعام و افطاری دادن را گفتید؛ تلاوت قرآن را گفتید؛ اما «ما افضل الاعمال فی هذا الشهر= بهترین اعمال در این ماه چیست؟».

موقعی که این سوال مطرح شد، پیغمبر خیلی گریه کردند، سوال کننده علی علیه السلام بودند. گفتند:‌ یا رسول الله! آیا من شما را ناراحت کردم و سوال بیجایی کردم؟ فرمود: نه. تو همچین که بلند شدی چشمم به جمال تو افتاد و یادم افتاد که در رمضانی در شبی از رمضانی فرق مبارک تو را به شمشیر کفر و الحاد و ستم خواهند شکست. مولا گفتند: که آیا دین من آن موقع سالم است؟ فرمودند: که تو را برای دینت می کشند. بعد پرسیدند یا علی صبرت هنگام ضربت خوردن چیست؟ علی علیه السلام فرمودند: جای صبر نیست؛ جای شوق است.  آن شبی که حضرت ضربت خورد، یاد سخن پیامبر افتاد که تو را به خاطر دینت می کشند. فریاد زد: فزت ورب الکعبه.

علی علیه السلام پرسیدند: ما افضل الاعمال فی هذا الشهر= بهترین اعمال دراین ماه کدام است؟ پیامبر گرامی جواب دادند: افضل الاعمال فی هذا الشهر الورع المحارم الله= برترین عمل در این ماه دوری از گناه و معصیت است».  خود قرآن هم می گوید «کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون=برشما نوشته شد روزه، همان طور که برپیشینیان شما نوشته شده بود؛ شاید متقی شوید». تقوا یعنی چی؟ آن جلسه هم گفتیم ده بار هم بگوییم کم است برای این که من یادم می رود. تقوا یعنی قفل در انبار حسنات. تقوا یعنی نگهداری زبان، نگهداری چشم، یعنی نگهداری پندار. تقوا یعنی نگهداری گام ها، نگهداری دل. از این که کینه بیاید درش. چشم از این که هرزگی کند. دست از این که به صورت مظلومی بخورد و به مال دیگری تعدی و تجاوز بکند. امیدواریم که ماه رمضان که الآن رسیدیم به یک سوم آن و چیزی نمانده سریع بگذرد را قدر بدانیم. رجب دیدی چه سریع گذشت؟ شعبان دیدید چه سریع گذشت؟ شوال هم می آید.

در شب قدر چه ظرف هایی ببریم برای درخواست از خدا؟

یاد شب قدر باشیم و همدیگر را دعا کنیم و برای همدیگر از خدا خیر بخواهیم؛ از خدا طلب علو و درجات بخواهیم. همه اش چیزهای زودگذر دنیوی که حالا باشد یا نباشد خیلی تفاوت نمی کند، نخواهیم. نه این که آنها را نخواهیم، آنها را هم بخواهیم؛ اما مهمات مان را بخواهیم.

از مهمترین امور این است که از خدا نورانیت، معنویت، صفای باطن بخواهیم؛ قدرت پرهیز از گناه بخواهیم. یار نیکو بودن برای امام زمان بودن را بخواهیم؛ و خدا هم بناست عنایت بکند. هر چقدر ما ظرفیت داشته باشیم، خدا به ما عنایت می کند؛ پس باید ظرف تهیه بکنیم برای شبهای قدر.

کسی می گفت شب قدر مگر یک شب نیست؟ چرا می گویید شبهای قدر؟ بگویید شب قدر. امام صادق پاسخ این سوال را دادند و فرمودند که شب نوزدهم شب تقدیر است؛ یعنی مقدرات یک ساله انسان ها و سایر موجودات، دراین شب مشخص می شود. شب بیست و یکم «لیله الابرام=شب ابرام و محکم شدن است». یعنی آنچه که مقدر شده است، دراین شب محکم می شود. شب بیست و سوم «لیلة الامضا» است. یعنی همه چیز به امضا و توشیح وجود مقدس آقا امام زمان اروحناه فدا می رسد. امیدوارم همه شبها و لیالی و ایام را بیدار باشیم؛ یعنی دلمان بیدار باشد. ممکن است من در مسجد نشسته باشم و چشمم بیدار باشد، ولی دلم خواب باشد. در یک جایی دیدم تابلویی از سخن علی علیه السلام زده بودند که خیلی قشنگ بود. نوشته بودند: «فقد البصر اهون من فقد البصیره= نداشتن چشم، خیلی آسان تر از نداشتن بصیرت است». پس باید چشم و دل انسان کور نباشد. اگر دل انسان کور شود، در بغل شیطان است؛ در بغل خناسان و بغل دشمنان اسلام است. این که مکرر تاکید می شود بصیرت داشته باشید؛یعنی چشم دلمان باز باشد.

اعمال ماه رمضان./شب قدر

نظری داده نشده

Top