www.montazer.ir
امروز: پنجشنبه 22 آذر 1397 | ساعت : 04:17:01 | نسخه آزمایشی
شناسه خبر: 9801
3 آذر 1397
ولادت پیامبر ص درخشش نورِ رحمت و محبت بود

ولادت پیامبر ص درخشش نورِ رحمت و محبت بود

یکی از ویژگی های رسول گرامی اسلام، رحمت عام و فراگیر آن گرامی نسبت به تمام اهل عالم است. ولادت پیامبر صلی الله علیه و آله درخشش نور رحمت و محبّت بر سر تا سر گیتی بود. خدای تعالی از مادری همانند حضرت آمنه علیهاالسلام بزرگ ترین ارمغان بشریت و مظهر عطوفت و رحمت را به انسانهای خسته از خشونت و کینه و عداوتهای شیطانی تقدیم داشت.

 خدای عالمیان در مورد پیامبرش فرمود: «وَما أرْسَلْناکَ إلاّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ»؛ «و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.»

 و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «إنَّما بُعِثْتُ رَحْمَةً؛ من برای رحمت مبعوث شده ام.»

 به راستی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله جلوه بارز زیباترین صفات الهی از جمله رحمت، محبت، شفقت، مودّت، رأفت و عطوفت است.

رفتار شناسی پیامبر صلی الله علیه و آله

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله خویشتن را از سه کار باز می داشت: جدال (گفت و گوی بیهوده)، زیاده خواهی، پرداختن به امور بی فایده.

همنشینان پیامبر نیز به تأسی از ایشان بر سر چیزی با یکدیگر جنگ و جدال نمی کردند، هر کس سخن می گفت، دیگران به او گوش می سپردند تا کلام او پایان پذیرد. همیشه تنها یک نفر از آنان سخن می گفت و هرگز چند نفر با هم سخن نمی گفتند.

رفتار پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله با یاران

امام حسن علیه السلام می فرماید: از دائى‏ ام «هند بن ابی هاله» كه پیامبر اكرم صلى اللَّه علیه و آله را خوب وصف مى‏ نمود، درباره رفتار ایشان با اصحاب خود سئوال کردم. وی گفت: «پیامبر همیشه گشاده رو، نرم خو و آسان گیر بود. و دیگران به آسانی به او نزدیک می شدند. پرخاش نمی کرد، فحش نمی داد، عیب جو نبود و تعریف و تمجید زیاد نیز نمی کرد. از آن چه خوش نداشت با تغافل می گذشت و آن را نادیده می گرفت و کسی را ناامید نمی فرمود.

خویشتن را از سه کار باز می داشت: جدال (گفت و گوی بیهوده )، زیاده خواهی، پرداختن به امور بی فایده.

و در رفتار با مردم نیز از سه کار پرهیز می فرمود: هیچ کس را به بدی یاد نمی کرد، کسی را سرزنش نمی فرمود، از عیب ها و خطاهای مردم پی جویی نمی کرد. از چیزهایی سخن می گفت که از نتیجه اش امید داشت؛ هنگام سخن گفتنش، اصحاب سر به زیر می انداختند، آنچنان که گویی بر تارک آنان پرنده ای نشسته است. (آرام و بدون حرکت می ماندند،) به کلام او گوش می سپردند و زمانی که پیامبر ساکت می شد، آنان سخن آغاز می کردند.

همنشینان پیامبر بر سر چیزی با یکدیگر جنگ و جدال نمی کردند، هر کس سخن می گفت، دیگران به او گوش می سپردند تا کلام او پایان پذیرد. تنها یک نفر از آنان سخن می گفت (چند نفر با هم سخن نمی گفتند.

هنگامی که همه از چیزی خندان می شدند، پیامبر نیز می خندید و از آنچه دیگران شگفت زده می شدند، او نیز درشگفت می شد.

آن چنان بر بی ادبی و درشت خویی برخی افراد نا آشنا و غریب شکیبایی می کرد که اصحابش سعی می کردند همراه غریبه ها نزد او بیایند تا صبوری او را در برخورد با آنان ببینند و بیاموزند.

رسول خدا به اصحاب خود می فرمود: هر گاه نیازمندی را دیدید، به نزد من بیاورید و یا به او یاری رسانید.

مدح و ستایش هیچ کس را نمی پذیرفت و حاضر نبود از زبان منافقان، ستایش و تمجید از خود را بشنود.

کلام نادرست هر کس را پس از پایان گفته اش با برخاستن یا نهی کردن، تذکر می داد.» (بحارالانوار، ج16، ص152 ؛ عیون اخبارالرضا، ج 1، ص 316)

رفتار پیامبر صلی الله علیه وآله با زنان

پیامبر اعظم(ص) همواره مردان را به اکرام و احترام زنان سفارش می فرمود و منزلت و شأن والای آنان را گوشزد می کرد. رفتار آن حضرت بهترین نمونه تعالیم اسلامی بود و با سیره و منش زیبای خود، الگو و راهنمای مردان در تعالیم و حفظ حقوق زنان بود.

سیره نویسان احادیثی از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده اند که ایشان می فرمود: «أنا ابن العواتکه و أنا ابن الفواطم= من پسر عواتکه و من پسر فواطم هستم» (در بین سلسله مادران حضرت، 12 نفر از آنان عاتکه و 4 نفر فاطمه نام داشتند). یعقوبی مورخ شیعه تأکید می کند که پیامبر اعظم(ص) دو جمله فوق را بسیار به کار می برد. علت این امر آن بود که در جاهلیت زن ها بسیار تحقیر می شدند و حقوق آن ها پایمال می گردید. این تحقیر تا آنجا بود که گرامی داشت سلسله نسب افراد، از جانب پدر منظور می گردید و نامی از مادران آن ها به میان نمی آمد. پیامبر اعظم(ص) با توجه ویژه به زنان، جایگاه همانندی با مردان برای آنان قایل بود. برخلاف این عقیده رایج که زن و نام او را مایه شرمساری می دانستند و حتی دختران خود را زنده به گور می کردند، آن حضرت با افتخار از مادران خویش یاد می فرمود.

پیامبر صلی الله علیه وآله و کودکان

رسول اکرم(ص) به کودکان احترام می گذاشت، از کنار بازی آن ها به آرامی می گذشت تا مزاحم لحظه های شاد آنان نگردد. هیچ وقت آنان را موجود ات کوچک و حقیر به حساب نمی آورد. با هر یک از بچه ها در خور شأن و منزلت آنان رفتار می نمود. أنس بن مالک می گوید: رسول خدا(ص) وقتی از کنار بچه ها می گذشت به آن ها سلام می کرد.

سجستانی نقل می کند پیامبر(ص) بر جوانان در حال بازی کردن وارد شده به آنان سلام می نمود. همچنین می گوید: ما بچه های نوجوانی بودیم رسول خد(ص) بر ما وارد شد و به ما سلام نمود.

نقل شده که در زمان پیامبر(ص) مردم اطفال کوچک خود را خدمت حضرت می آوردند تا پیامبر(ص) برای آنان دعا کند و اسمی برای آنان انتخاب نماید. حضرت اطفال را با نهایت احترام در بغل گرفته و نسبت به والدین آن ها اظهار محبت می نمود. گاهی که بچه ها در بغل حضرت ادرار می کردند و والدین شان از این کار بچه ناراحت شده سر آنان داد می کشیدند. اما پیامبر(ص) به شدت از این کار منع می کرد و می گذاشت تا نوزادان قضای حاجت نمایند. آنگاه اسمی برای آن برگزیده و در حق شان دعا می فرمود و طفل را به والدین می سپرد. بعد از رفتن آنان، لباس خود را آب می کشید، و با این کار خود موجب سرور و خوش حالی مردم می گردید.

حکومت رحمانی پیامبر صلی الله علیه و آله

از منظر پیامبر مکرم اسلام سیاست و حکومت هدف نیست، بلکه وسیله ای جهت خدمت به خدا و بندگان او و رساندن جامعه به سعادت می باشد. پیامبر اسلام مهم ترین هدف سیاست را اجرای عدالت، احقاق حق، اقامه حدود و احیای ارزش های الهی و انسانی می داند. از دیدگاه اندیشمندان اسلامی نیز هدف سیاست و اخلاق همانا خیر آدمیان و رساندن انسان به فضیلت و نیک بخشی می باشد. تقید و پایبندی به مبانی و اصول اخلاقی که بر خاسته از بطن اسلام و ریشه در بعثت نبی مکرم اسلام داشته، در اندیشه و رفتار سیاسی حضرت محمد(ص) جایگاه ویژه ای دارد. بطور کلی از دیدگاه مبارک نبوی تعامل دیانت و سیاست و همگامی سیاست با اخلاق، سعادت جامعه انسانی را به دنبال خواهد داشت. حضرت با به کارگیری اصول اخلاقی در سیاست، این مساله را به خوبی ثابت کرده است.

محمد ص

امشب دل من در هوس توست «محمد»

دل بی ارزش من در حرم توست «محمد»

جمله عالم را علم کرد از برای تو «محمد»

توبه ی آدم پذیرد بهر آل تو «محمد»

در میان کائنات، تنها تویی معراج حق

پرده ای نبود همی بین تو و زیبای مطلق «محمد»

من بمیرم از برای غربت دینت «محمد»

وقت آن نبود که آید حامی دینت؟ «محمد»

هر کجا آید سخن از دین اسلام

گوییا آتش به دست است «محمد»

آرزو دارم، چو سلمان یار ایرانی تو

در رکاب مهدی صاحب زمان باشم «محمد»

نظری داده نشده

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed