www.montazer.ir
امروز: دوشنبه 1 آبان 1396 | ساعت : 04:30:15 | نسخه آزمایشی
شناسه خبر: 6537
14 فروردين 1396

ژن برتر (4) برگرفته از سلسله مباحث تربیت کودک (استاد محمد شجاعی)

والدین برای تقویت هوش و حافظه و عقل کودکان چه کارهایی باید انجام دهند؟

بعداز آن که والدین اقدامات لازم را برای ایجاد «ژن برتر» انجام دادند و دوران بارداری و مرحله جنینی پشت سر گذاشته شد، اکنون نوبت به اقدامات هدایتی والدین برای تربیت کودک از ابتدای نوزادی می رسد. بسیاری از والدین از نقشی که برای تقویت هوش و حافظه و عقل وفهم کودکان دارند، غافلند. والدین می توانند درهمه این موارد، از ابتدای نوزادی فرزندشان ایفای نقش کنند.

گرایش کودکان بر اساس تفاوت هایی است که در زمینه عقل و هوش و فهم و حافظه دارند. پس در برخورد با هرکدام ازآنان، ما باید آن قسمت از مغزشان را که مربوط به همان گرایش و استعداد است را فعال ‌كنیم. کودکان از نظر عقل و هوش و فهم و حافظه یك جور نیستند. حتّی ممكن است از دو کودک تیز هوش، یكی در ریاضیّات و دیگری در ادبیّات مستعد باشند. اینها چیزهایی است که والدین می توانند از ابتدای کودکی آنها را در وجود کودکشان مورد شناسایی قرار داده و آن را تقویت کنند.

نقش بازی در پرورش کودک در جنبه ­های مختلف، حیاتی است. زیرا طبیعی ­ترین فعالیت بچه در هفت سال اول بازی ها است. بازی هایی که بچه ­ها می کنند، در آغاز، تحرک بدنی است و جست ­و خیز و غلت خوردن و سینه ­خیز رفتن. این حرکتها با عضلات بچه سر و کار دارد. در واقع اولین دسته از بازیها را می توانیم بگوییم همین بازیهای ورزشی هستند که در ابتدا به صورت نامنظم و بدون قاعده توسط بچه صورت می گیرد.
بچه از همان سنین اول، بدنش را تکان می دهد؛ دست و پایش را تکان می دهد؛ غلت می خورد و چهار دست و پا خیز می رود. همه اینها آن اثراتی را  دارد که قبلاً به طور مفصل در مورد بازیها گفتیم. همه اینها باعث می شوند که هم انرژی های بچه تخلیه بشود و هم بچه رشد عضلانی و قدرت بدنی پیدا کند که برای سلامتش  ضروری است.
سپس رفته رفته وقتی که بچه به سن ۳ یا ۵ سالگی می رسد، بازی هایش قانونمند می شود. یعنی شکل خاصی از نظم و قانون پیدا می کند. بخصوص اگر به سمت بازیهای اجتماعی برویم، مدام با قواعد سر و کار دارد و در همه اینها کودک رفتار اجتماعی و چیزهای دیگر را یاد می گیرد.
کودکان بعدها که بزرگ تر می شوند، به انواع بازیهای ورزشی کشیده می شوند. ورزش هایی در قالب بازی های کودکانه غیررسمی مثل بازی های محلی است. مثلاً لی­لی کردن، گانیه، الک دو لک، چل توپ و....
اقوام مختلف هم برای خودشان بازیهای این چنینی دارند که بعد تبدیل می شود به بازیهای ورزشی و کشوری و رسمی مثل فوتبال، والبیال، بستکبال و بازیهای دیگر که اینها همه بازیهای بدنی هستند و رسمی و کشوری و جهانی هستند و قانونمندند.
هدف از این نوع بازیها عبارت است از تقویت عضلات و بالا بردن کارآیی و تقویت بدن و خارج کردن انرژیهای زائدی که در بدن وجود دارد. چون این انرژیها اگر خارج نشود، گرفتاری برای بچه درست می کند. خروج این انرژیها باعث تقویت عضلات و سلامت جسمی کودک و تعادل روانی و نشاط او می شود.
این در مورد بازیهای ورزشی بود. اما بخش بعدی، بازیهای فکری است. بازی هایی که برای تقویت ذهن و هوش بچه ابداع شده است. مثل بازی با جورچین ها. مثلاً شما برای یک بچه 3 ـ 4 ساله جورچینی تهیه می کنید که قطعاتی را به هم وصل کند تا یک شکل خاصی ایجاد شود.

کودکان بعداً که بزرگتر می شوند به طرف بازی با حروف، بازی با کلمات، بازی با اسماء و بازی هایی می روند که هرکدام از آنها به نوعی در تقویت هوش موثرند و قواعد دارند.
گاهی هم ترکیب اینها است. یعنی هم  بازیهایی جسمی  و هم بازیهای فکری هستند.  هدف از بازیهای فکری، پرورش ذهنیات و تقویت هوش کودک است.

یعنی باید فکر کودک به کار گرفته بشود. چون فکر هم مثل بدن است. اگر بدن از اول بچه آن را به کار نگیرد و عضلات کار نکنند، این بچه ضعیف بار میاید بچه ای که یک جا ساکت می نشیند و حرکت و جست­وخیز ندارد، عضلات بدنش ضعیف بار میاید.
کودکی که زیاد از بدنش کار می کشد  وتحرک زیادی دارد و انرژی زیادی مصرف می کند، بدنش سالم تر و قوی تر از کودکی است که اینطور تربیت نشده است. ذهن کودک هم همینطور است. ذهن اگر با مسائل مختلف درگیر نشود و از آن کار کشیده نشود، تیز بار نمیاید. ضعیف یا خدای نکرده کودن بار میاید. بنابراین، بچه را از همان سنین کودکی باید با چالشهای مختلف ذهنی و فکری رو به رو کرد و به طور غیر مستقیم وادارش کرد که فکر بکند. یعنی ذهنش درگیر بشود که فلان مساله را باید چه کار بکند؛ چطور فلان مشکل را از سر راهش بردارد. باید یکسره برایش معما ایجاد کرد.
این کارها را باید به وسیله اسباب ­بازیهای مختلف و راه های مختلف انجام داد تا ذهن کودک کار بکند و یاد بگیرد که فکر کند؛ یاد بگیرد که باید برای هر مشکلی یک راهی پیدا بکند. برای حل مشکل خودش مشکلات وقتی پیش میاید ذهن قوی می شود مثل بدن که وقتی درگیر و فعال است قوی می شود، ذهن هم همینطور است.  وقتی که فعالیت می کند، یواش یواش قوی می شود.
برای همین هم بچه ­هایی که قبل از سنین دبستان یعنی در اواخر ۷ سال اول مسائل مختلف ذهنی برایشان پیش میاید بازیهای هوشی و ذهنی می کنند، اینها برای مدرسه آماده ­تر هستند.

این که گفتیم «وادار کردن غیر مستقیم» معنایش این است که بدانیم ۷ سال اول دوران آزادی کودک است که به پادشاهی کودک معروف است. باز هم این نکته را تذکر میدهیم که چون ۷ سال اول، ۷ سال آزادی و بازی است، ما نباید فرزندانمان را رسماً درگیر مسائل فکری بکنیم، بلکه باید بطور غیر دستوری و غیر رسمی او را وادار به فکر کردن کنیم.
کودک باید تا ۷ سالگی آزاد باشد و تا ۷ سال باید خودش را با بازی کردن تخلیه بکند. پس ما باید کمتر بچه ­ها را به طور رسمی برایشان درگیری ایجاد بکنیم. حالا یک کسی مثل محمدحسین طباطبایی وقتی 5 سالش است حافظ قرآن است از چند سالگی پدرش ذهنش را درگیر کرده یا آن بحث استثناء است و یا باید گفت که پدرش درقالب بازی و به طور غیر مستقیم ذهن او را درگیر فراگیری قرآن کرده است.
در بازیهای اجتماعی، هم مسئله تقویت بدن و حفظ سلامت بدن و هم خروج انرژیهای زائد از بدن وجود دارد، و هم نشاط و رشد فکری بچه را تأمین می کند. پس در بازیهای اجتماعی لزوماً باید هوش  به کار گرفته بشود و بازی باید مستلزم فکر هم باشد.

خیلی از بازیها یعنی بازیهای اجتماعی وقتی وارد می شود اکثر قریب به اتفاقشان همینطوری هست که احتیاج به فکر دارد بچه خودبه خود تقویت هوشی هم می شود جدا از اینها آثار زیادی هم دارد که در جلسه قبل گفتم که بازیهای اجتماعی برای کودکان در واقع تمرینی است برای یک زندگی اجتماعی در همه جنبه-هایش. یعنی کودکان وقتی در اجتماع وارد می شوند، معلوم می شود که آیا دوره ی تمرینی زیست اجتماعی را پشت سر گذاشته اند یا نه.

نظم پذیری، قانون پذیری، مسئولیت پذیری، وظیفه شناسی، قانون تشویق و تنبیه و خیلی چیزهای دیگر را خود به خود بچه در همین بازیهای جمعی یاد می گیرد. اگر نگذاریم بچه وارد بازیهای جمعی بشود، پس ضربه زیادی به او زده ایم.

از کوچه رفتن بچه ها و بازی کردن و جست وخیزهایی که نباید ترسید. نبی اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) از جایی رد میشدند که دیدند کودکان دارند خاکبازی می کنند و اصحاب می خواستند آنا را از این کار باز دارند. حضرت فرمود: بگذارید اینها خاکبازی کنند. سپس فرمود: «اَلتُرابُ رَبیعُ الاَطفال= خاک، بهار یا پرورشگاه کودکان است.