www.montazer.ir
امروز: چهارشنبه 23 آبان 1397 | ساعت : 20:58:14 | نسخه آزمایشی
شناسه خبر: 9558
11 شهريور 1397
هر اصلی ریشه و بنیانی دارد

شرح زیارت جامعه کبیره؛ جلسه 70؛ 97/06/01

هر اصلی ریشه و بنیانی دارد

وقتی در دعای شرح زیارت جامعه کبیره به امام معصوم می‌گوییم: «وَ أُصُولَ الْكَرَمِ» یعنی سلام بر شما ای اهل بیت نبوت که اصول همه ارزشها هستید. این یعنی همه قیمت‌ها با معصوم تنظیم می‌شود. بعد از خدا نزدیکترین و شبیه‌ترین موجود به الله چهارده معصوم هستند. بنابراین، هر چه خدا دارد، اینها دارند. غیر از اینکه خدا خالق است و آنها مخلوق هستند.

فقره «وَ أُصُولَ الْكَرَمِ» فوق‌العاده کلیدی، مهم، کارساز و راه‌گشاست. اگر به همین یک قاعده، خوب واقف بشویم، همه مسائل زندگی مان حل می‌شود. «أُصُولَ الْكَرَمِ» را در فارسی هم مورد استفاده قرار می دهیم. کلمه اصل یعنی ریشه و بنیان هر چیزی.

مرحوم مصطفوفی در التحقیق در تعریف «اصول» می‌فرماید: «هُوَ مَا یُبْنی عَلَیْهِ شَیْ‏ءٌ سَوَاءٌ کان فِی الْجَمَادَاتِ اَوْ فِی النَّبَاتَاتِ اَوْ فِی الْحَیَوَانِ اَوْ فِی الْمَعْقُولَاتِ اَوْ فِی الْعُلُومِ=  عبارت است از آن چیزی که بنا می شود بر آن چیزی، فرق نمی کند در جمادات باشد یا در گیاهان یا در حیوانات یا در معقولات یا در علوم».

هر چیزی را که روی آن چیزی را بنا می‌کنند، آن اصل و ریشه می‌شود. مثلاً در ساختمان سازی اول پی را می‌کَنند؛ بعد صفحه می‌گذارند؛ سپس روی آن ستون می‌گذارند؛ در آخر هم ساختمان را می‌چینند و بالا می‌رود.

یک درخت وقتی می‌خواهد رشد کند و از دل خاک بیرون بزند و قطور بشود و در مقابل تندبادها و حوادث هیچ اتفاقی نیفتد، باید پایه و ریشه اش قوی باشد. ریشه‌اش در خاک است که آن را محکم نگه داشته است.

این اصل فرقی نمی‌کند در جمادات باشد یا سایر چیزها. جمادات اصلشان زمین و معدن است. مثلاً کوهها یک اصل و ریشه در دل زمین دارند که آن را محکم نگه می‌دارد؛ یا گیاهان که اصلشان به ریشه است و در زمین آن را نگه داشته اند.

حیوانات هم اصل و ریشه و نر و ماده‌ و زن و مردی دارند، پس والدین اصل و ریشه برای فرزندانشان می‌شوند.

کلمه «أب» و «أم» هر دو یعنی اصل، ولی «أب» اصل مذکر است و «أم» اصل مؤنث است.

 در معقولات و علوم هم ما اصل داریم، یعنی این علم و معقولات ما یک ریشه و اصلی دارند که به ما می‌رسد.

وقتی ما علمی را کشف می‌کنیم، به منشأ و معدن علم نزدیک می‌شویم. شما هم هر چقدر دانشت بیشتر می‌شود، به علم معصوم و علم خدا نزدیک می‌شوی. فرقی نمی‌کند در چه رشته‌ای باشد. در این کسب دانش به حقیقت علم و اصل علم که خداوند تبارک و تعالی و معصومین علیهم‌السلام هستند، نزدیک می‌شوید. اصل و ریشه آنجاست، وقتی به معصوم علیه السلام می گوییم «خزّان علم» یعنی خزانه‌داران علم؛ یعنی اصل علم در دست آنهاست.

پس اگر چیزی از علم، ظهور و نمود دارد؛ از جمادات، گیاهان، حیوانات و هر یک از علوم، یک ریشه وجود داشته که آن ریشه، همان خداوند تبارک و تعالی و معصومین علیهم‌السلام هستند.

به هر چیزی که نگاه می کنید، اصل و پایه دارد؛ می‌خواهد جماد باشد، یا گیاه باشد، یا حیوان باشد، یا علم، هیچ فرقی نمی‌کند.

به هر شیئ نفیس و قیمت داری، «کرم» می گویند

ما در زبان فارسی برای «کَرَم» معادل نداریم که بگوییم کَرَم یا کریم. نمی‌توانی بگویی کریم یعنی چی؟

«کَرَم» یعنی نفیس، قیمت، ارزش. ممکن است در هر چیزی هم باشد.

مرحوم راغب اصفهانی در تعریف «کرم» در مفردات می‌نویسد: «وَ کُلُّ شَیءٍ شَرَفٌ فی بابِه فإنَّهُ یُوصَف بِالکَرَمِ= هر چیزی که در نوع خودش شرافت پیدا می‌کند، با کرم توصیف می‌شود».

هر چیزی که در نوع خودش یعنی جمادات، گیاهان، حیوانات و علوم، ارزش پیدا می‌کند و قیمتی می‌شود. می‌گوییم، کریم است.

شما به سنگهایی مثل نگین انگشترها که در دستان همه دیده می شوند، نگاه کنید. همچنین به الماس، مروارید، یاقوت، زمرد و برلیان نگاه کنید؛ در لفظ به اینها «احجار کریمه» می‌گویند. یعنی سنگ هایی که قیمت دارند. پس کلمه «کریم» در عبارت «سنگهای کریمه»، یعنی قیمتی.

مرحوم مصطفوی نیز در التحقیق چنین می‌نویسد: «هُوَ مَا یُقَابِلُ الهَوَانٍ= کرم درست نقطه مقابل پستی و خواری است». پس ما یک منفی داریم و یک مثبت. یک چیز پست و بی‌ارزش، ارزش پیدا می‌کند. هر چیزی هم که از پستی حرکت می‌کند و به سمت قیمت می‌رود، در واقع به آن می‌گویند: «یُوصَف بِالکَرَمِ» یعنی ارزشمند می‌شود.

آدمی که بی‌سواد است، در بحث علم، او کَرَم ندارد و کریم نیست. چون سواد ندارد. هر چقدر شیئی حرکت کند و از حقارت فاصله بگیرد، در واقع کریم‌تر و قیمتی‌تر و باارزش‌تر می‌شود. فرقی نمی‌کند. در مهربانی، در پول خرج کردن، در سخاوت.

پس کرم یک صفت خاص نیست. مثلاً به خدا می‌گوییم: یا جواد یا کریم. یعنی خدا جود دارد، مهربان است. ولی وقتی می‌گوییم کریم؛ یعنی این صفت خاص نیست، بلکه یک مقیاس و معیار است برای قیمت در هر چیزی که اتفاق می‌افتد.

انس با قرآن کریم، موجب قیمت دار شدن انسان می شود

«إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِیمٌ» آن کتاب، یک قرآن کریم است؛ یعنی کتابی است که در اوج قیمت است، ارزش دارد. چون قیمت هر علمی به منشأش است. هر علمی با موضوعش شرافت پیدا می‌کند. موضوع قرآن انسان و خداست و کتاب قرآن یک کتاب کریم است. اگر کسی قرآن را یاد گرفت، از خواندن، تدبّر، قرائت و نگاه کردن به آن کریم می‌شود. قیمت پیدا می کند.

حال شما با امر جمادی انس بگیرید، قیمتتان همان می شود. با امر گیاهی یا حیوانی یا عقلی یا فوق عقلی مأنوس ‌شوید، همان رنگ می‌شوید. قیمتتان هم همان است.

آرزوها همین طور هستند. غم‌ و شادی ها همین طور هستند. یک ملاک کامل برای انسان‌شناسی و دیگرشناسی است. اگر می‌خواهید آدمها را بشناسید، ببینید عشقش چیست، انسش چیست، لذتش چیست، آرمانهایش چیست.

ملاک تقسیم‌بندی آدمها در روز قیامت در جهنمی یا بهشتی شدن، کجای جهنم یا بهشت بودن، بسته به این است که چقدر این شخص از قرآن فاصله دارد.

قرآن یعنی همه حقیقت بهشت. پس اینکه ما چقدر شرافت داریم و کریم هستیم، چقدر صرف و نحوش را بلد هستیم، چقدر تفسیرش را بلد هستیم، چقدر در قلب مان قرآن هست، به انس مان با قرآن برمی گردد. چون قرآن کتاب کریم است.قرآن یعنی کتاب تخصصی خلقت؛ پس ملاک درستی هر چیزی، قرآن است. آن کسی که همه جمادات، گیاهان، حیوانات، فرشته‌ها و انسانها را آفریده، علم خودش را در تمام مراحل خلقت در این کتاب ریخته و تحویل ما داده است. پس شما با هر چیزی بخواهی ارتباط برقرار کنی، قرآن ملاک است. این با هیج علم و کتاب دیگری قابل مقایسه نیست. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «فَضْلُ اَلْقُرْآنِ عَلَى سَائِرِ اَلْكَلاَمِ كَفَضْلِ الله عَلی خَلْقِه= برتری قرآن بر سایر کتابها مثل برتری خدا بر مخلوقش است».

بنابر این، قرآن با هیچ کتاب و دانشی قابل مقایسه نیست. برای همین است که ما براین باوریم: کسی که انس با قرآن ندارد، از شنیدن قرآن لذت نمی‌برد و حوصله و شنیدن قرائت قرآن را ندارد و همین ملاک حقیر بودن این جور آدمها است. یعنی جانش حقارت و پستی دارد و با چیز کریم سازگاری ندارد.

پس «کرم» یعنی شما هر صفتی را در نظر بگیرید، امر عالی، پسندیده، دوست‌داشتنی، یک مثبت دارد، یک فاصله منفی دارد.

اهل بیت اصول همه ی ارزش‌ها هستند

وقتی به امام معصوم می‌گوییم: «وَ أُصُولَ الْكَرَمِ» یعنی سلام بر شما ای اهل بیت نبوت که اصول همه ارزشها هستید و همه قیمت‌ها با شما تنظیم می‌شود. بعد از خدا نزدیکترین و شبیه‌ترین موجود به الله، چهارده معصوم هستند. بنابراین، هر چه خدا دارد، اینها هم دارند. غیر از اینکه خدا خالق است و آنها مخلوق هستند. یعنی امکان ندارد یک موجودی از نظر صفات الهی و خوبیها از معصوم بالاتر باشد. فقط یک نفر هست و آن خداست. از این رو می گوییم: اصول همه زیباییها و کمالات، معصوم است و خداوند تمام زیبایی های خلقت را در نظام جبروت و ملکوت و ناسوت از معصوم آفریده است.

اینجاست که شما می‌فهمید چرا معصوم می‌گوید: «نَحْنُ صَنَائِعُ رَبِّنَا وَالْخَلْقُ بَعْدَ صَنَائِعُنَا= ما ساختۀ خدا هستیم و مخلوقات، ساخته ما هستند». یعنی معصوم علیه‌السلام می گوید: خدا تمام مخلوقاتش را غیر از خود ما، از نور ما آفریده است.

هر چیزی یک اصل و ریشه دارد. وقتی می‌گویی «أُصُولَ الْكَرَمِ» یعنی قاعده برای همه قشنگی‌هایی است که در این عالم وجود دارد. پس وقتی که با تمام زیبایی‌ها، قشنگی‌ها، علوم، مهربانی‌ها و عشق‌ها روبرو هستید، همه جلوه‌ها و  ظهورات خود اهل بیت هستند.

پس وقتی می‌گویید امام یک موجودی است که از مادر مهربان‌تر است؛ یعنی تمام عشق‌های مادرهای عالم را جمع کنید، حتی مقدار کمی از عاطفه اهل بیت نمی شود. این را اگر کسی بفهمد، با خانواده آسمانی اش طور دیگری رابطه برقرار می‌کند.

تمام نظام خلقت، آینه‌های کوچک، با اندازه‌های مختلفی هستند که عکس خدا و عکس اهل بیت در آن افتاده است. همه آینه هستند.

همه چیز در عالم، ظهور و جلوه ی کمالات اهل بیت است. هر چیزی که قشنگی دارد، قشنگی اش را از آنجا می‌گیرد. وقتی شما دلت می‌گیرد، نگاه می‌کنی به یک گلزار و جنگل سبز، تمام غمهای دلت می‌رود.

هر چیز خوبی در هر آدمی می‌بینی، یک قطره‌ای از خوبیهای اهل بیت در او افتاده و اصلش یک جای دیگر است.

 

شرح زیارت جامعه کبیره/اصول کرم

صوت

1 - هر اصلی ریشه و بنیانی دارد

کلیدواژه ها:

نظری داده نشده

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed