www.montazer.ir
امروز: چهارشنبه 1 شهريور 1396 | ساعت : 12:40:28 | نسخه آزمایشی

شرح دعای ندبه (جلسه 5): 96/2/15

نسبت ریاضی عوالم وجود، یک اصل فطری است

خلقت انسان به گونه ای است که با حقیقت و ظرفیت «مثل اعلی» به دنیا می آید و عشق به بی نهایت در نهاد او قرار داده شده است. «مثل اعلی» همان انسان کامل است که خداوند او را برای خود اختیار می کند. شرط اساسی این انتخاب، «زهد» است. پس غفلت از زهد، حسرت ابدی را به دنبال خواهد داشت.

الله هستی مطلق است و اولین تجلی خداوند، «مثل اعلی» یا حقیقت نور محمدیه است. سپس عالم عقول، يعنی «عالم فرشتگان» است، سپس عالم ملکوت و در آخر عالم ملک یعنی دنیا.

 امام صادق (علیه السلام) فرمود: «أنَّ اللّه َ عَزَّوجَلَّ خَلَقَ ملکه علی مثال ملکوته= خداوند ملکش (عالم دنیا) را بر مثال ملکوتش خلق کرده است». یعنی عالم ماده، نمونه و مثالی از عالم ملکوت است. وقتی می گوییم روابط ریاضی بین عوالم چند میلیاردم است، معلوم نیست وسعت آن چقدر است. مثل این که بگوئیم «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ= شب قدر از هزار ماه بالاتر است». یعنی ما دقیقاً نمی دانیم چه نسبت ریاضی بین عوالم وجود هست که گفته می شود شب قدر از هزار شب بهتر است.

خدا اساسا مخلوق غیر ریاضی ندارد. تمام ساختار خلقت از الله تا ماده براساس ریاضی و عدد است. یعنی اندازه و مقدار مشخص دارند: «انا خلقنا کل شیء بقدر». ما نمی توانیم درک درستی از این عددها داشته باشیم که چه مقدار هستند.

خلقت انسان به گونه ای است که با حقیقت و ظرفیت «مثل اعلی» به دنیا می آید و عشق به بی نهایت در نهاد او قرار داده شده است. پس اصل و حقیقت ما از «مثل اعلی» است. ما متعلق به این خاندان هستیم.

بعد از عالم مثل اعلی، عالم عقول یا فرشتگان است. فرشته ها نسبت به مقام بالاتر سجده می کنند نه پایین تر. سجده از مرتبه بالا به پایین معنا ندارد. منطقی و معقول هم نیست. فرشتگان مأمور سجده به حقیقت انسان هستند. چون حقیقت انسان برتر از آنها است. در اینجا هم کاملا ساختار ریاضی وجود دارد. تنظیم دعا، دین و شریعت هم براساس ساختار حقیقی وجود انسان است. دعای ندبه و سایر دعاها مثل دعای افتتاح، زیارت جامعه کبیره و ... هم بر اساس این منطق تنظیم شده است. پس اگر کسی با این ساختار آشنائی کامل نداشته باشد، نمی تواند درک درستی از دعا داشته باشد.

موضوع دعای ندبه، انسان کامل است

«اللَّهُمَّ لَکَ الحَمْدُ عَلَی مَا جَرَی بِهِ قَضَاؤکَ فی أوْلیَائِکَ الَّذینَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ وَ دِينِكَ = خدايا تو را ستايش، بر آنچه به آن جارى شد قضاى تو درباره اوليائت، آنان كه تنها براى خود دينت برگزيدى، آنگاه كه براى ايشان اختيار كردى». موضوع دعای ندبه، «انسان کامل» است. خداوند می تواند همه ی ما را به بزرگی خودش تربیت کند. همه ما دوست داریم به این مقام برسیم و به کمتر از آن هم راضی نیستیم. یکی از مظاهر انسان کامل، امام زمان (علیه السلام) است.

طبق فرمایش قرآن کریم سه معشوق باید در رأس همه عشق های انسان باشد: «الله، اهل بیت و جهاد». به این منظور حضرت صادق علیه السلام هم موضوع دعای ندبه را نخست از معشوق خود، یعنی الله شروع کرده: «الحمدلله رب العالمین» این چینش کاملا ریاضی است. سپس سایر معشوق های اصلی بیان شده. کسانی که خانواده، اصل و ریشه ی ما هستند. یعنی داستان را بعد از الله از انسان کامل شروع می کند.

 فرق بین تاریخ نگاری طبیعی و تاریخ نگاری فطری در این است که در تاریخ نگاری طبیعی، داستان از پست ترین آدم ها یعنی پادشاهان که دورترین و منحرف ترین و هوس بازترین آدم‌ها هستند شروع می شود. یعنی تاریخ براساس ائمه ی کفر و طبیعت گراها تنظیم شده است. اما امام صادق علیه السلام شیوه ی نوینی ایجاد کرده و بیان تاریخ را بر اساس نظام ریاضی خلقت شروع می کند. آن هم از عالی ترین انسانها یعنی انسان کامل که از حضرت آدم شروع می شود، بعد از نوح، ابراهیم، موسی و عیسی گزارش می دهد تا به پیامبر می رسد. بعد از پیامبر هم تک تک ائمه را نام می برد تا به امام زمان علیه السلام می رسد.

برای این که خدا انتخابت کند، باید زهد بورزی

در ادامه این دعا، حضرت می فرماید: «اذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِيلَ مَا عِنْدَكَ مِنَ النَّعِيمِ الْمُقِيمِ الَّذِي لازَوَالَ لَهُ وَ لااضْمِحْلالَ= آنگاه كه براى ايشان اختيار كردى، فراوانى نعمت پابرجايى كه نزد توست. نعمتى كه تباهى و نابودى ندارد». عالی ترین مقامی که انسان می تواند داشته باشد، این است که خدا او را برای خودش انتخاب کند و بگوید: تو مال خودم هستی.

این انتخاب خیلی مهم است که آیا خدا ما را برای خلوت، رفاقت و دوستی خودش انتخاب می کند یا نه! هر کس بخواهد و بداند برای کجا و چه هدفی انتخاب شده، به نوع معشوق هایش توجه کند.

نوع معشوق های یک آدم قیمت او را مشخص می کند. مثل غصه و شادی است که موضوع اشک و خوشحالی قیمت او را مشخص می کند. پس آدم هایی می توانند به سعادت برسند که معشوق های خوبی یعنی عالی ترین موجود، الله تبارک و تعالی و سپس خانواده خودش را که نزدیک ترین موجود به خداست، انتخاب کند. این حالت طبیعی انسان است.

اولین چیزی که به شما کمک می کند تا انتخاب خوبی داشته باشید، کسب معرفت است. دانشجوئی که می خواهد پزشک شود، نخست باید در کنکور شرکت کند تا به هدفش برسد. باید دکتر شدن خواسته اصلی اش باشد تا به شدنی تبدیل شود.

قلب هم ساختار ریاضی دارد. یعنی شما باید بشوی. به راحتی به کسی دکتر نمی گویند. او باید مسیری را طی کند، اطلاعات و تخصص های لازم را کسب کند تا  در نفسش نهادینه شود و بتواند طبابت کند. یعنی باید بین علم و وجود شخص اتحاد برقرار شود. در این صورت، به او دکتر می گویند. پس تا «خواسته» انسان به «طلب» تبدیل نشود، شدن و صیرورتی صورت نمی گیرد.

داشتن «روحیه ابدیت گرایی» بسیار مهم است. چون جایگاه ابتدائی همه انسان ها از این عالم است. اگر «ابدیت طلبی» به معنای حقیقی طلب ابدیت به سراغ مان نیاید، در طبیعت دنیا می مانیم و می پوسیم. قرآن کریم می فرماید: «اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ أَ رَضيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا[1]= آیا شما در دنیا سنگین شده اید و به این حیات پست راضی شده اید».

«طلب» همان چیزی است که خدا برای آدم ها انتخاب کرده که عبارت اند از: عشق به جاودانگی، عشق به ابدیت، عشق به مطلق نعمت ها که نابود نمی شوند و فرسودگی و پیری ندارند. امام صادق (علیه السلام) در این دعا عرضه می دارد: «اذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِيلَ مَا عِنْدَكَ مِنَ النَّعِيمِ الْمُقِيمِ الَّذِي لازَوَالَ لَهُ وَ لااضْمِحْلالَ= آنگاه كه براى ايشان اختيار كردى، فراوانى نعمت هایی پابرجايى كه نزد توست. نعمتى كه تباهى و نابودى ندارد».

بنابراین، اگر کسی بخواهد به این مقام برسد، شرطش زهد است. شرط دارد: «بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ في دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ= بعد از آنكه بی ميل بودن نسبت به رتبه هاى اين دنياى فرومایه را با آنان شرط نمودى». انس به هیچ کدام از چهار شأن (جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی) نداشته باشد. شیفته و عاشق آنها نشود تا بتواند بالا برود.

زهد یعنی در عین حالی که از مظاهر دنیا استفاده می کنی، زهد داشته باشی. یعنی اگر نعمتها از تو گرفته شود، گریه و بی تابی نکنی. مگر از ابتدا مالک آنها بودی؟ پس فقدان نعمت نباید  تو را اذیت کند. اما اگر غصه و اضطراب به سراغت آمد، نشانه ی این است که زهد نداری و در حرکتت جدی نیستی. بنابر این، «بنابراین، غفلت از مقام انسانی»، «، طلب» و «شوق به ابدیت»، سه مرحله است که انسان باید توجه به آن داشته باشد.

 هشدار پیامبر را جدی بگیرید

انسان نباید از جایگاهی که آمده، غفلت کند. همان طور که اگر کسی روز آزمون کنکورش را فراموش کند، به هدفش نمی رسد، یا اگر کسی در حین رانندگی یادش برود که به کجا می خواهد برود. شما هم اگر غفلت کنید که قرار است به کجا بروید، سر از جای دیگر در می آورید.

امام صادق (علیه السلام) در دعای ندبه سخن از مقام انسانی دارد. پس اگر قرار است به آن مقام برسید، اصلا نباید سبک زندگی تان را فراموش کنید.

نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «لا تَخدَعَنَّكُم زَخارِفُ دُنيا الدَنِيَّةٍ عن مَراتِبِ جَنّاتٍ عَلِيَّةٍ= زرق و برق فریبنده دنیای پست، شما را از درجات عالی بهشت بلندمرتبه غافل نکند». دنیا پایین ترین مرحله نظام هستی است. چون آخرین مرحله حیات است. حواستان باشد دنیای پست شما را نفریبد و از درجات عالی بهشت غافل نشوید. چون اگر غفلت کنید، حسرت زیادی می خورید.

یکی از حسرت ها و عذاب های آخرت این است که جهنمیان همه بهشتی ها را می بینند. همان طور که بهشتیان، جهنمی ها را می بینند. در واقع یک حقیقت است که برای بعضی ها جهنم است و برای بعضی ها بهشت. فقط تطبیق و عدم تطبیق مهم است. مثل جنین که اگر با سیستم دنیا در رحم مادر شکل بگیرد، زندگی طبیعی خواهد داشت. ولی اگر انحراف پیدا کرده و با خود چشم، دست و... نیاورد، حسرت خواهد خورد و زندگی سختی خواهد داشت.

حسرت آخرت هم یعنی شما بهشت و همه درجاتش را می بینی، ولی نمی توانی بروی. اگر انسان سبک زندگی اش را برای ابدیت و ملکوت درست تنظیم نکند، همه موفقیت هایش، شکست است. چون هر چه موفق تر شود، از ابدیت غافل تر خواهد بود. بنابراین، با حسرت زیادی روبرو خواهد شد.

پیامبر می گوید: مواظب باشید موفقیت های دنیا شما را از آن مراتب عالیه بهشت غافل نکند. چون وقتی به آنجا می روید، می بینید امکانات بهشت را ندارید. در نتیجه کور یا به شکل های مختلفی محشور خواهید شد. این هشدار بسیار تکان دهنده است که پیامبر می گوید و شوخی بردار هم نیست.

معصوم کاملاً خروجی ریاضی دارد. یعنی وقتی دعایی طراحی می کند، عدد می گذارد. مثلاً می گوید: این را سه مرتبه یا 5 مرتبه بگو. پس دعاها فوق العاده ریاضی و دقیق هستند.    

عددها دقیقا به اندازه‌ی عددهای رحم مادر به دنیاست. چون رابطه دنیا با آخرت مثل رحم مادر با دنیاست. شما می توانی یک نسبت ریاضی بین رحم و دنیا از نظر نعمت، تنوع، بزرگی، لذت، آسایش و زیبایی برقرار کنی. دقیقا همین نسبت با برزخ و ملکوت وجود دارد. قرآن می فرماید: «هیچ کس نمی فهمد که آنجا چه خبر است. «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَا أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ = هيچ كس نمى‏ داند چه چيز از آنچه روشنى‏ بخش ديدگان است برای آنان پنهان کرده ام[2]». قرة یعنی خنکی چشم و از شدت شادی به گریه افتادن. «قرۀ اعین» یعنی چیزهایی که شما را ذوق زده می کند. دنیا هم همین طور است. ما در دنیا هم نمی دانیم چه خبر است. از این رو، پیغمبر به شما هشدار می دهد که غافل نشوید. کسی که در مکان های ناپاک تربیت شود، نمی تواند هم مقام با پیامبر و معصومین باشد.

 طالب بهشت بیدار است

موضوع بحث، «طلب» است. بهشت ظهور همه زیبایی هاست. اما سبک زندگی مان اصلاً این طور نیست که متناسب با آن طلب باشد. بعد حسرت به سراغ ما می آید که می توانستیم چه باشیم و به کجا برسیم. اما دیگر امکانش نیست.   

نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «ما رَأَيتُ مِثلَ النّارِ نامَ هارِبُها وَ لا مِثلَ الجَنَّةِ نامَ طالِبُها= نديدم چيزى چون دوزخ كه گريزانِ از آن، خواب باشد و ندیدم مثل بهشت کسی طالب آن باشد و در خواب فرو رفته باشد».

قیمت هر کس یا به جماد است، مثل پول و ثروت. یا گیاه است، مثل غذا، زیبائی بدن، هیکل و تجملات. یا حیوانی است، مثل اعتباریات دنیایی، ریاست، مقام و پست، عشق های زمینی، یا عقلی است، مثل درس و علم و دکتر مهندس شدن. انسان با سرگرم شدن به این مظاهر غافل می شود و از طلب باز می ماند.

گاهی افراد برای طلب مادی، آدم می کشند، پدر و مادر یا فرزندشان را می کشند تا مثلاً به پولی یا غذائی برسند. گروه دیگر برای ازدواج و بچه دار شدن، ریاست، نمایندگی مجلس یا شورای شهر و یا برای تخصص در یک رشته علمی سرمایه گذاری می کنند، انرژی می گذارند، همه کارهایشان را تنظیم می کنند که به آن برسند. وقتی هم می رسند، می فهمند که به ضررشان بوده، وقت و عمرشان تلف شده و آسیب های زیادی هم در این راه می بینند. امروزه بیش از 90 درصد تحصیل کرده ها و پولدار ها به انواع بیماریها، طلاق ها و آسیب ها گرفتار هستند.

تلاش برای به دست آوردن کمالات دنیائی بد نیست. البته اگر معقول باشد و آدم بتواند تسلط بر آن ها داشته باشد. چه بسا خیلی خوب و بهشت ساز هم باشد، ولی نمی تواند برای ابدیتشان سرمایه گذاری کند، چون غافل اند.

نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «إِذا صَلَّى العَبدُ وَلَم يَسأَلِ اللّه‌َ تَعالى الجَنَّةَ وَلَم يَستَعِذهُ مِنَ النّارِ قالَتِ المَلائِكَةُ: أَغفَلَ العَظِيمَتَينِ الجَنَّةَ وَالنّارَ= هر گاه بنده ای نماز بخواند و از خداى بلندمرتبه، بهشت را نخواهد و از آتش دوزخ به او پناه نبرد، فرشتگان مى گويند: دو چيز بزرگ، بهشت و دوزخ را از ياد برد».

اگر به کسی بگویند: مریض هستی، نگران شده و پیگیر درمان خود می شود. چون از مریضی می ترسد، پس برایش برنامه ریزی می کند که مبادا حادثه ای اتفاق بیفتد. پرهیزهایی که در نظام سلامت وجود دارد را انجام می دهد و مراقبت می کند.  اما در سبک زندگی آدم ها مراقبت نیست. فرد به راحتی حسودی می کند، خودکم بینی، بدبینی، خودشیفتگی و تکبر دارد، زود عصبانی می شود. درحالی که هر بار عصبانیت، حجم زیادی جهنم برای انسان ذخیره می کند و خود نمی فهمد که در متن جهنم زندگی می کند. اما بازهم پرهیز نمی کند و ناراحت هم نیست. او اصلا متوجه مریضی اش نیست که چقدر حاد است. به چه سرطانی مبتلا شده و در اوج حماقت و غفلت به ته جهنم می رسد.

دنیا ذاتاً درد ندارد، بلکه این کودک است که درد را با خودش از رحم مادر می آورد. پس مریضی و درد، تابع عدم تعادل است. جهنم شوخی نیست. باید از آن ترسید.

نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: «مَن بَكى عَلَى الجَنَّةِ دَخَلَ الجَنَّةَ وَ مَن بَكى عَلَى الدُّنيا دَخَلَ النّارَ= هر كس براى بهشت بگريد، به بهشت مى رود و هر كس براى دنيا بگريد، به دوزخ مى رود».

 هر کس برای دنیا غصه بخورد و گریه کند، جهنمی می شود. گاهی وقتها شخص آنقدر دلبستگی به پول و اتومبیل دارد که وقتی به او می گویند: اتومبیلت را دزد برد، سکته می کند و می میرد. حسرت آخرت و ابدیت وحشتناک است. چون در آن مرگ وجود ندارد. «لا یموت فیها و لایحیی= نه می میرندو نه زنده می مانند». پس مهم است که شوق بهشت داشته باشی و برای آن گریه کنی.  

شما به محض این که بدن را رها می کنید، وارد برزخ می شوید. تمام امکاناتی که در دنیا لازم دارید، در ابدیت هم لازم دارید. غذا، لباس، خانه، همسر و ازدواج، حوزه و دانشگاه برای کسانی که دوست دارند در رشته های مختلف علوم کار کنند، در آنجا هست. تفکیک شده است. ولی در مرتبه ی بی نهایت بزرگتر، کامل تر، پیچیده تر و جذاب تر از اینجاست. آن زندگی برزخی، نیاز به توشه دارد. باید از اینجا برای خودت بفرستی.

این تفکر امیرالمومنین است که اکثر مالش را برای آخرت می فرستاد و کمی از آن را در اینجا مصرف می کرد. حضرت زحمت می کشید و با چه سختی قنات می کند. بالا که می آمد، می گفت: قلم و کاغذ بیاورید تا وقف نامه اش را بنویسم. بنابراین، تا روحیه ابدیت گرایی سراغ ما نیاید، تا باور به ابدیت نداشته باشیم، بچه گانه زندگی می کنیم. حتی اگر رئیس جمهور و دکتر و مهندس هم باشی، باز هم بچه هستی. تا گرایش، عشق و دلتنگی برای آخرت و خانواده آسمانی ات بخصوص نعمت های بالاتر از بهشت سراغت نیاید، بچه هستی. یعنی تا ندبه و گریه در فراق امام زمان به سراغت نیاید و شوق و ذوقی برای آمدن حضرت در وجودت نباشد، شکست خورده هستی.

رمان خواندن، فیلم و سریال نگاه کردن، درس خواندن و .. برای ما خیلی جدی است. اما دعای ندبه خواندن، یک امر حاشیه ای است.

جدی ترین مسئله زندگی ما این است که به جایی برسیم که بتوانیم چند دقیقه برای امام زمان گریه کنیم. اگر انسان به گریه برای حضرت نیفتد و شوق و دلتنگی برای حضرت نداشته باشد، قساوت قلب دارد.

گریه برای انسان قیمت می آورد. اگر موضوع گریه و غصه شما دلتنگی برای پدرت و امام زمان باشد، از غصه های دنیایی در امان هستی. امکان ندارد شادی سراغت نیاید. اگر قیمت گریه ات را بدست بیاوری، همیشه شاد هستی. امکان ندارد عصبانی، بداخلاق و حسود و خودکم بین باشی. تمام احساس حقارت ها از بین می رود. زودرنجی ها و عصبانیت ها همه تمام می شود.

پس اگر فلسفه ندبه را فهمیدی، آدم فوق العاده شادی خواهی بود و به امام زمان می رسی.

جامعه پزشکان مهدوی (جلسه23) 96/2/15

http://montazer.ir/node/5683


[1] . سوره توبه، آیه 38.

[2] . سجده/17.