www.montazer.ir
امروز: يكشنبه 4 فروردين 1398 | ساعت : 11:47:08 | نسخه آزمایشی
شناسه خبر: 10177
18 اسفند 1397
مبارزات فرهنگی امام هادی علیه‌السلام

مبارزات فرهنگی امام هادی علیه‌السلام

در دوران خلافت عباسیانْ به ویژه در عصر امامت امام هادی علیه السلام ، مکتب های مختلفی به وجود آمدند که برای اثبات ادعاهای باطل خویش، صحنه های ناگواری را به وجود می آوردند. در این میانْ خلفای عباسی نیز برای کم رنگ جلوه دادن اسلام حقیقی، به تأیید این مکتب ها می پرداختند و کار به جایی رسید که بخش مهمی از حوزه تدریس امام هادی علیه السلام در راه مبارزه با این مکتب ها و گروهک ها قرار گرفت. هم چنین آن حضرت در راستای مبارزه عقیدتی و فرهنگی خویش با طاغوت ها، به تعلیم «زیارت جامعه» به مسلمانان پرداختند.

امام هادی علیه السلام و نهضت های علویان

در زمان امامت امام هادی علیه السلام ، قیام ها و نهضت های علویان در بیش تر موارد با انگیزه براندازی حکومت عباسی و جایگزین کردن نظام اسلامی آغاز می شد. ولی با این که زمام داران عباسی دچار خوش گذرانی و ضعف و مشکلات داخلی فراوانی بودند، هیچ گاه از علویان و حرکت های آنان، حتی در دورترین نقاط کشور پهناور اسلامی غافل نبودند.از طرف دیگر، پیشوای دهم علیه السلام در شرایطی به سر می برد که قادر به هم یاری با حرکت ها و نهضت های آنان نبود، ولی با این حالْ در فرصت های پیش آمده، از دلداری و اظهار تمایل قلبی و اعلام پشتیبانی معنوی خویش از آنان دریغ نمی ورزید.

امام در مدینه

امام هادی علیه السلام ، حدود 14 سال از دوران 33 ساله امامت خویش را در مدینه سپری کردند و در این مدت، با استفاده از ضعف و آشفتگی دستگاه خلافت عباسی، با فرستادن نمایندگان خود به نقاط دور و نزدیکْ به گسترش و تبیین مبانی اسلامی، بررسی و حل مشکلات دینی ـ اقتصادی مردمْ و هدایت و رهبری آنان می پرداختند. انجام این امور، موجب افزایش محبوبیت و موقعیت ایشان در مدینه شد، به طوری که قدرت موضع گیری و تحمیل هر امری بر آن حضرت علیه السلام ، از فرماندار آن شهر گرفته شد و سرانجام بر اثر توطئه و بدگویی بدخواهان، متوکل عباسی تصمیم گرفت تا آن حضرت علیه السلام را به سامرا فراخواند.

واکنش امام به تبعید

هنگامی که متوکّل از موقعیت و محبوبیت امام هادی علیه السلام در مدینه آگاه شد، تصمیم به احضار آن حضرت علیه السلام به سامرا گرفت و برای رسیدن به این مقصود، یکی از فرماندهان خود به نام یحیی بن هرثمه را همراه سیصد سرباز و نامه ای آمرانه آمیخته با لحنی دوستانه به مدینه فرستاد.

در این میان، مردم مدینه که از آینده مبهم امام علیه السلام در سامرا بیم ناک بودند و از سویی دیگر، دوری از امام علیه السلام برایشان مشکل بود، با ورود یحیی بن هرثمه به مدینه، با اعتراض خود خواستار ماندن امام علیه السلام در مدینه شدند. امام علیه السلام با وجود پایگاه مردمی قابل ملاحظه، مصلحت را در مخالفت علنی و موضع گیری آشکار بر ضد دستگاه خلافت ندیدند و به این ترتیب، ایشان سه روز پس از دریافت نامه متوکّل، در سال 234 ق همراه اعضای خانوده خویش، مدینه را به قصد سامرا ترک کردند.

کینه توزی متوکّل

هنگامی که متوکل به واسطه افزایش محبوبیت امام هادی علیه السلام در مدینه و گسترش فعالیت های ایشان، آن حضرت علیه السلام را به سامرا، مرکز خلافتش احضار کرد، به منظور توهین و تحقیر ایشانْ دستور داد کاروان آن حضرت را در کاروان سرای ویژه مستمندان که به «خانُ الصّعالیک» معروف بود، فرود آورند و پس از گذشت یک روز، به دستور متوکل، آن حضرت و همراهانشْ به خانه ای که از قبل برای تحت نظر قرار دادن ایشان در نظر گرفته شده بود، منتقل شدند.

فعالیت های امام هادی علیه السلام در سامرا

هنگامی که امام هادی علیه السلام برای تحت نظارت قرار گرفتن دقیق تر، از مدینه به سامرا تبعید شدند، با وجود شرایط سخت حاکم و محدودیت های حکومتیِ فراوان، از انزوا دوری گزیدند و در هر فرصتی، هنگام رویارویی با اقشار گوناگون جامعه و حتی شخص خلیفه، از طریق استناد به آیات قرآنی و ارائه دلایل متعدد، به اثبات امامت خویش می پرداختند. هم چنین ایشان در برابر تبلیغات سوء و زهرآگین منحرفان از خطّ امامت، مانند گروه های غُلات، واقفیه و صوفیه، موضع می گرفتند و افکار مسلمانان را در برابر توطئه های آنان روشن می ساختند. حضرتامام هادی علیه السلام در نهایت دقت و احتیاط و در شعاعی محدود، سعی در آماده ساختن اذهان مسلمانان، برای پذیرش مسأله غیبت امامعصر علیه السلام در آینده داشتند.

یکی از کرامات حضرت

امام هادی علیه السلام همواره غم خوار مردم بودند و به شیوه های گوناگون و حتی کمک گرفتن از علوم الهی و امدادهای غیبی، به یاری آن ها می شتافتند. امام هادی علیه السلام نیز همانند نیاکان ارج مند خویش، چنین اقداماتی انجام می دادند. شخصی به نام «زید بن علی» نقل می کند که: شبی به علت بیماری سختی که داشتم، محتاج پزشک شدم و او برای مداوا، داروی کم یابی تجویز کرد. ناگهان و درحالی که پزشک هنوز خانه ام را ترک نکرده بود، یکی از خدمت کاران امام هادی علیه السلام همراه همان داروی مورد نیاز به خانه ام آمد و ضمن تحویل دارو، گفت که امام هادی علیه السلام سلام می رساند و می فرماید «از این دارو چند روز استفاده کن.» دارو را گرفتم و نوشیدم و سلامت خود را بازیافتم».

شکوه و هیبت معنوی امام هادی علیه السلام

نقل می کنند که هر گاه امام هادی علیه السلام برای انجام کاری به خانه متوکل می رفتند، جمعیت مقابل خانه، چه دوست و چه دشمن، به احترام ایشانْ از مرکب های خویش پیاده می شدند. در این میان، یک بار عده ای بعد از عبور آن حضرت علیه السلام به علت این که ایشان را به دلایل واهی، شایسته احترام نمی دانستند، سوگند یاد کردند که دیگر هنگام رویارویی با آن حضرت علیه السلام به ایشان احترام نگذارند، ولی مدتی نگذشته بود که باز در همان روز و هنگام خروج امام علیه السلام از منزل متوکل، همگان دوباره به نشانه احترام از مرکب های خویش پیاده شدند و هنگامی که فردی به نام ابوهاشم، با یادآوری سوگندشانْ علت احترام آنان را به آن حضرت علیه السلام جویا شد، در پاسخ گفتند: «سوگند به خدا که ما نتوانستیم خود را نگه داریم و ناگزیر [از هیبت آن حضرت علیه السلام به نشانه احترام] پیاده شدیم».

آرشیو مباحث استاد شجاعی

فروشگاه آنلاین با محصولات ناب

نظری داده نشده

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed