www.montazer.ir
امروز: شنبه 31 شهريور 1397 | ساعت : 05:04:15 | نسخه آزمایشی
شناسه خبر: 8932
20 اسفند 1396
عوامل آسان شدن وحشت قبر

منازل الاخره، جلسه 12، 88/6/25

عوامل آسان شدن وحشت قبر

وظائفی که بازماندگان میت برای آسان شدن وحشت قبر باید انجام دهند، خوب کفن کردن، خوب تشییع کردن و خوب به خاک سپردن بود. بعد از کفن و دفن، میت دچار وحشت قبر می شود، زیرا وارد عالمی شده که به آن انس ندارد. بنابراین توصیه شده بازماندگان میت زود از سر قبر او نروند.

مستحب است که وقتی جمعیت برگشت، اینها بنشینند و او را تنها نگذارند و برایش قرآن و ادعیه ای که وارد شده، بخوانند. ادعیه­ و ذکر هایی که میت با آنها در زمان حیات بیشتر اُنس داشته و از آن لذت می­برده. مثلاً صلوات، زیارت عاشورا، روضه، عزاداری، سوره­های خاصی؛ خواندنِ بعضی از سوره­ها مثل سوره الرّحمن یا بعضی از سوره­های دیگر بالای قبر مستحب است. ولی ما این را در نظر بگیریم که در آن لحظات چه چیزی میت را آرام می کند. ابراز عشق و علاقه و محبت و همچنین کمک از جانب بازماندگان برای میت، بعد از وفات خیلی بیشتر از زمان حیات کارساز است. همیشه اموات به محبت کردن، مهرورزی و کمک، بعد از وفات شان بیشتر احتیاج دارند تا در زمان حیاتشان. بنابراین ما اگر واقعا کسی را دوست داشته باشیم، باید بدانیم که او جاودانه است؛ مرگی برایش وجود ندارد. این مرگ مربوط به بدن است و خود او در نظام برزخی زنده است و هر چقدر میتوانیم به او کمک کنیم. بخصوص اگر میت پدر یا مادر شما باشد، اگر شما در زمان حیات به پدر و مادرتان کمک نکنید، عاق می شوید در زمان پس از مرگ آنها نیز همینطور است. وقتی والدین زنده هستند، انسان نباید اجازه دهد آنها درخواست شان را به زبان بیاورند؛ جزء وظایف فرزند است که نباید پدر و مادر را وادار کند تا آنها درخواست کنند. اگر می تواند خود به کمک آنها رفته و یا پیشنهاد کمک بدهد.

فقر در نظام برزخی بیداد می کند. انسانها آنجا بیشتر نیاز دارند. حتی خیلی از آدم های خوب هم آنجا نیاز به کمک دارند و به شدت خوشحال می شوند و استقبال می کنند. چرا آدم های خوب آنجا محتاج کمک هستند؟ چون آنجا یک عالم بینهایت است. هر چقدر شما کمک بکنید به او می رسد. یعنی قدرت جذب برای رشد، بینهایت بالاست.

پس ما نباید اموات را فراموش بکنیم. «اُذکُرُوا اَمواتَکُم بِالخَیر= اموات خودتان را به خیر و خوبی یاد کنید». چیزهای بد و منفی پشت سرشان نگویید. خوبی­هایشان را ببینید و از خوبی­های آنها سخن بگویید.

نماز وحشت یا لیله الدفن عامل دیگر برای آسانی وحشت قبر است

از جمله چیزهایی که به میت کمک می کند و از وحشت او می کاهد، نماز وحشت یا لیلۀ الدفن است. نماز وحشت دو رکعت است، رکعت اول بعد از حمد آیۀ الکرسی و رکعت دوم بعد از حمد 10 مرتبه سوره قدر خوانده می شود. بعد از نماز هم انسان صلواتی ختم می کند و بعد می گوید:«اَللّهُمَّ ابعَث ثَوابَها بِقَبرِ فلان= خدایا ثواب این نماز را به قبر فلانی برسان» و اسم میت را می آورد. وقتی که میت دفن شد، شب این نماز خوانده می شود. عزیزان می توانند به رساله ها در بحث نماز میت مراجعه کرده و کیفیت دقیقتر و بهتر را آنجا ببینند.

علاوه بر این که دوستان و بازماندگان و مؤمنین به یاد میت باید باشند و شب اول قبر برایش نماز وحشت بخوانند، یکی از چیزهایی که خیلی خوب است، وصیت میت در این باره است. در وصیتنامه­ها حتماً لازم است بنویسیم. اگر دقت کرده باشید در وصیتنامه­هایی که چاپ شده است یک ردیف هم برای نماز وحشت گذاشته اند که انسان بنویسد، مبلغی هم از ثلث اموال من را اختصاص بدهند، برای اینکه 10 نفر 15 - 20 نفر، بیشتر یا کمتر از مومنین حتماً برای من نماز وحشت بخوانند.

اثر «تلقین» در کاهش وحشت قبر

عامل دیگر در کاهش وحشت قبر، «تلقین» میت است. برای تلقین میت، شخصی که روش تلقین را خوب وارد است، می رود و شانه راست میت را گرفته و او را تکان می دهد.

قبلاً گفتیم که نفس با بدن خود تعلق دارد و هر نوع حرکتی که با بدن انجام دهید، نفس کاملاً احاطه دارد و ادراک می کند؛ هم می­شنود هم می­بیند. در آنجا ما به کمک میت می رویم و تلقین می خوانیم. گفتیم که شیطان در حال احتضار بر بالین محتضر می آید و او را وسوسه می کند که در این باره امام صادق(علیه السلام) فرمود:«شیطان هنگام احتضار به سراغ اموات می آید، پس شهادت به وحدانیت و رسالت را به آنها تلقین کنید». در قبر نیز باید به مُرده تلقین کرد و این جزء کمک هایی است که برای کاهش وحشت قبر برای میت می شود انجام داد.

در تلقین میت گفته می شود:«اِسْمَعْ اِفْهَمْ یا فُلانَ بْنَ فُلان هَلْ انْتَ عَلَی الْعَهْدِ الَّذِی فَارَقْتَنا عَلَیهِ مِنْ شَهَادَةِ ...= بشنو، بفهم ای فلانی پسر فلانی آیا بر آن پیمانى كه با آن از ما (بستگان میت) جدا شدى هستی؟». از او سئوال می کنیم، آیا تو بر عهدی (عهدِ شهادت به وحدانیت و به رسالت و به ولایت) که در دنیا داشتی، هستی؟ سپس یکی یکی از وحدانیت خداوند و رسالت پیامبر و ولایت امامان تا امام مهدی را نام می بریم.

در قسمت بعد می گوییم:«یا فُلانَ بْنَ فُلانٍ اذا اتاکَ الْمَلَکانِ الْمُقَرَّبانِ رَسُولَینِ مِنْ عِندِ اللّهِ تَبارَکَ وَ تَعالَی وَ سَأَلاکَ عَنْ رَبِّکَ وَ عَنْ نَبِیکَ وَ عَنْ دِینکَ وَ عَنْ کِتابِکَ وَ عَنْ قِبْلَتِکَ وَ عَنْ ائِمَّتِکَ فَلا تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ وَ قُلْ فِی جَوابِهِما = اى فلانی پسر فلانی هنگامى كه دو فرشته مقرّب و دو فرستاده خداى تبارك و تعالى‏ نزد تو می‌آیند و از پروردگارت و پیامبرت و دینت و كتابت و قبله‏‌ات و امامانت از تو سؤال می‌كنند نترس و در جواب آنان بگو». به میت تلقین می کنیم که در جواب دو فرشته خدایت را معرفی کن، پیامبر، قبله، دین و کتابت و امامانت را معرفی کن. 

تلقین عجب ماجرایی است. آن موقع­ که ما داخل قبر گرفتار افتاده ایم، آیا کسی هست، برای ما تلقین بخواند؟ و آیا این تلقین آن موقع به درد ما می خورد یا نمی خورد؟ اینکه ما دائماً باید اذان بگوییم؛ اقامه بگوییم؛ نماز بخوانیم؛ ذکر بگوییم؛ در دعاها آل یاسین و ... دائماً این شهادت ها را بدهیم:«اُشهِدُکَ یا مَولای= ای امام زمان من تو را شاهد می گیرم»؛ در دعای روز هفته می گوییم:«اُشهِدُ جَمیعَ مَلائِکَتِک= ملائکه هایت را شاهد می گیرم»؛ «اُشهِدُکَ یا الله = خدایا من تو را شاهد می گیرم»؛ «أنَّی أَشهَدُ أَنَّکَ أَنتَ اللهُ لا إِلهَ إِلاّ أَنت»؛ اهمیت همه اینها برای این است که اینها باید با وجود ما عجین شوند. اگر با جان ما عجین نشده و اتحاد برقرار نکرده باشد، همه اینها را در قبر از دست می دهیم. آنجا حالت، حالت عادی نیست که کسی به راحتی یادش بیاید. خیلی باید با این معارف یکی شده باشد، جزء وجودش شده باشد، تا آنجا یادش نرود. برای همین می گویند، اگر سر نماز اقامه یادتان رفت، می توانید نماز را بشکنید، هیچ اشکالی هم ندارد و اقامه را بگویید. اذان آنقدر مهم است که می فرماید، اگر موقع اذان و در وسط گفتنِ اذان، کسی حرف بزند، هنگام مَرگ زبانش بند می آید. حتی فرمودند، وسط اذان قرآن هم نخوانید؛ ذکر خدا هم نگویید؛ اذان را خوب بشنوید و تکرار کنید. ما باید با اینها در دنیا زندگی بکنیم که وقتی آنجا تلقین میکنند به کار ما بیاید. کسی که نمازش را اول وقت نمی خواند، دم مرگ عقایدش با او نمی­آیند. در مرحله وفات گفتیم، چیزهایی که وفات را آسان می کند و فشار وفات، فشار احتضار و سکرات موت را می گیرد، نماز اول وقت است. کسانی که نماز اول وقت نمی خوانند و به خدا و دعوت خدا و وظیفه واجبی که به عنوان عبد در مقابل خدا دارند، بی­اعتنا هستند، زبانشان آنجا بند می آید و دچار سکرات موت می شوند. برای اینکه به یک امر عظیم الهی که ستون دین شان است، توجه نکردند. ما باید به اذان احترام بگذاریم، اینکه خدا اول وقت صدایمان کرده، احترام بگذاریم. آنهایی که نماز جماعت می توانند شرکت کنند و نکنند، حضرت فرمود: یهودی یا نصاری می میرند، مسلمان نمی میرند. اساساً نماز به جماعت است. اگر فرادی اجازه داده اند، برای کسی است که عذر دارد. شخصی که نابینا بود خدمت رسول خدا عرض کرد، آقا من نابینا هستم، چگونه مسجد بیایم؟ فرمود: از خانه تا مسجد یک طناب بکش و بیا. فرمود:«لا صَلاۀَ لِجارِ المَسجِد إِلاّ فِی المَسجِد= برای همسایه مسجد نماز نیست مگر در خود مسجد». مساجدمان خلوت است، طرف همسایه مسجد است، ولی مسجد نمی رود. اهمیت دادن به نماز اول وقت، اذان، نماز، شعائر الهی و ... در قبر به داد انسان می رسد.

سؤال قبر

بعد از دومین مرحله که وحشت قبر بود، مسئله بعدی که میت در قبر با آن روبروست سؤال قبر است. مرحله سؤال قبر هم مرحله ی مهمی است. فرشتگان خدا از انسان سؤالاتی درباره نوع زندگی و کیفیت زندگی او در دنیا، می پرسند.

نکته ای که وجود دارد این است که سؤال قبر جزء عقاید قطعی ماست. امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «مَنْ أَنْكَرَ ثَلاثَةَ أَشْیاءَ فَلَیْسَ مِنْ شِیْعَتِنا الْمِعْراجَ وَ الْمَسْأَلَةَ فى الْقَبْرِ وَ الشّفاعَةَ[1] = كسى كه سه چیز را انكار كند از شیعیان ما نیست: معراج، سؤال در قبر، و شفاعت». مسئله شفاعت آنقدر مهم است که حضرت فرمود: اگر کسی شفاعت را انکار بکند، اصلاً شفاعت ما به او نمی رسد.

در فرمایشات معصومین علیهم السلام آورده شده که چه سؤالاتی را در قبر می پرسند و ما خلاصه ای از آن را اینجا بیان می کنیم. سئوالاتی که در قبر می پرسند سئوالات کلی است. مسائل کلی، مسائل ریز و جزئی در قیامت پرسیده می شود. چون در قبر قابل محاسبه نیست. مثلِ حق الناس ها که باید طرفین باشند، در قبر نمی شود رسیدگی کرد، چون بعضی از طرفین حق الناس هنوز زنده هستند و به برزخ منتقل نشده اند، پس می ماند برای قیامت.  البته اگر کسی بتواند این حساب ها را در برزخ تصفیه و صاف بکند، بهتر است. یعنی طوری رفتار کرده باشد که اصلاً چیزی برای قبر و قیامت نگذاشته باشد. بنابراین، می فرماید: آنهایی که حسابهای شان را این طرف در زندگی دنیایی یا در مراحل قبر می­دهند، اینها 50 هزار سال قیامت معطل نمی شوند. فرمود: آنها در موقف حساب به اندازه چهار رکعت نماز عصر معطل می شوند. یعنی کلّ صراط را در 3، 4 دقیقه طی می کنند. چون همه را در دنیا جواب داده، با همه ی این سؤالات در دنیا زندگی کرده،

چه سؤالاتی در قبر پرسیده می شود؟

فرشتگان خداوند در قبر از میت راجع به رب، پیامبر، امامان،‌ عمر، جوانی، مال و ... سؤال می کنند.

فرشته در قبر سؤال می کند: رب تو کیست؟ یعنی آنی که تو تحت فرمانش بودی، مالک مدبر، تدبیرکننده زندگیت و إله تو که بوده؟ هوای نفست بوده؟ یا دانشمندان دیگر و مکاتب دیگر اله تو بودند؟ خدا برایت در زندگی موضوعیت داشته؟ عالم قبر اینگونه نیست تا تلقین کنند و بگویند:«فَقُل فی جَوابِهِما الله جَلَّ جَلالُ رَبّی» میت هم یادش بیاید و پاسخ دهد. باید در دنیا رابطه و سنخیت با خدا و پیغمبر ایجاد کرده باشد تا بتواند پاسخ دهد. وقتی او در دنیا بود، با خدا و با پیغمبر سنخیت و رابطه­ای نداشت. قرآن می فرماید:« وَیَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى یَدَیْهِ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا[2]= و روزى است كه ستمكار دستهاى خود را مى‏ گزد [و] مى‏ گوید اى كاش با پیامبر راهى برمى‏ گرفتم». در قیامت، ظالم از شدت حسرت دستش را گاز می گیرد. باید انسان با این اصول و عقاید با این سئوالات واقعاً زندگی کرده باشد، عمر و جوانی اش را در این راه بگذارد. قرآن در زندگی اش مهم باشد، با قرآن انس داشته باشد.

پرسش قبر درباره امامان به ویژه امام زمان

فرشته ها از امامان می پرسند این سئوال خیلی خطرناک است که امامان و رهبرانت چه کسانی بودند. تو سرسپرده چه فکری بودی؟ تو با چه کسی زندگی میکردی؟ چه کسانی حرف آخر را در زندگیت میزدند؟ انتخابها، ارتباط ها، رفتارها و افکارت را بر اساس فرمولها و دستور­العملهای چه امام­هایی تنظیم می کردی؟ لباس پوشیدن، حرف زدن، زندگی کردن، ازدواج کردن، شوهرداری کردن، زن­داری کردن، تربیت بچه­، اسم­گذاری روی بچه، رفتار با بچه چگونه بوده؟ الگویت چه کسانی بودند؟ اینهاست که آنجا تعیین­کننده است. در سؤال از امامان، مهمترین آن، سؤال از امام زمان خودت است، نه امامان نسل های قبل. از 12 امام می پرسند و تو باید یک یک همه را اسم ببری، چون خیلی ها 12 امام را قبول ندارند.

یکی از مسلمانان مشهور در زمان امام رضا (علیه السلام) هفت امامی بود. او وقتی مُرد از حضرت رضا در مورد او سوال کردند، فرمود: وقتی فرشته آمد و از او درباره امامان سؤال کرد، یکی یکی اسم برد تا پدرم؛ وقتی که به اسم من رسید، توقف کرد و اسم نبرد. فرشته ها چنان با گرز در سرش زدند که تمام قبرش پر از آتش شد. «واقفیه» ها که می گویند، همین هایی هستند که در امام کاظم متوقف شده اند و تا امام کاظم را قبول دارند. اینکه همه ی 12 امام را قبول داشته باشی و اسم ببری، سرجای خودش. اما مهم امام زمان خودت است که با او زندگی کرده باشی. یعنی در زندگی تو امام زمان نقش داشته، رفت و آمد و بروبیایی با حضرت داشتی. دلدادگی و وقف شدن و هزینه کردنی برایش داشتی.

بقیه ی سؤالات مربوط به عمر و جوانی است. حضرت فرمود سئوال می کنند، عمرت را چگونه مصرف کردی، جوانی را چطور مصرف کردی؟ ما حق نداریم هر طوری وقت و عمر و جوانی مان را هزینه کنیم. باید برنامه داشته باشیم. سؤال بعدی، مالَت را از کجا آوردی و چگونه مصرف کردی؟ این خیلی مهم است. از رفقا سئوال می کنند با چه کسانی رفت و آمد داشتی؟ رفقا و دوستانت که به آنها دل داده بودی، با آنها زندگی می کردی، چه کسانی بودند؟ نظام رفاقتی خیلی مهم است آدم با چه کسانی اهل رفت و آمد است. چه کسانی را دوست دارد. از واجبات سئوال می کنند. نماز، روزه، خمس، زکات، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، تبری (ولایت) سؤال می کنند. اینها چیزهایی است که در قبر باید به داد ما برسد.

هر کسی باید ببیند، قبرش چگونه است؟

طبق فرمول و قاعده که گفتیم، قبر ما نفس ماست و ما الآن در قبر خود هستیم. نگاه کنیم الآن قبر ما چطور قبری است؟ یعنی اگر کسی بخواهد بیاید به قبر ما یعنی به شخصیت و روح ما نگاه بکند در این شخصیت یک ربّ خوب و فعال وجود دارد یا نه؟ یک انس و علاقه­ای بین نفس و رب هست یا نه؟

خداوند در حدیث قدسی می فرماید: اگر میخواهی بدانی تو نزد من چه قیمتی داری، ببین من نزد تو چه قیمتی دارم. شخصی هم شبیه به همین حدیث قدسی را از امام معصوم پرسید: آقا من دوست دارم ببینم، شما به من چگونه فکر میکنی، من نزد تو چطور آدمی هستم؟ فرمود: ببین من نزد تو چه قیمتی دارم؟

در نفس خود ببینیم، ائمه (علیهم السلام) به خصوص امام زمان (علیه السلام) چه جایگاهی نزد ما دارند؟ آیا قلب ما برای حضرت می تپد؟ دلتنگی و دلدادگی و اضطراب برایش داریم؟ دلمان برای تنهایی­ها، مظلومیت­ها، غربت و آوارگیش میسوزد؟ اینها خیلی تعیین­کننده است به دلهایمان مراجعه کنیم.

حضرت می فرماید:«سَلُ القُلُوب عَنِ المَوَدّات فَإِنَّها شَواهِدُ لا تَقبَلُ الرُّشا= در مورد دوستی­ها و مودت از دلها سئوال کنید که اینها شاهدهایی هستند که رشوه نمی پذیرند».

 اگر میخواهی بدانی یک نفر دوستت دارد یا نه به دل خودت هم مراجعه کن. دلها در عشق و علاقه و مودت دروغ نمی گویند. اگر میخواهی بدانی که در دل امام زمان چه جایگاهی داری؛ ببین، امام زمان(علیه السلام) در دل تو چه جایگاهی دارد. دلی که امام زمان سلطان آن دل است چقدر قیمت دارد؟ اگر دلت برای امام زمان تنگ شد، این را بدان که امام زمان هم دلش برای تو تنگ می شود. اگر آدم رسید به جایی که بی­تاب رسول الله شد، بی­تاب ائمه شد، بی­تاب امام زمان شد، بدان این اتفاق در دل حضرت هم می­افتد. اینها سئوالات خیلی مهمی است که در قبر از ما می­پرسند.

وحشت قبر/ سؤالات قبر

 

[1] - بحار، جلد 6، صفحه 223.

[2] - سوره فرقان/27.

نظری داده نشده

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed