www.montazer.ir
امروز: دوشنبه 20 آذر 1396 | ساعت : 05:53:18 | نسخه آزمایشی
شناسه خبر: 7174
23 خرداد 1396

استاد محمد شجاعی

دعا و صلوات برای پیامبر و اهل بیت به خودت برمی گردد

برخی افراد فکر می کنند چون مقام اهل بیت (علیهم السلام) بسیار بالاست، دعا کردن ما برای آنان بی معناست. چنین افرادی اثر دعا را باور  ندارند.

باید دانست که دعا کردن با شک و تردید، در حقیقت، نخواستن است. گاهی شخص با تمام وجودش چیزی را از خداوند برای اهل بیت می خواهد و نمی داند که با همین نوع دعا کردن، چه اتفاقات بزرگی در روح و روان و ملکوت او می افتد. یعنی از این حالت که همیشه از اهل بیت (علیهم السلام) چیزی را درخواست کند، خارج می شود. از درخواست و گرفتن و تقاضای دائم، در می آید و در مقامی قرار می گیرد که  برای اهل بیت (علیهم السلام) از خدا درخواست می کند. 

در ادامه دعای صلوات مخصوص ماه رمضان از خداوند مسئلت می کنیم:

« اللَّهُمَّ أَعْطِ مُحَمَّداً مِنَ الْبَهَاءِ وَ النَّضْرَةِ وَ السُّرُورِ وَ الْكَرَامَةِ وَ الْغِبْطَةِ وَ الْوَسِیلَةِ وَ الْمَنْزِلَةِ وَ الْمَقَامِ‏ وَ الشَّرَفِ وَ الرِّفْعَةِ وَ الشَّفَاعَةِ عِنْدَكَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَفْضَلَ مَا تُعْطِی أَحَداً مِنْ خَلْقِكَ‏= خدایا عطا کن به پیامبر، شوکت و بهجت و سرور و کرامت و افضلیت و وساطت و منزلت و مقام و شرافت و رفعت و شفاعت در نزد خودت در روز قیامت، بالاتر و بهتر از آن چیز که به هر یک از خلق خودت عطا می کنی».

 این که انسان برای کسی دعا می کند، آن هم برای کسانی‌که بالاتر از خودش هستند و اصل و ریشه ی او هستند و چیزهایی را از خداوند می خواهد که به آنها عطا کند، مقام بلندی است.

«بهاء» یعنی شوکت. در دعای سحر هم اولین چیزی که از خدا می خواهیم این است که می گوییم: «اللهم انی اسئلک من بهائک بأبهاه= خدایا! من از تو شوکت تو را می خواهم. بالاترین شوکت را».

در دعای صحیفه برای پیامبر دعا می کنیم که خدایا شوکت پیغمبر را بالاترین شوکت قرار بده. «وَ النَّضْرَةِ وَ السُّرُورِ» ، یعنی من خوشی و سرور و شادابی را برای پیغمبر می خواهم. این جور دعا کردن، خیلی خاص است. معصوم ع به ما می گوید اگر خواستی در ماه رمضان به آن «مقام محمود» که مقام اهل بیت است، برسی و در همراهی با آنها قرب پیدا کنی، این صلوات ها را بگو تا تمام وجودت و گره های روحی، ذهنی و قلبی تو را باز کند و بتوانی یک ارتباط زیبا با آن مقام پیدا کنی. چون تو قرار است به آن مقام برسی. ولی لازمه اش این است که باید بنشینی برای ساکنین آن مقام، یعنی اهل بیت دعا کنی. خاصیتی که برای ما دارد، این است که بر روان و روح ما اثر می گذارد.

 توجه کنید، شوکت، خرمی، نشاط و شادی، کلماتی هستند که به طور فوق العاده دقیق و حساب شده انتخاب شده اند. یعنی این کلمات با حال و هوای بهشت سازگاری دارند.

وقتی شما برای پیغمبر دعا می کنید، در واقع برای خودتان دعا می کنید. وقتی می گویید:«خدایا! این درود و تحیت را به اهل بیت بده»، در واقع همه آنها به خودت داده می شود.

وقتی به اهل بیت سلام می دهید، چون جواب سلام واجب است، آنها پاسخی بهتر از سلام تو را به تو برمی گردانند. وقتی تو برسی به یک جایی که بطور جدی روحت با شوق و اشتیاق سلام و صلوات را برای خانواده آسمانی ات بخواهد، اتفاقات خیلی قشنگی در روانت می افتد. اینها اولین علائم ظهور بهشتِ انسان هستند. انسان وقتی وارد بهشت می شود، اولین چیزهایی که درک می کند، همین عظمت شخصیت خودش است. در روایت نقل است که بهشت به مؤمن مشتاق تر از مؤمن به بهشت است. این را اصلاً شوخی نگیرید که کسی دو زانو و رو به قبله در ماه مبارک رمضان بنشیند و بگوید: خدایا بالاترین شوکت، بالاترین خرمی و بالاترین شادی را به اهل بیت به پیامبر بده. وقتی برای پیامبر از خدا می خواهیم «وَ الْكَرَامَةِ وَ الْغِبْطَةِ» یعنی کرامکت و افضلیت را برای حضرت خواسته ایم. یعنی وقتی دیگران آن مقام را می بینند، غبطه اش را بخورند. «والوسیله» یعنی وساطت. یعنی پیامبر وساطت می کند و وسیله برای بالارفتن دیگران می شود. هم نجات جهنمی ها و هم بالاتر رفتن بهشتی ها.

چطور می توانیم مثل پیامبر ص وسیله ی هدایت دیگران باشیم؟

ما هم می توانیم مثل پیامبر (صلی الله علیه و آله) وسیله ای باشیم برای هدایت دیگران. میزان اثر گذاری ما هم بستگی دارد به میزان قدرت روحی که خودمان کسب کرده ایم. ما چقدر می توانیم در جریان هدایت و روحانیت و توبه و بازگشت دیگران دخالت و اثر داشته باشیم؟ بعضی ها هستند که پیچ هایشان را چنان محکم و قدرتمند می بندند که روی ده ها و صدها و هزاران نفر تأثیر مثبت می گذارند. 

بعضی ها طوری هستند که باید تا آخر عمر مراقب باشی تا خراب نشوند، باید دائماً آنها را ضدعفونی کنی تا خراب نشوند و انحراف پیدا نکنند.

این که انسانی مثل پیغمبر وسیله شود و خودش کرامت داشته باشد که اهل شفاعت شود، خیلی مبارک است. مبارکی آن این است که این وسیله و کرامت و شفاعتی که شما برای پیامبر می خواهید، برای شما هم هست. 

مؤمن می تواند 7 تا 70 نفر و گاه هزاران نفر را شفاعت کند. میزان آن بسته به این است که حیطه و شأن وجودی او در دنیا چگونه باشد و چه ظرفیتی برای هدایت و اثر گذاری بر دیگران کسب کرده باشد. یعنی چقدر می تواند نور به دیگران بدهد.

 برخی از افراد خودشان احتیاج به نورگیری دارند. اما برخی دیگر چنان کسب قدرت و  نور کرده اند که به دیگران نور می دهند. یعنی می توانند به طور دائمی نور و خرمی و سرور و شادی تولید کنند.

وقتی می گوییم:«وَ أَعْطِ مُحَمَّداً فَوْقَ مَا تُعْطِی الْخَلاَئِقَ مِنَ الْخَیْرِ أَضْعَافاً (مُضَاعَفَةً) كَثِیرَةً لاَ یُحْصِیهَا غَیْرُكَ‏= خدایا! هر نیكویى به خلق عطا كرده ‏اى، بالاتر از آن و چندین برابر آن به حضرت محمد عطا فرما. عطاى بسیاری که كسى جز تو حساب نتواند كرد»، یعنی من به جایی می رسم که می توانم یک اتصال عاشقانه با روح پیامبر برقرار کنم. خواستن «خیر کثیر» برای پیامبر، حکایت از این می کند که پیامبر این مقامات را در روز قیامت دارد. پیامبر با همه انبیا و انسان های دیگر فرق بسیار زیادی دارد. چون پیامبر اولین ظهور و مخلوق خداوند است، خداوند از نور پیامبر و اهل بیت سایر مخلوقات خودش را خلق کرده. پس نسبت به همه مخلوقات اصل و ریشه هستند. ما هم از نور آنها آفریده شده ایم. اینها در واقع درجات پیامبر است، ولی وقتی تو برایش دعا می کنی، حاصلش به خودت بر می گردد.