www.montazer.ir
امروز: شنبه 31 شهريور 1397 | ساعت : 01:16:18 | نسخه آزمایشی
شناسه خبر: 6803
4 ارديبهشت 1396
دعاهایی مثل استغفار، صلوات، دعاهای جامعی هستند

بحث استغفار؛ جلسه 4؛ 91/1/31

دعاهایی مثل استغفار، صلوات، دعاهای جامعی هستند

امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: «اِنَّ مِن اَجمَعِ الدُعاء اَن یَقولَ العَبدُ اَلاِستِغفار= محققا یکی از جامعترین دعاها این است که عبد بگوید استغفرالله». باید بدانیم که این جامعیت دعا به چه معنایی است.

مثلا فرمودند که «صلوات» که یک دعا است، هم تسبیح است، هم تحمید، هم تهلیل، هم تکبیر. یعنی عقائد شخص در صلوات جمع می شود. یعنی صلوات بالاتر از تک­ تک این ذکرها است. ذکر صلوات علاوه بر این که دربرگیرنده ی محبت ما به اهل بیت (علیهم السلام) است، تسبیحات اربعه را نیز در خود دارد. استغفار هم همین طور است و از یک جامعیت خاصی برخوردار است.

در استغفار، شفای دل، آشتی با خدا، علاقه به حرکت و رشد و خیلی فواید دیگر وجود دارد.
نبی اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «مَن کَثُرَت هُمُومُهُ فَعَلَیهَ بِالاِستِغفار= هر کس غصه ­هایش زیاد است، زیاد استغفار کند».

آثار عجیب استغفار

«استغفار کردن» آثار فراوان و عجیبی دارد که در این جا فقط فهرست کوتاهی از آن ها را می آوریم:

نزول باران و خیرات و برکات؛ اضافه شدن نیروی انسان؛ بهره مندی از رزق نیکو؛ هرکس صاحب هر فضلی باشد، خدا در طول عمرش او را به آن می رساند؛ هم و غم و غصه ها را برطرف کرده و انسان را از هر تنگنایی خارج می کند؛ رزق را فزونی می بخشد؛ مشکلات فردی و جمعی را برطرف می کند؛ استغفار حمام روح است و آینه روح و دل انسان را پاک می کند تا خداوند علوم الهی را در دلش قرار دهد؛ استغفار سبب فزونی رزق می شود و از آسمان وجود خودت، به زمین وجود خودت می ریزد و  بارش از آسمان خودت شروع می شود؛ استغفار موجب نزول فرشتگان وحی و الهامات الهی می شود و به انسان چیزهایی را الهام می کنند که با درس خواندن و تلاش کردن به دست نمی آید.

پس استغفار همه نوع رزقی را با خودش می آورد. قدرت، عزت، عظمت، شوکت، آبرو، مال، ثروت، هوش، حافظه، عقل، علم، معرفت، قرب به خدا. خداوند چقدر دوست دارد بنده ­ای را که استغفار دارد. چنین کسی محبوب خدا می شود. اصلاً رزقی نیست که نشود با استغفار زیادش کرد. هر چیزی که بخواهی، می توانی با استغفار به دست بیاوری.

حالا با این وصف، آیا استغفار یک شاه کلید نیست؟ استغفار با این همه منافع، آیا اسم اعظم نیست؟ برای همین است که حضرت می فرماید: «من تعجب می کنم از کسی که استغفار کردن برایش آماده باشد و «چه کنم، چه کنم» داشته باشد. یعنی باید معدن استغفار را بکَنی و گوهرهای عجیب را از آن استخراج کنی. هر چیزی بخواهی از این معدن در می آید. استغفار به انسان آرامش و قدرت می دهد و توکل، رضا و توفیق انسان را بالا می برد و سبب رسیدن رحمت خدا به خلق می شود.

ختم استغفار چیست؟

ختم استغفار مخصوص کسانی است که می خواهند «خرسنگ ها» و مشکلات از سر راهشان برداشته شود، هم و غم ها و غصه ­ها مثلا بدهکاری ها و شکست هایشان برطرف شود. بزرگان دین ختم استغفار دارند.

البته معمولاً این را خیلی علنی و عمومی نمی گویند. اما این یک دستورالعمل است برای ما که از آن استفاده کنیم. زیرا ختم استغفار از آن چیزهایی نیست که یاد بگیریم و برویم با آن نزد دیگران برای خودمان کلاس بگذاریم و به دیگران بگوییم.

 معمولاً ختم 30 هزار تا استغفرالله می گیرند در یک ماه. یعنی روزی 1000 تا. حالا اگر کسی موفق نشد در هر روز 1000 تا صلوات بفرستد یا هزار بار استغفار کند، می تواند در روزهای بعدی جبران کند. اما باید 30 هزار تا را در یک ماه تمام کند.
استغفار می تواند بسیاری از گره ­ها و مشکلات انسان را برطرف کند. یکی از ختوم بسیار مؤثر و قدرتمند همین ختم 30 هزار تا استغفرالله است.
«استغفار» گناهان، غم غصه و تنگناها را می زداید

در سوره هود آیه 52 حضرت نوح می گوید: «یا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ= ای قوم! در مقابل پروردگارتان استغفار کنید». «ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ= بعد از این که استغفار و عذرخواهی کردید، برگردید». یعنی گذشته را جبران کنید و از مسیری که اشتباه رفته اید، برگردید.

معصوم (علیه السلام) می فرماید: « فَرَحِمَ اللهُ اِمرِأً اِستَقبَلَ تَوبَتَهُ وَ اِستَقالَ خَطیئَتَهُ وَ بادَرَ مَنیَّتَه= خدا رحمت کند بنده­ ای را که به توبه روی بیاورد و آمرزش گناهش را از خداوند بخواهد». به این می گویند: «استقال». استقال یعنی خدایا از گناه من در گذر و رهایم کن.

بعد حضرت دلیل می آورد و به نقل از حضرت نوح می فرماید: «اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً= پروردگارتان را استغفار کنید که بسیار آمرزنده است.

یعنی هر خرسنگی بر سر راه شما هست و هرمشکلی که دارید، چه مشکلات جمعی و چه مشکلات فردی، اعم از مشکل مالی و اخلاقی و... استغفار همه مشکلات را برطرف می کند. ببینید خداوند چه قدرتی گذاشته است در استغفار.
نبی اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «مَن لَزِمَ الاِستِغفار جَعَلَ الله لَهُ مِن کُلِّ هَمٍّ فَرَجا= هرکس ملتزم استغفار شود، خداوند برای هر نوع هم و غمی که داشته باشد، برایش فرجی ایجاد می کند». این عمومی است. یعنی پیغمبر دارد مطلق می فرماید: هر کس که زیاد آمرزش بخواهد و ملازم استغفار باشد، برایش فرج حاصل می شود. می فرماید: «مَن لَزِمَ الاِستِغفار= هر کس ملازم استغفار باشد». یعنی این استغفرالله همیشه با او باشد، «جَعَلَ الله لَهُ مِن کُلِّ هَمٍّ فَرَجا= خدا برای هر همّی برای او فرجی حاصل می کند». یعنی انسان هر همّی و غمی که داشته باشد، خداوند برایش گشایش ایجاد خواهد کرد.  بعد می فرماید«وَ مِن کُلِّ ضیقٍ مَخرجا= در هر تنگنایی که قرار داشته باشد، خداوند یک راه خروج و فرار از آن تنگنا برایش قرار می دهد».
آن وقت آنجایی که ما بن­ بست و گیر و گرفتاری داریم و یک مشکل لا ینحلی به سراغمان آمده، یک مقدار مانده ایم که چه کار بکنیم، اول باید باور کنیم که با استغفار می توانیم مشکل را حل کنیم.

استغفار برای روح، مثل استحمام برای بدن است

همان گونه که بدن نیاز به استحمام دارد، روح نیز به استغفار نیاز دارد. همانطور که آلودگی های بدنی برای انسان بیماری ایجاد می کند، آلودگی های روحی نیز بیماری های روحی ایجاد می کند. بنابراین، همان طور که چرک بدن را می زداییم، باید چرک های روح را نیز بزداییم و آلودگی های روح را تخلیه کنیم.

کسی که دائماً در روز وقت و فرصتی را برای استغفار دارد و تمرکز و خلوتی برای استغفار دارد، مثل کسی است که در طول هفته، سه چهار بار حمام رفته و خیلی تمیز شده است.
پیامبر همین مثال را برای نماز می زند و می گوید اگر شما پنج بار در روز بروید در نهر، دیگر چیزی از عفونت و چرک باقی نمی ماند. اگر کسی ۵ بار نماز بخواند، روحش سبک است. اینطور نیست که چیزی از بدیها برایش مانده باشد و برای زمان مردن جمع شده باشد. خیلی سبک­بار است.
به این مثال توجه کنید: شما دارید با ماشین خود حرکت می کنید، بعد از مسافتی که می روید، گاه احتیاج هست شیشه پاک­ کن را روشن کنید، هرچند که  برف و باران نمی آید، اما آلودگی های دیگری آمده که باید آب بزنید به شیشه­ ی خودرو تا پاک شود. بدن شما هم همین طور است. گاهی صبح که می روید بیرون از خانه، تا شب که بر می گردید، احتیاج به استحمام دارید.
مثال دیگر: می گویند اگر کسی در روز 8 تا 10 لیوان آب نخورد، مریضی هایش زیاد می شود. شما در تهران وقتی دارید می روید، با ۲۰۰ درصد سرب یا بالاتر داری تنفس می کنید. دارید این سرب را می خورید و در بدن تان انواع آلودگیها وارد می شود. 8 لیوان 10 لیوان آب باعث می شود که انسان درون بدنش شسته بشود و کسانی که یبوست دارند، مریضی هایشان ماندگار نشود.
کسی که استحمام ندارد، بیمار می شود. کسی هم که استغفار ندارد، عفونتها و چرکهای روحی در در روحش جمع می شود و برایش گرفتاری هایی مثل کندذهنی و کودنی و کوردلی و خشکی چشم و قساوت قلب و هاری و ..... ایجاد می کند. پس روح انسان هم نیاز به استحمام دارد و آن استغفار است. گاهی باید لباس را زود به زود عوض کرد. روح هم همینطور است. یعنی نیاز دارد زود به زود با استغفار، استحمام کند.

اهمیت این استغفار وقتی بیشتر روشن می شود که ببینیم پیغمبر می گوید من حداقل 70 بار در روز استغفار می کنم. او که در اوج لطافت روح است، درمقابل آلودگی ها حساس تر است.
او که در روایت داریم بدنش آنقدر لطیف بوده که سایه نداشته است. یعنی از شدت نورانیت، سایه نداشته است. حالا ببینید بدن که اینطور است، حالا روحش چطور است؟

پیغمبر کسی است که قرآن درباره عظمت مقامش می گوید: «اگر تو استغفار کنی برای دیگران، من آنها را می بخشم و اگر تو در میان آنها باشی، من کسی را عذاب نمی کنم». اما همین پیغمبر می گوید من خودم حتماً نیاز دارم به استغفار. آن وقت ما خیلی پوست کلفت هستیم که وقتی نگاه می کنیم به گذشته خودمان با آن همه معصیت، در شبانه روز واقعاً یک استحمام چند دقیقه ­ای با آرامش نمی کنیم. بعد از نماز عصر یا شب قبل از خواب هیچ استغفار نمی کنیم. به خصوص شبها قبل از خواب، مثلاً بگوییم من یک تمرکزی بگیرم و ده دقیقه یک ربع بنشینم و استحمام بکنم و روحم را از آلودگی ها پاک کنم و از خدا به خاطر برخوردها، تماس ها، خیال ها و اندیشه­ ها و افکار و هوس ها، اعم از دیدنی ها، شنیدنی ها، خوردنی ها عذرخواهی بکنم. این پوست کلفتی روحی باعث می شود این عفونتها جمع بشود و در قالب مشکلات روحی خود را نشان دهد. بعد ما می گوییم چرا اینقدر سنگینم؟ چرا این قدر مشکلات دارم؟ می گوییم چرا در زندگی من اینقدر گره روی گره می خورد؟ چرا اینقدر سختی روی سختی می آید؟ چرا اینقدر ما کار هایمان عقب میافتد؟ چرا اینقدر شکست در آن هست؟ چرا اشک هایمان خشک شده؟ چرا دلهای مان تازگی ندارد؟ چرا حضور قلب در نماز نداریم؟ پاسخ این است که عفونتها جمع شده و انسانی که احتیاج به استحمام و استغفار داشته، به آن وقعی ننهاده و حالا گرفتاری های فوق را پیدا کرده است.

با استغفار می توان کسب علم نمود

این که معصوم (علیه السلام) می فرماید:«لیس العلم بکثرة التعلم، بل العلم نور یقذفه الله فی قلب من یرید= علم به زیادی تعلم و یادگیری نیست، بلکه علم نوری است که خداوند آن را در قلب هرکس که بخواهد قرار می دهد»، نشان می دهد که همیشه نمی توان با تلاش به علوم دست یافت. بلکه کارهایی مثل ذکر و یاد خداست که انسان را نزد خدا محبوب می کند و خدا هم به انسان علم می دهد.

آن ذکرهایی که گفتم در موقع جلسات امتحان بخوانید و یا قبل از درس بگویید این است که 67 بار «یا سلطان» بگویید. یا 67 بار بگویید:«یا محیط».  در سر جلسه هم 18 مرتبه «یا حی» می گویید که آن چه یاد گرفته اید، برایتان زنده بشود. وقتی شما می گویید یا سلطان! یعنی خدایا! به من تسلط بده! سلطه و قدرت. وقتی میگویید «یا محیط» یعنی خدایا! احاطه بده. این یک جور کمک گرفتن است. تو می گویی خدایا من به اسم سلطان و به اسم محیط تو توسل کردم. خدا هم احاطه­ و تسلطش را می دهد.

 استغفار یک کار ریشه ­ای­ تر است. استغفار یعنی خدایا! من همه آن علومی را که خوانده ام، در سینه­ ام هست و معارف راه جویی ها را دارم، اما با استغفار، آینه صاف و پاک می شود تا حقیقت در آن بیافتد.
استغفار به معنی  کَندن معدن است. معدن را داری. فقط باید استخراجش بکنی. معنی استغفار خیلی بلند است. یعنی من همه علوم را دارم. چون من جلوه و مظهر خدا هستم، همه ی علوم و اسماء و صفات را خدا در من دمیده است. «نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی= از روح خودم در او دمیدم»، به همین معنی است.
کسانی که روح را می شناسند، می فهمند که «از روح خودم در انسان دمیدم» یعنی چه.  روح «اول ما خلق الله=اولین چیزی که خدا خلق کرد» است. روح همان حقیقت محمدیه است. روح بزرگترین مخلوق خداست. بعد از خدا هیچ مخلوقی به اندازه او بزرگ نیست. کاملترین و مقربترین مخلوق خدا اسمش روح است. همان که معصوم (علیه السلام) فرمود: «اَوَّلُ ما خَلَقَ الله نُوری= اولین چیزی که خدا خلق کرد، نور من بود». همان نور پیامبر و همان حقیقت محمدیه. این در من هست، همان طور که در پیغمبر بود. استغفار یعنی من آینه را پاک می کنم تا آن علوم بالا بیاید.
برای همین است که شما می بینید خیلی از افراد هستند که خیلی مطالعه ندارند و خیلی درس نخوانده اند. اینطور نیست که دهها سال پای درس یک استاد بنشینند و این درس و آن درس را بخوانند. اما چون آینه دل را پاک کرده اند، علوم برایشان بالا آمده است.
گاهی می بینید که دو نفر با هم درس و رشد معنوی را شروع کرده اند. اما بعد از ۱۰ سال، یکی از آنها می بیند آن دیگری که همراهش بوده، آنقدر اوج گرفته که این که همراهش بوده، اصلاً به پایش نمی رسد. این یکی یک حرفها و یک برداشتها و یک بینش ها و بصیرت ها، نورانیت ها و معارفی در سینه دارد که در کتابها شما گیر نمی آورید.
نمی توانی بروی از داخل یک کتاب برداری و بگویی در اینجا این را استاد گفته. نه اصلاً این طور نیست. چرا؟ چرا این همه رشد باورنکردنی کرده؟ چون کَندن را یاد گرفته؛ استخراج را بلد است؛ استمداد از خدا را یاد گرفته است. اسم «یا علیم» را دارد. اگر یادتان باشد در اردو ذکر یا علیم را دادیم و گفتیم شما هر روز صبح 150 بار بگو«یا علیم».
یا علیم یعنی چه؟ یعنی من از تو می خواهم. اما وقتی استغفار می کنی، از خودت و از درونت علم را بیرون می کشی. یعنی می گویی خدایا من که همه را در اینجا دارم، فقط موانع و دلبستگی ها، وابستگی ها، شهوت ها، عادت ها، تعصب ها و حب و بغض های بیهوده کورم کرده است.
استغفار مسیر علم را باز می کند و موجب می شود که علم از درون خودت بجوشد. وقتی می گوییم«یَزیدُ فِی الرِزق سَبَباً لِدُرورِ الرِزق» یعنی استغفار سبب فزونی رزق می شود و از آسمان وجود خودت به زمین وجود خودت می ریزد و  بارش از آسمان خودت شروع می شود.
وقتی از چنین افرادی که به این کمالات رسیده اند با تعجب می پرسند این علوم را کجا آورده ای؟ می گویند این را جایی ندیده ام. ولی همین طور نشسته بودم، یک دفعه این برایم نازل شد. از کجا نازل شد؟ از استغفار.

بنابراین، باید بدانیم که وحی و نزولات الهی بینهایت و برای همیشه ادامه دارد. یک وحی کامل داریم که بر پیغمبر نازل می شود و درب آن بسته شده است. اما وحی های دیگر هم داریم. مثلا قرآن می گوید ما برای زنبور هم وحی می فرستیم. بنابراین، آن وحی که فرشته ­ها برای انسان می آورند، ادامه دارد. در خانه نشسته ای، یک دفعه فرشته چیزی را می آورد و می گذارد در کف دستت. می آورد در قلبت وارد می کند. سپس تعجب می کنی که من چرا به این توجه نداشتم؟ عجب!

دفع بلایا با استغفار
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «اِدفَعوا اَبوابَ البَلاءِ بِالاِستِغفار= درهای بلا را با استغفار کردن به روی خود ببندید». یعنی بلاها و خطراتی که در زندگی تهدیدتان می کند، یا اگر بلاهایی دارد می آید یا آمده، با استغفار آنها را برطرف کنید.
در دعای کمیل داریم: «َللّهُمَّ اِغفِرلیَ الذُنُوبَ الَّتی تُنزِلُ البَلاء=خدایا! گناهانی که بلا را نازل می کند ببخش». یک سلسله از گناهان هست که بلا جذب می کند. مشکلات اقتصادی، مالی، خانوادگی و مشکلات فکری، روحی، روانی، مثل غم و غصه که اضطراب برای انسان می آورد. پریشانی و کم ­حافظگی و عدم تمرکز و از دست رفتن رشته امور در زندگی.

این بلاهایی که آمده. برای چه آمده؟ برای غفلتها و گناهان. حالا استغفار چه کاری می کند؟ استغفار تو را بر می گرداند به آن حالت قبل. برای همین است که می فرماید:«اِدفَعوا اَبوابَ البَلاء= درهای بلا را ببندید».
نمی گوید بلاها را دفع کنید. می گوید درهای بلا را که ابواب مختلفی از بلا بر سر انسان می آورد، ببند. بدینسان انواع بلاها را با استغفار دفع کنید. این بصیرت و معرفت می خواهد که انسان بنشیند در طول شبانه روز که برای همه مساوی است، دقائقی را به محاسبه اعمالش بپردازد و بگوید خدایا من امروز یک جا زیاده­ روی کردم؛ یک زودرنجی داشتم؛ اینجا یک ذره عصبانی بودم؛ اینجا حسادت به دلم آمد؛ اینجا فلان چیز شد و دلم قلقلک آمد؛ اینجا این چیز را نباید نگاه می کردم؛ اینجا این چیز را شنیدم؛ فلان جا غیبت شد و شنیدم؛ فلان جا حرف لغو زده شد و شنیدم؛ اینجا خیال باطل کردم؛ اینجا یک لقمه مشکوک خوردم؛ همه اینها را که یک دفعه جمع  کنی، می بینی خیلی شد. من همینطور داشتم می شمردم که امروز چه کار کردم، یک دفعه دیدم یک حجم زیادی شده است. مثل آن  موضوع که پیامبر اصحابش را برد در بیابان  وگفت هیزم جمع کنید. گفتند یا رسول الله اینجا که چوبی نیست. فرمود حالا تلاشتان را بکنید. اصحاب گشتند و هر کس یک تکه چوبی برداشت و آورد. از تکه چوب هایی که ذره ذره جمع کرده بودند، مقدار زیادی چوب جمع شد. در همین جایی که به نظر می رسید هیچ هیزمی پیدا نمی شود، همین ذره ذره ها را که جمع کردند، دیدند که خیلی زیاد شد. پیامبر فرمود: گناهان همینطوری جمع می شود.

من یک ذره فکر بکنم الان شب جمعه است؛ فکر بکنم از صبح که از خواب بلند شدم، چند تا نگاه غلط داشتم. این نگاه های غلط، حسادتها و تحریکات عصبی ام و خیالات و عصبانیت ها و زودرنجی ها را جمع بکنم و ببینم چند تا شد. وقتی با همه اینها می خواهی بروی سر سجاده بایستی، می بینی نمی شود. می بینی اصلاً هیچ حس معنوی در نماز نداری. می خواهی با آن آلودگی ها نماز شب بخوانی، می بینی نمی شود. می خواهی صبح بلند بشوی نماز اول وقت بخوانی، حسش نمی آید.
می بینی اصلاً نمی توانی از جایت بلند شوی. چون اعمال دیروز، سنگینت کرده. دیشب سنگین شده ای و حالا صبح که می خواهی از جا بلند بشوی، ساعت هم می گذاری، زنگ هم میزند، اما نمی توانی بلند بشوی. می خواهی 50 تا آیه قرآن بخوانی، اما می بینی حس نداری. بی حال و بی­حس و تنبلی.
درس می خواهی بخوانی، می بینی نمی توانی. هر چه می آیی درس بخوانی، می گویی تمرکز ندارم.  فکر میکنی که دَم امتحان کنکور است و باید درس بخوانم، ولی اینقدر سنگین کردی این روح را که ذهن باز نیست؛ تپیده و له شده و اصلاً حس درس خواندن را نداری.
با خود می گویی اگردرس نخوانم، رد می شوم. اما می بینی اصلاً نمی توانی حرکت کنی. وقتی می روی کتاب را باز می کنی، چیزی نمی فهمی. نمی دانی چرا هر چه فکر می کنی درس را نمی فهمی؛ هر چه استاد سر کلاس می گوید درک نمی کنی. یک سال و دو سال رفتی، ولی هیچ تغییری ایجاد نشده است. بعضی افراد می گویند در دشمن ­شناسی کار کردم، ولی کنترل فکر ندارم. در غضب کار کردم، اما هنوز عصبانی هستم. در حلم کار کردم، اما اصلاً جان ندارم که خودم را کنترل کنم. در موضوع «خیال و کینه و...» کار کردم، اما نمی توانم دل­ چرکین نباشم. در «یاد خدا» کار کردم، اما نمی توانم یاد خدا باشم. چرا اینطور شده؟ چون عفونتهای زیادی در روح جمع شده است.
یک مثال دیگر: چرا لوله شیر آب ما خوب آب نمی دهد؟ لوله ­کش می آید و لوله را باز می کند، می بینی مقدار زیادی آشغال در این لوله بوده که جلو عبور آب را گرفته بود و شما اینها را نمی دیدید. این همه آشغال جمع شده بود و جلوی عبور آب را گرفته بود. اما وقتی آشغالها را درآوردند، می بینی که چقدر خوب آب راه می افتد. این همان محاسبه ی نفس است. انسان اگر محاسبه نفس کند و خود را بررسی کند و موانع و عفونت های روحش را برطرف کند، روحش سبک شده و دریافتی های خوبی خواهد داشت.
همین امشب خوب است آدم فکر بکند و از خود بپرسد «من امروز چند بار فکر و خیال و شنیدنها و خوردن ها و تکبرها و شکهای ناروا داشتم؟ بعضی از این فکرهای نا درست، گاهی برای انسان ارتداد می آورد.
می گوید آقا من یک دفعه به امام حسین و خدا شک کردم. چند بار در ذهنم به خدا گیر دادم و چند بار شل شدم. این ها را وقتی انسان جمع کند و مشکلش را حل نکند ممکن است دچار تردید در اساس دین شود و مرتد شود. اگر کسی با این عفونت ها بخوابد و با آنها زندگی کند، دچار سنگینی روح شده و گاهی کار به جاهای خطرناک می رسد. چنین کسی گاهی می گوید: آقا من اخلاقم خیلی خوب است. من معمولا ناراحت و عصبانی نمی شوم. اما نمی دانم چرا وقتی رفتم به خانه، دیدم که حالم اینقدر بد بود که به خاطر کوچکترین حادثه، بر سر زنم  و بچه­ ام داد زدم. اصلاً نتوانستم جلوی خودم را بگیرم.
به چنین کسی باید گفت: عزیزم! تو مقدار زیادی عفونت را به خانه بردی، بعد هم می خواهی دستگاه روحت هم درست عمل بکند؟ این سیستم درست عمل نمی کند. چون با مجموعه ارتباطاتت آلودگی جمع کرده ای و حالا برداشتی آوردی به خانه. خوب طبیعی است که با اعضای خانواده دچار مشکل بشوی.

مردها بیرون می روند و ممکن است یک عالم ارتباطات آلوده گیرشان بیاید. یک خانم خانه ­دار هم یک دفعه می نشیند صد تا فکر بیهوده می کند. همین خیال های بیهوده، سوءظن ها، بدبینی ها، بدجنسی ها، دعواها و درگیری های خیالی با مادرشوهر با جاری، رقابت در مسابقه با آنها که مبادا از من جلو بزنند. من چه کار بکنم از آنها جلو بزنم و....اینها جمع می شود و عفونت تشکیل می دهد.

شما فکر می کنید گناه کردن چطوری است؟ شما وقتی دارید تلویزیون نگاه می کنید یک چیزهایی هست که اصلاً نباید آدم نگاه بکند. اگر نگاه کردید، آثار منفی آن را هم خواهید دید. انسان نگاه می کند و خوشش می آید. لذتهای حرام دارد که مخفی است. حتی سکس مخفی دارد. دارید فیلم سینمایی نگاه می کنید، اما سکس مخفی هم دارد؛ کسی دارد زبان خارجی می خواند، سکس مخفی هم دارد. در ظاهر اصلاً چیزی هم نیست، اما در آن سکس مخفی هست.
در همین فیلمها و گفتگوها و به قول خودشان دیالوگ ها، سکس مخفی وجود دارد. کسی که در ۵ سریال، صد تا نامحرم را دیده، ۴ تا خیال هم کرده، از ارتباطات آنها چند جور خیال در ذهنش ایجاد شده و عفونتها جمع شده، دیگر روحش سبک نیست.

استغفار سلاح است

خیلی از ضعف ها و سستی ها و کژی ها و گرفتاری ها را استغفار برطرف می کند. هیچ چیز بدی نیست که استغفار نتواند خردش بکند و آن را از بین ببرد. مانعی وجود ندارد که استغفار نتواند آن را برطرف کند. عجب سلاح قدرتمند و مبارکی است. در جنگها افراد می روند سنگر می گیرند که تیر به آنها نخورد. گاهی یک دیوار کوچک یا یک تخته که پیدا بکنند در پشت آن پنهان می شوند که تیر به آنها نخورد. اما الان یک سلاح هست که تازه به بازار فروش سلاح آمده و من آن را دیده ام. وقتی که آن را می گیری به سمت دشمن، مثلا بتون را نشان می دهد و دشمن آنطرف بتون است. نیازی نیست که دشمن را با چشم ببینی، زیرا حساسیت گرمایی برای این سلاح کافیست. به راحتی نشان می دهد که در آن طرف کسی دارد راه می رود. می توانی بزنی و بتون را سوراخ کنی و دشمن را در آنطرف بتون متلاشی کنی. یعنی آنطرف بتون و دیوار را دارد می بیند. یعنی دیگر سنگر نمی توانی بگیری. بروی گونی پر از ماسه بگذاری و در پشت آن پنهان شوی. اصلاً کاری با این چیزها ندارد. وقتی که کسی این سلاح را می گیرد به سمت دشمن، این سلاح تمام حرارت بدن دشمن را قشنگ نشان می دهد.
استغفار اینطوری است. استغفار مشکلی نیست که نتواند برطرف بکند. استغفار مثل یک سلاح است. هر چقدر دقیقتر و با توجه تر استغفار کنیم، سلاح استغفار قدرتمندتر شده و موانع بیشتری را می تواند از سر راه بردارد. اگر استغفار سطحی باشد، موانع سطحی را می تواند برطرف بکند. بنابراین، هر چقدر ما روی استغفار کار بکنیم، قدرت و سرعتمان در همه جهات زیادتر می شود.

 

استغفار چگونه رزق قوه ی «خیال» را تامین می کند؟

کاربر (کاربر مهمان)

سلام علکیم تشکر از مطلب بسیار مفید و آموزنده و خداقوت به استاد شجاعی عزیز و طلب رزق معنوی برای ایشان و ارزوی سلامتی و طول عمر بابرکت برای ایشان وهمه دست اندرکارن مجموعه. میخواستم درخواست کنم یک ختم استغفار مجرب استا شجاعی بهمون معرفی کنن. با تشکر

نظری داده نشده

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed