www.montazer.ir
امروز: پنجشنبه 24 آبان 1397 | ساعت : 02:09:40 | نسخه آزمایشی
شناسه خبر: 8848
22 بهمن 1396
داستان حضرت موسی و مصداق های آن در آخرالزمان

حجت الاسلام حیدری کاشانی

داستان حضرت موسی و مصداق های آن در آخرالزمان

حال می پردازیم به داستان حضرت موسی کلیم الله و آنچه که در امت موسوی اتفاق افتاد.

خطاب آمد:« اذهب الی فرعون انه طغی»؛ معنا، حقیقت و نورانیت همین خطاب در لحظه‌ی ظهور، خطاب به امام زمان مان ارواحنا فداه خواهد بود. برو به سوی فرعون زمان، قدرت طغیانگر شیطانی زمانه، او طغیان کرده است.

این است که در دعای ندبه می خوانیم: « أین هادم ابنیة الشرک و النفاق= کجاست آن آقایی که بیاید و بنیان های شرک و نفاق را در هم بشکند؟ بیاید و برج و باروی فرعون زمان را نابود کند». حالا آیا ما آمادگی همراهی با امام زمان، در دست به گریبانی با فرعون زمان مان را داریم یا نه؟ این است که از این منظر، انتظار از یک حالت منفعلانه خارج می‌شود. شهید مطهری رضوان الله تعالی علیه می‌فرماید ما دو نوع انتظار داریم: انتظار فعال و انتظار منفعل. بعد می فرماید: اکثریت انتظار ها در طول زمان غیبت، انتظار منفعل بوده. فقط نشستم و گفتم خدا کند که بیایی. همه چیز را می خواهیم با دعا حل کنیم. انتظار باید فعال، متعهد، سازنده، پرتکاپو و دست به گریبان شدن با دشمنان اصلی امام زمان ارواحنا فداه باشد.

حضرت موسی کلیم الله وارد مصر شد. از این لحظه به بعد شما شگفتی های عجیب و غریب می بینید. ریزش های عجیب و غریب. در یک روایت می فرمایند: وقتی امام زمان ارواحنا فداه ظهور می کنند، کسانی از امر ولایت او خارج می شوند که گمان می رفت بهترین یاوران او باشند و کسانی وارد امر ولایت او می شوند که اینها دین و آیین شان مانند ماه پرستان و خورشید پرستان بود.

در زمان ما مصداق ماه پرست ها، ماهواره پرست هاست. آنهایی که تمام منش شان و گرایش شان را از ماهواره ها می گیرند. یک مرتبه می بینی بر می‌گردد می شود از مریدان امام زمان. بعد کسانی که ممکن است یک عمر شعار انتظار را دادند، بخاطر اینکه باطن شان را نورانی نکردند، یک مرتبه می بُرند. حالا شما ببینید ریزش ها و رویش های امت موسوی، مصداق بسیار شگفت و عبرت آموزی است برای ما.

حضرت موسی آمد سراغ فرعون و معجزات را نشان داد. فرعون با زیرکی گفت: این ها سحر و ساحری است و من ساحرانی برتر از تو دارم. تمام بزرگان امت اعم از سبطیان و قبطیان و عموم مردم در روزی که تعیین شده بود آمدند. یک طرف حضرت موسی کلیم الله یک تنه، یک طرف هم تمام فرعون و هامان و ساحران فرعون به میدان آمدند. همان ساحرانی که برای شکست دادن نبی خدا امید اول فرعون اند. نخستین رویش های امت موسوی می شوند. خیلی جای شگفتی است کسانی که یک عمر را در کفر و بی دینی و دوری از معارف الهی طی کردند، یک مرتبه، در لحظه ای و به سرعت به جایی می رسند که در مقابل فرعونی که آن ها را تهدید می کند که دست و پای شما را از خلاف قطع خواهم کرد و بر نخل هایی در نخلستان دور دست که احدی به شما دسترسی نداشته باشد، بدنتان را می بندم که دچار یک مرگ زجر آور تدریجی در غربت و تنهایی شوید، این ها به چه صلابت ایمانی رسیدند و چه تحول ایمانی و عرفانی در وجودشان اتفاق افتاده که با دیدن جمال نبی خدا و حجت خدا، به فرعون می گویند: هر کاری که از دستت بر می آید، بکن. این برای حیات دنیایی ما خواهد بود و تو پر پرواز ما را به سوی ابدیت، به سوی آخرت و لقاءالله باز می کنی.

خداوند رحمان کلامی را منسوب می کند به ساحران فرعون که گمان می کنی این ها عارفان و زاهدان صدساله هستند. تا ساعتی پیش طلایه داران و امید اول فرعون بودند. نخستین رویش ها را در چهره پاک ساحران فرعون می بینی که چگونه در معیت نبی خدا عاقبت بخیر می شوند. رمز عاقبت بخیری ایشان، رابطه ی قلبی است که با نبی خدا برقرار می کند. آنها به فیض شهود و شهادت در معیت نبی خدا نائل می شوند و از اولین شهیدان امت موسوی هستند.

بعد از آن فرعون جلسه‌ای تشکیل می‌دهد و حکم کشتن حضرت موسی را می دهد. اینجا شخصیتی مانند مؤمن آل فرعون، جناب «حزقیل» پسرعموی فرعون است. این رویش دوم در امت موسوی، جناب حزقیل است. خداوند متعال در سوره غافر، 15 آیه اختصاص داده به حزقیل، بدون این که نام حزقیل و مومن آل فرعون را بیاورد. او این افتخار را پیدا کرده یک حضور پانزده آیه ای در قرآن دارد. افتخار بعدی رویش های بعدی امت موسوی از خانواده ی او هستند. همسر او به نام «صبانه ماشطه» و چهار فرزند او. چند روز بعد به شهادت می رسند. بعد امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: «جناب حزقیل و همسر او «صبانه»، جزء رجعتیون هستند. یعنی رجعت خواهند کرد و در رکاب امام عصر ارواحنا فداه خواهند بود. آنها نمره ی مهدی یاوری خودشان را پیشاپیش گرفتند.

وقتی حکم به قتل حضرت موسی کلیم الله می شود، مومن آل فرعون که پسرعمو و خزانه دار فرعون و شخصیت دوم امپراطوری مصر و تاج و تخت و جبروت فرعون است و تمام کلیدهای خزانه های فرعون دست اوست. بعد از «هامان»، شخصیت حزقیل است که یک مرتبه به حمایت از نبی خدا می آید و می گوید: «آیا می خواهی موسی را بکشی به  جرم این که پیامی را از جانب خداوند و خالق ما آورده؟» نهایت این است که او را قبول نمی کنی. اما حکم به کشتن و اعدام او برای چه؟ او از زوایای مختلف خودش را سپر بلای نبی خدا قرار می دهد. همین باعث می شود که فرعون، هامان و بزرگان فرعونیان خیلی شگفت زده می شوند. همین فرصتی می شود تا نبی خدا جان سالم به در ببرد. در حقیقت جناب حزقیل فدایی حضرت موسی کلیم الله می شود. اما در آخر کار که استدلال او را نمی پذیرند حکم به قتل او می دهند. یک شهادت مظلومانه برای او رقم می خورد. همسر او «صبانه ماشطه» داغدار شوهرش می شود. «ماشطه» یعنی آرایشگر. او آرایشگر همسران و دختران فرعون بوده. چون فرعون پسردار نمی شد. بخاطر همین، وقتی که صندوق را از نیل گرفتند و خداوند تبارک و تعالی محبتی از جناب موسی به قلب آسیه انداخت. آسیه به فرعون گفت: ما که پسردار نمی شویم، پس او را به فرزندی قبول کنیم.

نظری داده نشده

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed