www.montazer.ir
امروز: جمعه 22 آذر 1398 | ساعت : 06:45:49 | نسخه آزمایشی
شناسه مطلب: 9844
زمان انتشار: 6 آذر 1398
حضرت عبدالعظیم الحسنی، آبروی ری

حضرت عبدالعظیم الحسنی، آبروی ری

حضرت عبدالعظیم حسنی قدس سره از مشهورترین امامزادگان مدفون در ایران است؛ زاده پنجشنبه چهارم ربیع ‏الثانی 173 و درگذشته جمعه پانزدهم شوال 235، پس از 79 سال و اندی زندگی سراسر بندگی و پرهیزگاری.

مقام معظم رهبری در سخنی جالب، او را «آبروی ری» می‌خوانند و می‏‌فرمایند: «ری مرکز بسیار مهمّی از لحاظ علمی و فرهنگی در تاریخ ماست و سرسلسله بزرگان هم ـ جناب عبدالعظیم ـ با اینکه اهل ری نیست، اما حقّاً و انصافاً به ری و تاریخ ری آبرو داد و حقّ عظیمی به گردن همه‌ تهرانی‏ها و اهل ری دارد». (سخنان مقام معظم رهبری، 12 خرداد 1382)

زندگی نامه حضرت عبدالعظیم علیه السلام

حضرت عبدالعظیم علیه السلام، فرزند عبداللّه بن علی، از نوادگان امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) بود که نسبتش با چهار واسطه به آن حضرت می رسید. عبدالعظیم، از دانشمندان شیعه و از راویان حدیث ائمه ی معصومین (علیه‌السلام) و نیز از چهره های بسیار محبوب و مورد اعتماد، نزد اهل بیت عصمت و طهارت (علیه‌السلام) به شمار می رفت. دوران وی، گر چه عصر حاکمیت عباسیان و ایجاد خفقان و سخت گیری نسبت به شیعیان بوده است، ولی مدافعان دین و حافظان مکتب که روایات امامان را ثبت و نقل می کردند، نقش عمده ای در پاسداری و صیانت از فرهنگ والای اهل بیت (علیه‌السلام) داشتند و این بزرگوار نیز یکی از سنگربانان عقیده ی تابناک تشیع محسوب می شودکه درحفظ و انتشار سخنان ائمه ی اطهار، سخت کوشا بود و ستایش های فراوان ائمه (علیه‌السلام) از وی نشان دهنده ی شخصیت والای علمی و معنوی وی می باشد.

ادب نسبت به ساحت ائمه (علیه‌السلام)

«شیخ محمّد شریف رازی» در کتاب خود، پیرامون ادب حضرت عبدالعظیم نسبت به ساحت ائمه ی معصومین (علیه‌السلام) چنین می نویسد: «رفتار و عادت کریمانه ی حضرت عبدالعظیم (علیه‌السلام) این بود که هر وقت وارد مجلس حضرت امام جواد (علیه‌السلام) یا امام هادی (علیه‌السلام) می شد، با کمال ادب و خضوع و غایت حیا و تواضع، در حالی که دست های خود را از ردا بیرون آورده بود، با کمال ادب به محضر آن امامان سلام عرض می کرد و امام پس از جواب سلام، او را نزدیک خود می خواند و در کنار خویش می نشاند؛ به حدّی که زانوی مبارکش به زانوی مقدّس امام می چسبید و امام، کاملا از احوال او سؤال می کرد که این موجب حسرت و غبطه ی دیگران می شد.»

محمّد شریف رازی در ادامه می نویسد: یکی از جنبه های احترام و تعظیم های امام جواد (علیه‌السلام) و امام هادی (علیه‌السلام) به جناب عبدالعظیم حسنی این بود که هیچ وقت اورا به نام نمی خواندند و پیوسته حضرتش را با کنیه اش - که «ابوالقاسم» بود- خطاب می نمودند و علمای ادب می گویند که کنیه برای تعظیم و تکریم و احترام، وضع شده است؛(2) لذا به خوبی فهمیده می شود که حضرات ائمه ی معصومین (علیه‌السلام) تا چه حدّی برای جناب عبدالعظیم، احترام قائل بوده اند و اینها چیزی جز این نیست که تقوا، ورع و علم توأم با عمل عبدالعظیم، باعث شده است که محبوبیت خاصی نزد امامان معصوم بیابد.»

حضرت عبدالعظیم علیه السلام، جرعه نوش اقیانوس امامت

از هوشمندی های حضرت عبدالعظیم حسنی، این بود که در آن شرایط که به لحاظ خفقان سیاسی، امکان ارتباط با ائمه و سیراب شدن از زلال معارفشان دشوار، و بازار عقاید و نحله ها و گرایش ها و تفسیر و تأویل های مختلف از قرآن و دین و اعتقادات نیز گرم بود، در فرصتی مناسب که به محضر امام هادی(علیه‌السلام) رسید، عقاید خود را بر آن حضرت عرضه داشت و از آن حضرت بر درستی معتقداتش تاییدیه گرفت. این برای همه درس بزرگ است تا معارف دین را از بستر های مناسب و کانال های مطمئن و اشخاص مورد اطمینان و سالم فرا بگیرند، تا هم به بیراهه و ضلالت نیفتند، هم در افکار و عقاید شان حجت داشته باشند.

عبدالعظیم حسنی در آن دیدار، از محضر امام اجازه خواست که عقاید خود را بیان کند، تا اگر جایی به خطا می رود، امام تصحیح کند. با اینکه حضرت عبدالعظیم، خود از بزرگان شیعه و راویان و عالمان اهل بیت بود، امّا با این عمل درسی به ما داد که هر کس در هر رتبه و موقعیتی باشد، نباید مغرور گردد و پیوسته باید خود را با میزان، موزون کند و تابع حجت باشد.

علت هجرت از مدینه به ری

با ظلم و خفقانی که در زمان امام جواد و امام هادی(علیه‌السلام) وجود داشت و این امامان معصوم(علیه‌السلام) دستگیر و تبعید می شدند، سادات و پیروان اهل بیت: زیر شکنجه های بنی عباس، مظلومانه جان می سپردند و از ظلم و تجاوز دژخیمان عباسی مصونیت نداشتند. حتی وقتی متوکل عباسی از ملاقات حضرت عبدالعظیم(علیه‌السلام) با امام هادی(علیه‌السلام) ـ که در سامرا بودند ـ با خبر می شود و این ملاقات ها و انتقال پیام اهل بیت: به جامعه و مجاهدان ظلم ستیز را برای حاکمیت چند روزه‌ی خود خطرناک می بیند، دستور دستگیری و قتل حضرت عبدالعظیم(علیه‌السلام) را صادر می کند. ایشان نیز، هجرت از چنگال ظلم را بر ماندن در مدینه ترجیح می دهد و به منظور نشر معارف ناب اسلامی، وطن خود را ترک و در شهرهای مختلف به طور مخفیانه زندگی می کند تا به شهر ری می رسد و در خانه یکی از مؤمنان ساکن و به عبادت پروردگار مشغول می شود.[1]

با توجه به شرایط نامناسب شهرهای اسلامی در حجاز و تحت تعقیب بودن از سوی حاکمان جور، حضرت عبدالعظیم(علیه‌السلام) به شهر ری مهاجرت کرد. در سال 64 قمری، بعد از مرگ یزیدبن معاویه، در شهرهای حجاز و عراق، حرکت های ضد اموی و انتقام جویانه به حمایت از اهل بیت: شروع شد و از جمله شهرهایی که به عنوان مخالفت با بنی امیه از خود قیامی نشان داد، ری بود. به نظر می رسد با توجه به این زمینه مساعد انقلابی و نیاز آنان به هدایت بود که حضرت عبدالعظیم(علیه‌السلام) برای پرورش این غنچه های ناشکفته و تقویت استعدادهای پاک اسلامی، این شهر را به عنوان یک پایگاه تبلیغ و مبارزه، برای سکونت و فعالیت خود انتخاب کرد. بنا به نظر برخی از علما، هجرت حضرت عبدالعظیم(علیه‌السلام) به شهر ری، به دستور امام هادی(علیه‌السلام) بوده است. [2]

پی نوشت:

[1]. صادقی اردستانی، احمد، زندگانی حضرت عبدالعظیم(ع) ص 66 .

[2]. همان، ص 60 .

نظری داده نشده

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed