www.montazer.ir
امروز: شنبه 31 شهريور 1397 | ساعت : 00:42:48 | نسخه آزمایشی
شناسه خبر: 8737
13 دى 1396
تسلی و دل آرام کردن خدا در مصائب، زهد در دنیاست

زهد؛ جلسه 10 ؛ 96/09/04

تسلی و دل آرام کردن خدا در مصائب، زهد در دنیاست

انسان با یک سلسله از دوست داشتن‌ها و نیز با یک سلسله از تنفرها  اوج می‌گیرد و نقطه مقابل با یک سلسله از دوست داشتن ها و با یک سلسله از تنفرها سقوط می‌کند. همچنین با یک سلسله از شادی‌ها اوج می‌گیرد. لازم نیست عملی انجام بدهد. اگر عملش هم کم باشد، قلب خوب کار می‌کند و با یک سلسله از غصه‌ها اوج می‌گیرد و جلو می افتد.

در حدیث معراج توصیه‌هایی که خداوند تبارک و تعالی به نبی اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمودند، این بود: «یا أحْمَدُ! إنْ أحْبَبْتَ أنْ تَكُونَ أوْرَعَ النّاسِ فَازْهَدْ فِی الدُّنْیا= اى احمد! اگر دوست دارى كه پارساترین مردمان باشى، نسبت به دنیا زهد پیشه كن».

زهد در دو جمله قرآن خلاصه شده است: «متاسف نشوید برآن چه از شما فوت می‌‏شود و شاد نگردید بر آن چه به شما می‌‏دهند». یعنی اگر نعمتی به شما رسید، مست نعمت نشوید و به خاطر نعمتی که به دست آوردید، از دستورات الهی غفلت نکنید. اگر چیزی هم از دست می‌دهید، غصه نخورید.

ما به علت دلبستگی‌های «جمادی، گیاهی و حیوانی» که داریم، خیلی از بحث زهد خوش‌مان نمی‌آید. درحالی که زهد، تضمین کننده شادی و آرامش انسان است و راه انسان را به سوی غیب و آسمان باز می‌کند.

امام صادق(علیه‌السلام) از قول نبی اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) می‌فرماید: «مَنْ لَمْ یَتَعَزَّ بِعَزَاءِ اللَّهِ تَقَطَّعَتْ نَفْسُهُ حَسَرَاتٍ عَلَى الدُّنْیَا وَ مَنْ أَتْبَعَ بَصَرَهُ مَا فِى أَیْدِى النَّاسِ كَثُرَ هَمُّهُ وَلَمْ یَشْفِ غَیْظَهُ وَ مَنْ لَمْ یَرَ لِلَّهِ عَزَّوَجَلَّ عَلَیْهِ نِعْمَةً إِلَّا فِى مَطْعَمٍ أَوْ مَشْرَبٍ أَوْ مَلْبَسٍ فَقَدْ قَصَرَ عَمَلُهُ وَ دَنَا عَذَابُهُ= هر كس با تسلیت و دلجوئى خداوند آرامش نگیرد، نفسش از حسرت‌هاى پى در پى بند آید؛ و هر كس چشم به دنبال آنچه در دست مردمان است بیندازد، اندوهش فراوان گردد و سوز دلش درمان نپذیرد؛ و هر كس جز در خوردن و یا نوشیدن یا جامه پوشیدن براى خداى عزوجل در خودش نعمتى نبیند، به طور تحقیق (چنین كسى) كردارش كم و كوتاه و عذابش نزدیك است».

این روایت ما را به عالمی بسیار نورانی، دوست داشتنی و شیرین دعوت می‌کند. کلمه «عزی» یعنی کاری انجام دهیم که موجب تسکین ما در برابر مصیبت‌ها شود. هر کس که به دلداری خدا آرامش پیدا نکند، اندوه فراوان به سراغش می‌آید.

انسان در این دنیا که زندگی می‌کند، به خاطر خودسازی، بزرگ‌شدن شخصیتش و خیلی چیزهای دیگر مورد امتحان الهی قرار می‌گیرد. چیزهایی به او داده می‌شود و چیزهایی هم داده نمی‌شود یا گاهی هم از او گرفته می شود. حتی چیزهای خوبی هم که داده می‌شود، می‌تواند برای او دردسرساز باشد. مثل همسر، فرزند، پول و ثروت. این روند دنیاست. تنها برای شما هم نیست. خداوند برای اینکه ما را آرام کند، می‌گوید هر مشکلی که برایتان پیش می‌آید، برای کفار هم پیش آمده. اگر جنگ و اسارت بوده، آن‌ها هم داشتند. این‌طور نیست که فقط ما مسلمان‌ها مشکل داشته باشیم. اینها برای همه انسان‌ها وجود دارد. ولی اگر صبر کنید و غر و نق نزنید دو اتفاق برایتان می‌افتد: زندگی دنیای‌تان شیرین می‌شود و دیگر اینکه کفاره گناهانتان می‌شود و اجر آخرتی دارید. این تعزی و دلداری خداست.

 در واقع این موعظه‌ای است که خدا به ما می‌کند. پس اگر کسی به آنچه که خدا دلداریش می‌دهد، آرام نشود، موجب دوری او از خدا می‌شود. درحالی که مصائب آدمی را شبیه خدا می‌کند و موجب قرب و محبوبیت نزد او می‌شوید.

آفت‌شناسی‌اش را دقت کنید. حضرت فرمودند: «مَنْ لَمْ یَتَعَزَّ بِعَزَاءِ اَللَّهِ تَقَطَّعَتْ نَفْسُهُ عَلَى اَلدُّنْیَا حَسَرَاتٍ= هر كس به وعده‌های خدا تسلی پیدا نكند، دلش از حسرت های دنیا پاره پاره می‌شود»، یعنی او هر روز در حال جان کندن است. هر روز افسرده است. با یک فشار تا دم مرگ می‌رود. حسرت‌ها هر روز او را می‌کشد. حتی نوع خواب‌هایش از نوع حسرت است. نوع غصه‌هایش مشخص است که حسرت چه چیزهای را دارد.

در ادامه توضیح روایت حضرت فرمودند: «وَ مَنْ أَتْبَعَ بَصَرَهُ مَا فِى أَیْدِى النَّاسِ كَثُرَ هَمُّهُ وَلَمْ یَشْفِ غَیْظَهُ وَ مَنْ لَمْ یَرَ لِلَّهِ عَزَّوَجَلَّ عَلَیْهِ نِعْمَةً إِلَّا فِى مَطْعَمٍ أَوْ مَشْرَبٍ أَوْ مَلْبَسٍ فَقَدْ قَصَرَ عَمَلُهُ وَ دَنَا عَذَابُهُ= هر كس با تسلیت و دلجوئى خداوند تسلى نجوید (و در مقابل ناملایمات بردبارى نكند) نفس او از حسرت‌هاى پى در پى بند آید، و هر كس چشم به دنبال آنچه در دست مردمان دیگر است بیندازد، اندوهش فراوان گردد، و سوز دلش درمان نپذیرد، و هر كس جز در خوردن و یا نوشیدن یا جامه پوشیدن براى خداى عز و جل در خودش نعمتى نبیند، بطور تحقیق (چنین كسى) كردارش كم و كوتاه، و عذابش نزدیك است». یعنی آدمی که چشمش به دنبال داشته‌های مردم است. این داشته‌ها می‌تواند اموال، قدرت، شهرت، محبوبیت، حکمت، معنویت و هر چیز دیگری باشد؛ فرقی نمی‌کند. چنین آدمی از قاعده «هو انت» فاصله گرفته. همین که فاصله گرفت، سقوط کرده است و شیطان بر او ولایت می‌کند.

همچنین «كَثُرَ هَمُّهُ= غصه هایش زیاد می شود». مردم اگر خودشان باشند، خیلی غصه ندارند. آن چیزی که آن‌ها را به حرص و جوش و چشم و هم چشمی می‌کشاند و به خاطر آن دائما غصه می‌خورند، چیزهایی است که بقیه دارند. داشته‌های دیگران بیشتر آن‌ها را اذیت می‌کند.

«وَلَمْ یَشْفِ غَیْظَهُ» آن خشم درونی  که دارد دیگر شفا پیدا نمی‌کند و آرام نمی‌شود. این خیلی بدتر است.

حالا اگر این آتش آمد، دیگر نمی‌گذارد او در دنیا راحت باشد و موجب خراب شدن دنیای او می‌شود. اما چون دنیا حالت رحمی برای انسان دارد، انسانی که در دنیا غصه‌خور است و غیض دارد، مثل مادری که باردار است و دائما عصبانی می‌شود، حرص و جوش دارد، فرزند او وقتی به دنیا می‌آید، آرامش ندارد. از طرفی هم فشار قبر برای خود ذخیره می‌کند.

این نکته که من هزار بار هم تکرار کردم که ما با هر زودرنجی، حساسیت، عصبانیت حجم زیادی فشار قبر ذخیره می کنیم. آتش آخرت، هم دنیا را می سوزاند و هم آخرت را.

«وَ مَنْ لَمْ یَرَ لِلَّهِ عَزَّوَجَلَّ عَلَیْهِ نِعْمَةً» کسی که نعمت‌های خدا را فقط در خوردنی و نوشیدنی‌ها می‌داند، و نعمت‌های انسانی و فوق عقلانی را نعمت نمی‌داند و با آن‌ها شادی نمی‌کند، احساس رضایت نمی‌کند در معرضِ خطر است. در واقع این خطر همه ما را تهدید می‌کند.

حالا حضرت می‌فرماید اگر یک کسی نعمت خدا را همین چیزها بداند، «فَقَدْ قَصَرَ عَمَلُهُ وَ دَنَا عَذَابُهُ» این شخص چون نگاهش محدود است، عملش هم کم است. چون انسان نسبت به نعمتی که از خدا دارد، عبودیت و اطاعت دارد، اگر فقط نعمت‌های خدا را در نوشیدنی و خوردنی ببیند، اندیشه‌های بزرگ و افکار و آرمان بزرگ نمی‌تواند داشته باشد. چون کل نعمت را در همین چیزها می‌بیند. زندگی او فقط در حد زندگی حیوانات است در صورتی انسان لیاقت و ظرفیت بیشتری نسبت به حیوانات دارد. حیوانات که سر جای خودشان اینها را دارند و حتی نمازشان را هم به موقع می‌خوانند.

حضرت می‌گوید اگر نعمت را کوچک و محدود دیدی عملت هم کم می‌شود. خودت کوچک می‌شوی، فشار پیدا می‌کنی، از حیات ابدیت و نعمت‌های ابدی می‌افتی. چون خودت را در همین نعمت‌ها دیده‌ای.

«وَ دَنَا عَذَابُهُ» عذاب او به خاطر محدود ماندن در ظرفیت حیوانات نزدیک است. یعنی نزدیک به عذاب است در دنیا عذاب می‌کشد. چون دنیایش کوچک است و این عذاب خیلی دردناک است.

آخرتش را هم خراب می‌کند. «وَ دَنَی عَذَابُهُ» این جمله خیلی لطیف است. نمی‌گوید: عذاب می‌شود یا جهنم می‌رود؛ بلکه می‌فرماید غصه دائما به او نزدیک است. چون منطقه امن ندارد. کسی منطقه امن دارد که اگر دنیا را از او بگیرند، ناراحت نیست و به نعمت‌های آخرت و ابدیت دلخوش است.

پس این خیلی مهم است که اگر می‌خواهی به آرامش برسی، باید خودت را در یک منطقه امن بگذاری. همین که نعمت را کوچک دیدی، آسیب شروع می‌شود. ولی اگر آدم سراغ نعمت‌هایی برود که ماندگار هستند و از انسان جدا نمی‌شوند، دل آدم در امنیت قرار می‌گیرد و وقتی از بیرون آسیبی او را تهدید کند، برای قلب اتفاقی نمی‌افتد.

آنهائی که خودکشی می‌کنند یا به طلاق می‌رسند یا به قهر می‌رسند یا به قطع رحم می‌رسند یا به بن بست می‌رسند، برای این است که یک حدی از کمالات سراغ دارند. 

پیغمبر ما را به یک جای بزرگ دعوت کرده از ما می‌خواهد، دایره نگاه‌‌مان را نسبت به نعمت‌ها افزایش دهیم، تا از غصه خوردن، قهر کردن، ناراحتی، عصبانیت و عذاب از حریم ما دور شود.

اما وقتی که تو نعمت‌ها را محدود کردی، باید این را بدانی که در معرض عذاب هستی. این عذاب‌ها زودرنجی، حساسیت و ناراحتی است که به انسان آسیب می‌رساند.

غصه انسان را به اوج یا سقوط می رساند

خدا می‌گوید هر کس به قضای من راضی نیست «فلیتخذ رب سوای» یعنی برود یک خدای دیگر پیدا کند. این خیلی بد است که خدا این چنین به انسان بگوید که اگر من را نمی‌خواهی برو سراغ کس دیگری. پس غصه نخور. چون نوع غصه‌ها قیمت انسان را مشخص می‌کند. اگر این غصه‌ها برای دنیا و نیازهای دنیایی‌ات باشد، قیمتت هم به همان قدر پائین می‌آید. پس برای چیزی غصه بخور که قیمتت را بالا ببرد. در واقع نوع غصه‌های آدم است که برای او درجه یا سقوط ایجاد می‌کند.

دقت کنید. مسئله، مسئله فوق‌العاده مهمی است. مسئله این نیست که چه اعمال صالحی انجام دهید که بالا بروید؛ و گناه زشتی مرتکب نشوید که سقوط می‌کنید؛ بلکه مسئله خیلی فراتر از اینهاست. خداوند می‌گوید اگر چه کار نکنید بالا می‌روید! بحث را خوب دقت کنید. شما با غصه نخوردن ارتقا پیدا می‌کنید. لازم نیست کار دیگری انجام بدهید. فقط غصه نخور. بعضی‌ها این‌گونه هستند. من نماز شب بخوانم، روزه بگیرم، صدقه بدهم تا قرب پیدا کنم. درحالی که غصه نخوردن تو را بالا می‌برد یا اینکه غصه‌های خوب داشته باشی؟

ما چند نوع غصه‌های خوب داریم. اگر انسان از این نوع غصه‌ها داشته باشد، بالا می‌رود. مثل غم خدا، غم امام زمان(علیه‌السلام)، غم دین، غم مستضعفان عالم. این گونه غصه‌ها نه تنها آدم را کوچک و حقیر و پست نمی‌کند، بلکه بزرگی و قدرت هم می‌دهد.

غصه نخوردن سلوک است؛ رشد است؛ سرعت است؛ قدرت است. ولی از جنس عمل نیست. از جنس صبر، سکوت و پرهیز است. پس غم‌هایتان را تنظیم کنید. شادی‌هایتان را هم همین طور. گاهی انسان با شادی سلوک پیدا می‌کند.

امام جواد (علیه‌السلام) می‌فرماید: «القَصدُ إلَى اللّه ِ تعالى بالقُلوبِ أبلَغُ مِن إتعابِ الجَوارحِ بالأعمالِ= ره سپردن به سوى خداوند متعال با دلها، از به رنج افكندن اعضاى بدن با اعمال، رساننده تر [به سر منزل مقصود] است». یعنی قلب عمل نمی‌کند. قلب فقط غم و شادی و حب و بغض دارد. انسان با یک سلسله از غم‌ها عروج می‌کند و با یک سلسله از غم‌ها سقوط می‌کند. ولی سرعتش زمانی عروج پیدا می‌کند که فقط با عمل خیر همراه باشد. چون قلب از مقوله نورانیت است و انسان را زودتر به مقصود می‌رساند.

 انسان با یک سلسله از دوست داشتن‌ها و با یک سلسله از تنفرها هم اوج می‌گیرد و در نقطه مقابل، با یک سلسله از دوست داشتن ها و یک سلسله از تنفرها سقوط می‌کند. همچنین با یک سلسله از شادی‌ها اوج می‌گیرد. لازم نیست عملی انجام بدهد. اگر عملش هم کم باشد، قلب خوب کار می‌کند و با یک سلسله از غصه‌ها اوج می‌گیرد و جلو می‌افتد. همچنین با یک سلسله از شادی‌ها سقوط می‌کند و با یک سلسله از غم ها سقوط می‌کند.

کلام امام(علیه‌السلام) درب بزرگی از حکمت، عرفان، معنویت و معرفت را به روی ما باز کرده است. پس برای این که زودتر رشد کنیم، چهارچیز را در دلتان ایجاد کنید: «محبت‌ها، بغض‌ها، شادی‌ها و غم‌هایی که تو را بالا می‌برد».

شما فکر می‌کنید بسیجیان چگونه توانستند راه ۱۰۰ ساله را یک شبه طی کنند؟ با عمل رفتند؟ درس خواندند؟ نماز شب زیاد داشتند؟ نه. همه اتفاقات در قلب‌شان افتاده بود که توانستند راه‌های طولانی سیر و سلوک را به سرعت در زمانی کوتاه، طی کنند.

آن کسانی که در غروب عاشورا با امام حسین(علیه‌السلام) جنگیدند، چگونه توانستند با یک «هل ناصر من ینصرنی» به چادر امام حسین برگردند! مگر اینها چه کار کردند؟ چقدر فرصت داشتند؟ رمز این حرکت، قلبشان بود که توانستند از ته جهنم تا قرب الی الله خودشان را بالا بکشند.

زهد

نظری داده نشده

Top
برای عضویت در خبرنامه پست الکترونیکی خود را وارد کنید

خبرنامه سایت منتظران منجی

Stay informed on our latest news!

اشتراک در خبرنامه سایت منتظران منجی feed