www.montazer.ir
امروز: دوشنبه 31 ارديبهشت 1397 | ساعت : 21:12:30 | نسخه آزمایشی
شناسه خبر: 9052
16 ارديبهشت 1397

منازل الاخره جلسه 32

آزاد شدگان از آتش

در قرآن و در دعاها و روایات معصومین علیهم السلام همواره به ما سفارش شده تا از خدا بخواهیم که جزء آزاد شدگان و خلاص شدگان از آتش باشیم.

در دعاهایی که سحرها و شبهای ماه مبارک رمضان داریم، تقسیم ­بندی ها و ارکانی وجود دارد که توجه به آنها به ما کمک می کند تا تمرکز دعایی خود را در این شبها روی چه مطالبی بگذاریم و چه چیزهایی را از خداوند تبارک و تعالی بخواهیم.

در شبهای قدر، شب نوزدهم، شب بیست و یکم و بیست و سوم مراسم قرآن سر گرفتن داریم. وقتی قرآن به سر می گیریم، می خوانیم: «اَللّهُمَّ اِنّی أَسئَلُکَ بِکِتابِکَ المُنزَل= خدایا قسمت می دهم به این کتابی که نازل کردی». «وَ ما فیهِ= و هر چه که در این کتاب هست». «وَ فیهِ اِسمُکَ الاَکبَر= اسم اکبر تو در این کتاب هست». «وَ اَسمائُهُ الحُسنی= و اسمهای زیبای تو در این کتاب هست».

خدا را قسم می دهیم به قرآن که پیش خدا خیلی عزیز است و تمام محتوای قرآن که اسم اکبر و اعظم خداوند نیز شامل آن است.

« وَ ما یُخافُ وَ یُرجی= هر چیزی که قرار است از آن ترسیده شود و هر چیزی که قرار است به آن امیدوار باشیم». خدایا به همه اینها قسمت می دهم که امشب اولین خواسته و مهمترین خواسته ما را برآورده سازی و آن خواسته ما این است:«اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار= که من را از آزادشدگان از آتش قرار بده». چه چیزی از همه مهمتراست؟ چیزی که معمولا ما در طول سال و در طول عمر از آن خیلی غفلت داریم.

عظیمترین و مهمترین نیاز انسان این است که جهنمی نباشد و گناهانش دامن­گیرش نشوند. امکان ندارد کسی گناه نکند، ما که معصوم نیستیم، بالاخره ممکن است گناه کنیم. اما اینکه ما بواسطه این گناهان سر از جهنم در نیاوریم، مسئله مهمی است. بزرگترین دلشوره معصومین برای ما این است که مبادا ما که فرزندانشان هستیم، کاری بکنیم که گرفتار عذاب و آتش شویم. چون هم خودمان می سوزیم و هم آنها اذیت می شوند.

متاسفانه صفت نداشتن ترس از جهنم، تنها صفتی است که در ما نیست. به ندرت و انگشت شمارند کسانی که بگویند من در عمرم 5 دقیقه از ترس جهنم لرزیدم و گریه کردم و به سجده و التماس افتادم. سجده به تعبیر امام صادق(علیه السلام) به پای خدا افتادن است. وقتی شما سجده می کنی، سرت را روی پای خدا می گذاری. کسی که بگوید، من 5 دقیقه افتادم روی پای خدا و واقعاً حیا کردم و اضطراب داشتم از عذاب آنجا؛ از نوشیدنی های جوشان؛ از چرک و خونی که باید بخورم؛ از مار و عقرب ها و غصه ­ها و خواری و رسوایی آنجا. اصلا انگار کسی به ما تضمین داده که ما بهشتی هستیم و جهنمی نیستیم.

پناه بردن به خدا از عذاب آتش، خصلت نیکان است

قرآن کریم در وصف نیکان و خوبان می گوید که از دعاهای مهم نیکان و خوبان، ترس از جهنم و پناه بردن به خدا از شر آتش است.

قرآن می فرماید:« الَّذِینَ یَذْكُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَكَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ[1]= همانان كه خدا را [در همه احوال] ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد مى كنند و در آفرینش آسمانها و زمین مى‏ اندیشند [كه] پروردگارا اینها را بیهوده نیافریده‏ اى منزهى تو پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار».

«تفکر» نقش مهمی در رسیدن به مقام ها و درجات آخرتی دارد. هر کس به مقامی رسیده و می رسد و از هر شری که نجات می یابد، به برکت تفکر و تعقل است. قرآن می گوید: جهنم جای بی فکرهاست: « وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ[2] = و گویند اگر شنیده [و پذیرفته] بودیم یا تعقل كرده بودیم در [میان] دوزخیان نبودیم». جهنم مال آدمهای بی­ فکر است، کسانی که تعمق و تأمل نمی کنند. همه افکارشان صرف امورات جمادی و نباتی و حیوانی می شود و به این نمی اندیشند که من برای چه خلق شده ام؟ من برای چه به دنیا آمده ام؟ من چه وظائفی دارم؟ 50 تا سؤال روز قیامت چه چیزهایی است؟ شب اول قبر چه سؤالهایی می پرسند؟ من چه چیزهایی را باید جواب بدهم؟ خدا در قرآن می فرماید: بدترین بندگان من آدم های بی­فکرند. آدم هایی که عقلشان را به کار نمی اندازند.

انسان های عاقل در آفرینش آسمان و زمین تفکر می کنند و می گویند خدایا تو اینها را عبث خلق نکرده ای. اینها هدف دارند و از این هدف­دار بودن، به قیامت می رسند و آنجا با فکرشان هم بهشت را می بینند و هم جهنم را و اینجاست که از جهنم می ترسند، به خدا می گویند خدایا تو منزهی از این که خلقت بیهوده داشته باشی. خدایا ما را از جهنم نجات بده. ما را از آتش جهنم نگه دار. ببینید فکر آدم را به کجاها می برد.

« رَبَّنَا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَیْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصَارٍ[3] = پروردگارا هر كه را تو در آتش درآورى یقینا رسوایش كرده‏ اى و براى ستمكاران یاورانى نیست». خواری بدتر از این نیست که انسان جهنمی شود.

قرآن از زبان مؤمنین اینگونه می فرماید:« وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا[4]= و كسانى‏ اند كه مى‏ گویند پروردگارا عذاب جهنم را از ما بازگردان كه عذابش سخت و دایمى است». مؤمنین به خداوند عرض می کنند، خدایا عذاب جهنم را از ما بازگردان، چون عذابش سخت و دائمی است.

علی(علیه السلام) می فرماید: بعضی از شماها کارهایی می کنید که باعث می شود، 300 هزار سال در آتش بمانید. یعنی 300 هزار سال طول می کشد تا دست ما به شما برسد و شما را نجات بدهیم.

دوباره قرآن می فرماید که مؤمنین به خداوند می گویند:« وَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ[5]= و برخى از آنان مى‏ گویند پروردگارا در این دنیا به ما نیكى و در آخرت [نیز] نیكى عطا كن و ما را از عذاب آتش [دور] نگه دار».

روایاتی در خصوص پناه بردن از عذاب آتش به خداوند

علاوه بر آیات قرآن در روایات نیز به ما سفارش شده تا از عذاب قبر و عذاب جهنم به خدا پناه ببریم.

پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود:« عوذوا بِاللّه مِن عَذابِ القَبرِ ومِن عَذابِ جَهَنَّمَ[6] =  از عذاب قبر و از عذاب دوزخ ، به خدا پناه ببرید».

منظور ما از جهنم، آتش قیامت است که به طور کلی به آن جهنم می گوییم. «جهنم» اسمی است برای محل عذاب گناهکاران اعم از کافرین، مشرکین و منافقین.

جهنم طبقه ­بندی دارد و 7 طبقه است. قرآن می فرماید: جهنم 7 طبقه است و در هر طبقه دسته خاصی را می برند. اسم بدترین جا و پایینترین طبقه «جهنم» است. بعد از آن طبقه ششم «لظی» است. طبقه پنجم «حُطَمَه»،  طبقه چهارم «سَقَر»، طبقه سوم «جحیم»، طبقه دوم «سعیر» و طبقه اول «هاویه» می باشد. این اسم ها را در قرآن هم داریم. آدمها با شخصیت های گوناگون هر کدام اهل طبقه ای از آن هستند. یعنی شخصیت ها به گونه ای است که از نظر روانی و روحی تناسب با یکی از این طبقات دارند.

در آیات و روایات، منظور از جهنم، همه طبقات است. پناه ببرید به خدا از شر عذاب قبر و از عذاب جهنم. ما به دلیل نادانی و بی معرفتی حواس مان نیست که داریم کجا می رویم. من دیده ام، بعضی ها آنقدر غافلند، آنقدر احمقند، که تعجب آور است. می گوید: من جلسه فلانی را نرفتم. می گویم: برای چه؟ می گوید: دیدم دارد راجع به جهنم صحبت می کند، دلم گرفت». این دارد فرار می کند، یعنی نمی خواهد به قبر، قیامت، جهنم، فکر کند، این آدم خیلی غفلت زده است و خیلی قساوت قلب دارد.

خداوند از سه کس تعجب می کند

پیغمبر می فرماید:« إنَّ اللّه َ یَعجَبُ مِن سائِلٍ یَسأَلُ غَیرَ الجَنَّةِ ، ومِن مُعطٍ یُعطی لِغَیرِ اللّه ِ، ومِن مُتَعَوِّذٍ یَتَعَوَّذُ مِن غَیرِ النّارِ[7]= خدا تعجب می کند از سؤال کننده ای که از خدا غیر از بهشت را می خواهد؛ و از کسی که عطا می کند برای غیر خدا و کسی که پناه می برد از غیر آتش».

پس باید شوق بهشت در دل انسان بیفتد و از خدا آن را بخواهد، حتی بالاتر از بهشت را هم با اشتیاق تمام از خدا بخواهد. شخصی که با اشتیاق بهشت را نخواهد، طبیعی و نرمال نیست؛ یک ذره اِعوجاج شخصیتی و فکری دارد.

بهشت آنقدر عظمت دارد که فرمود: شما هر چه در مورد بهشت بشنوید، با آن چیزی که در دنیا دیده اید، فقط شباهت اسمی دارد و گرنه حقیقت آن را هیچ کس نمی تواند درک کند. قرآن می فرماید:«فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِیَ لَهُمْ من قرة اعیین= هیچ کس نمی داند چه چیزی از چشم روشنی ها برایش مخفی شده است».

پیامبر می فرماید:« دم در بهشت، به فرد بهشتی آنقدر عطا می کنند که او ذوق زده می شود. اگر فرشته به دادش نرسد، از شدت خوشحالی جا در جا می میرد». می فرماید: گداترین آدم یعنی کسی که در آخرین روزِ 50 هزار سال قیامت که همه حساب و کتابها به پایان رسیده، به حسابش رسیدگی می شود و با شفاعت و با عجز و التماس وارد بهشت می شود. می گوید: او وقتی وارد بهشت می شود، خدا چنان سلطنتی در بهشت به او می دهد که فقط یک میلیون خادم دارد. یعنی آنقدر بهشت این شخص عظمت دارد که اگر بخواهد همه بهشتیها را دعوت کند جا برای پذیرایی دارد.

خدا دیگر از چه کسی تعجب می کند؟ «وَ ما مُعطٍ یُعطی لِغَیرِ الله= آدم های ریاکاری که وقتی عطا می کنند؛ غیر خدا را در نظر می گیرند». اینها وقتی به کسی کمک می کنند، غیر خدا را در نظر می گیرند. برای خدا عطا نمی کنند. برای خوش آمدن این و آن و برای ریاکاری برای چیزهای دیگر عطا می کنند.

«وَ مِن مُتِعَوِظٍ یَتَعَوَظُ مِن غَیرِ الله= از آدم ترسویی که از غیر خدا می ترسد»؛ آدم ترسویی که روزی هزاربار از مشکلات زندگیش می ترسد، به منِ‌ خدا پناه می آورد و منِ خدا تا به حال یکبار ندیدم او از جهنم بترسد و به من پناه بیاورد. از حادثه، تصادف، بی­ پولی، مریضی، مادرشوهر، پدرشوهر، مادرزن، پدرزن، باجناق و جاری به خدا پناه می برد؛ از نق و غر دیگران از خواری دنیا به خدا پناه می برد؛ اما تا به حال ۵ دقیقه من ندیدم از خواری قیامت و عذاب آنجا و بدبختی آنجا بترسد و به منِ خدا پناه بیاورد. پیامبر می فرماید: خدا از این شخص هم تعجب می کند.

روزی 7 بار این دعا را از خدا بخواهید

هیچ بنده ای نیست که روزی ۷ بار بگوید، از خدا بهشت را می خواهم و از آتش به خدا پناه می برم؛ مگر این که آتش بگوید: خدایا او را از من پناه بده.

پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود:« أعوذُ بِاللّه مِن حالِ أهلِ النّارِ[8] = پناه می برم به خدا از حال جهنمیان».

در حدیث دیگر فرمود: «أعوذ بالله من النّار ، ویل لأهل النار[9] = پناه می برم به خدا از آتش و وای بر اهل آتش». این پیغمبر رحمت خداست که دارد این حرفها را می زند.

حال اگر کسی بخواهد پناه ببرد، چگونه پناه ببرد؟ پیغمبر به ما یاد داده که چگونه به خدا پناه ببریم. می فرماید: « ما من عبد یقول كل یوم سبع مرات أسأل اللّه الجنة و أعوذباللّه من النار؛ إلا قالت النار یا رب أعذه منی[10] = هیچ بنده ای نیست که روزی هفت بار بگوید، از خدا بهشت را می خواهم و از آتش به خدا پناه می برم؛ مگر این که آتش بگوید: خدایا او را از من پناه بده». یعنی بنده ای که هفت بار در روز از آتش به خدا پناه ببرد، جهنم هم از خدا می خواهد که آن بنده را پناه دهد.

علی(علیه السلام) می فرماید:« مَا خَیْرٌ بِخَیْرٍ بَعْدَهُ اَلنَّارُ وَ مَا شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ اَلْجَنَّةُ وَ كُلُّ نَعِیمٍ دُونَ اَلْجَنَّةِ فَهُوَ مَحْقُورٌ وَ كُلُّ بَلاَءٍ دُونَ اَلنَّارِ عَافِیَةٌ [11]= خوشى و نیكى (سود دنیا) كه پس از آن آتش باشد (موجب كیفر الهىّ گردد در حقیقت) خوشى و نیكى نیست، و ناخوشى و بدى (سختى دنیا) كه پس از آن بهشت باشد (در حقیقت) ناخوشى و بدى نیست، و هر نعمتى پائین تر از بهشت، كوچك و بى اهمیّت است، و هر بلاء و گرفتارى كمتر از آتش آسایش و آسودگى است».

آن چیزهایی که شما خیلی خوشتان می آید و از آن خیلی لذت می برید، اگر قرار است بعدش آتش باشد، اصلا خیر نیست و همینطور سختی که بعدش بهشت است، بد نیست. هر بلائی که کمتر از آتش جهنم باشد، عین آسودگی است. از این رو در دعاها داریم، خدایا هر کاری در این دنیا با من می کنی، بکن. اما من به جهنم نمی توانم بروم.

شب های قدر که دعای جوشن کبیر می خوانیم، این جمله را بعد از فراز تکرار می کنیم: «سُبحانَکَ لا اِلهَ اِلاّ اَنت اَلغَوث اَلغَوث، خَلِصنا مِنَ النّارِ یا رَبّ = خدایا نجاتم بده؛ خلاصم کن از آتش». جمعاً در سه شب قدر، 300 مرتبه از خدا می خواهیم که ما را از آتش نجات دهد. یعنی مسئله خیلی مهم است که این همه تأکید آن هم در شبهایی به عظمت شبهای قدر به ما سفارش شده است. در همه دعاها به این مسئله سفارش شده است. در دعای ابوحمزه ثمالی داریم:« اَبکی...؛  اَبکی...؛  اَبکی...؛» ای خدایا من! گریه می کنم برای موقع جان دادنم. گریه می کنم برای تنهایی آن لحظه­ ام. گریه می کنم برای تنگی قبرم. گریه می کنم از آن موقعی که همه من را تنها می گذارند. امام سجاد (علیه السلام) گریه می کند، اما ما اصلاً  کَکِ مان هم نمی گزد.

داستان چیست؟ آیا ما چیزهایی بیشتر از ائمه و اهل بیت می دانیم؟ یا آنها زیادی می ترسند و حواسشان نیست. یا نه ما خیلی غافل هستیم؟

مادرمان فاطمه زهرا ببینید چه می گوید:«رَبِّ اَستَجیرُکَ مِنَ النّار فَاَجِرنی رَبِّ اَعوذُ بِکَ مِنَ النّار فَاَعِذنی= خدایا من پناه می برم به تو از آتش، پس پناهم ده. پناه می برم به تو از آتش؛ پناهم ده». مجبوریم در زبان فارسی «استجار» و «اعوذ» را با هم یک طور معنا بکنیم. «استجیر» یعنی خدایا من می خواهم تو در مقابل جهنم حمایتم کنی.

در قنوت نماز وتر، 300 بار به خدا می گوییم: «العفو». البته واجب نیست. اگر کسی یک موقعی حال ندارد، نگوید هم اشکالی ندارد. یک قنوت معمولی بخواند هم درست است. «العفو» یعنی خدایا آتش نه؛ جزا نه؛ من جزا نمی خواهم. 70 بار بگو: «استغفرالله». «استغفرالله» یعنی خدایا نه تنها جهنم نبر، بلکه رویت را هم از من برنگردان، با من قهر نکن. بعد از اینکه اینها را خواندی و 40 نفر مؤمن را دعا کردی. باز می گویی:«هذا مَقامٌ من عاذِ بِکَ مِنَ النّار= خدایا این جایگاه کسی است که از آتش به تو پناه می برد».

علی (علیه‌السلام) طور دیگری به خدا پناه می برد. اینهایی که خواندیم معمولی هستند و همه می خوانند.

حضرت علی می فرماید:« ای آنکه مرا گرامی داشتی و شرافت بخشیدی و نعمتم دادی! از زقوم به تو پناه می برم». «زقوم» خوراک جهنمیان است. «و از آب جوشان به تو پناه می برم» فرمود: یکی از بدترین استقبال های قیامت از جهنمیان این است که اول آب جوشان را به خوردشان می دهند که تمام امعاء و احشاء بدن شان را ذوب می کند. خیلی از ما از اینها می خوریم و با خودمان داریم، اما حواسمان نیست.

امیرالمؤمنین خدا را اینگونه صدا می کند:« یا رَبَّ النّار = ای پروردگار آتش»! به تو پناه می برم از آب جوشان ای پروردگار آتش! از خفتن در آتش در میان طبقات آتش و در سایه ­های آتش در روز آتش به تو پناه می برم.

این دعای قنوتِ نماز شب حضرت علی (علیه السلام) است. حضرت بعد از پناه بردن از آتش، از خداوند بهشت را می خواهد.

این خود انسان است که می تواند انتخاب کند، خدایا بهترین بهترینها را که همان خشنودی و بهشت است از تو می خواهم و از بدترین بدها که همان خشم تو و آتش است به تو پناه می برم. اینک در پیشگاه تو کسی ایستاده است که از آتش به تو پناه آورده است. خدا اگر ببیند که یک نفر دلش واقعاً ترسیده حتماً پناهش می دهد؛ به شرطی که بایستد جلوی خدا و بگوید من ترسیدم و ترسش را نشان بدهد به خدا.

 

عذاب آتش و جهنم

 

[1] - آل عمران/191.

[2] - ملک/10.

[3] - آل عمران/192.

[4] - فرقان/65.

[5] - بقره/201.

[6] - السنن الكبرى للنسائی : ج 4 ص 462 ح 7946 عن أبی هریرة ، كنز العمّال : ج 1 ص 484 ح 2119 .

[7] - تاریخ بغداد : ج 9 ص 267 ، كنز العمّال : ج 2 ص 85 ح 3260 .

[8] - سنن الترمذی : ج 5 ص 578 ح 3599 ، سنن ابن ماجة : ج 2 ص 1260 ح 3833.

[9] - رواه أبو داود رقم ٨٨١ فی الصلاة ، باب الدعاء فی الصلاة ، وابن ماجة رقم ١٣٥٢ فی إقامة الصلاة ، باب ما جاء فی القراءة فی صلاة اللیل.

[10] - کتاب  مسند الإمام الصادق أبی عبد الله جعفر بن محمد(ع).

[11] - ترجمه وشرح نهج البلاغه(فیض الاسلام)، ج 6 ، صفحه ی 1270

Top