www.montazer.ir
امروز: سه شنبه 21 آذر 1396 | ساعت : 10:03:17 | نسخه آزمایشی
شناسه خبر: 7941
5 آذر 1396

شرح زیارت جامعه کبیره ؛ جلسه 50 ؛ 96/9/2

«وحی» اعلام احکام کلی است یا از آینده خبر می دهد؟

«مَهْبِط الوَحْى» یعنی محل هبوط یا همان نزول وحی رسیدیم، یعنی همانطور که وجود و قلب معصوم، «مختلف الملائکه» یعنی محل نزول ملائکه است، «مهبط الوحی» نیز هست. یعنی وحی هم بر قلب مبارک معصومین (علیهم السلام) هبوط می کند.

در شرح زیارت جامعه کبیره به چهارمین فقره آن که «مَهْبِط الوَحْى» است رسیدیم. «مهبط» اسم مکان است. هبوط یعنی محل نزول و استقرار وحی. وقتی می‌گوییم «مهبط الوحی» یعنی شما (معصوم) جایگاه و قرارگاه وحی هستید. برای درک مفهوم «مهبط الوحی» لازم است در ابتدا دو واژه «هبوط» و «وحی» توضیح داده شود.

وحی یک معنای لغوی دارد و یک معنای اصطلاحی. وحی در معنای لغوی، یعنی اعلام کردن پیامی با صراحت و بدون آنکه کسی بفهد و فقط پیام که داده می‌شود، آن را می‌فهمد. حالا ممکن است خودش به دیگران هم بگوید که به من وحی شده، آن یک بحث دیگری است. گاهی به شما هم وحی می‌شود. مثلا می‌گوید یک دفعه به من الهام شد که چنین کاری بکنم.

از نظر اصطلاحی، وحی یعنی خداوند تبارک و تعالی پیام‌های هدایت انسان‌ها را به بعضی افراد که از انبیا هستند، بخاطر ظرفیت بالائی که دارند وحی می‌فرستد. این وحی  که این خود دو گونه است: وحی تشریعی و وحی تسدیدی.

وحی تشریعی به همراه قانون و شریعت است. مثل این که نماز چگونه باشد، روزه به چه شکلی باشد. پس شریعت به وسیله وحی به انبیا، احکام و قوانین کلی را می‌دهد و آنها هم در خدمت مردم قرار می‌دهند. البته در شریعت یک سری قوانین کلی گفته می‌شود که پیامبر آنها را به مردم اعلام می‌کند. جزئیات آن قوانین هم به پیغمبر از طریق وحی نازل می شود. ولی دیگر پیغمبر جزئیاتش را به مردم نمی گوید، بلکه آنها را برای مردم شرح می دهد. در قرآن هم به این مسئله اشاره شده است.

مثلا در قرآن احکام کلی نماز ذکر شده است. ولی نماز حکم های زیادی دارد. این حکم ها به پیامبر وحی شده، اما نه در قرآن، بلکه در طول زمان. پیامبر هم با زبان خودش آنها را برای مردم توضیح می دهد. سایر معصومین هم همین طور بودند. چون مختلف الملائکه بودند و  فرشته ها به محضر آنها مشرف می شدند، جزئیاتی را از خداوند دریافت می کنند.. جزئیات احکام که باید در هر زمانی بیان کنند را می گفتند.

پس «وحی شریعتی» فقط به پیامبر نازل می شود. ائمه صاحب شریعت نیستند. آنها همان شریعت پیامبر را دارند و همان را بیان می‌کردند؛ اما صاحب کتاب و نبوتی نیستند. اگر وحی دریافت می‌کنند، از نمونه وحی‌هایی است که بیشتر تبیین دین است، در طول زمان. مثلا امام اگر می خواست در مورد موضوعی تصمیمی بگیرد، فرشته می آمد و از قول خداوند می گفت که این کار را بکن.

گاهی وحی اساسا با شریعت کاری ندارد. این وحی‌ها از نوع دسته دوم است، یعنی «وحی تسدیدی» است. تسدید یعنی محکم کردن. امام احتیاج دارد در بعضی مقاطع تصمیمات خاصی بگیرد؛ یا اتفاقاتی که قرار است در آینده بیفتد، توسط فرشته ها خبرهایی به امام می رسانند. به این وحی تسدیدی می گویند.

مثل حضرت زهرا س که جبرئیل از خدا برای او وحی می آورد. این وحی تشریعی نبود. در مصحف حضرت زهرا حتی یک حکم تشریعی وجود ندارد. همه اش اخبار آیندگان امت پیامبر است.

اعمال هر یک از انسان ها تا روز قیامت به محضر امام می رسد

امام صادق (علیه‌السلام) در مورد ائمه می‌فرماید: «هُمُ الائِمَّةُ تُعْرَضُ عَلَیْهِمْ اَعْمالُ الْعِبادِ کُلَّ یَوْمٍ اِلى یَوْمِ الْقیامَةِ= در هر روز کارهای بندگان و مسلمانان بر ائمه اطهار عرضه می‌شود و این کار تا روز قیامت ادامه دارد». این نوع دیگری از وحی است، یعنی هر بنده خدائی هر کاری بکند، ائمه می دانند. تا روز قیامت ائمه می دانند که چه کسی چه کاری کرده است.

امام زمان (علیه‌السلام) توسط خداوند تبارک و تعالی مسئول اداره عالم است، یعنی خداوند او را واسطه عالم کرده است،  ائمه دیگر نیز این گونه هستند. یعنی اگر شما خدمت امام رضا (علیه‌السلام) بروید، او حی و حاضر است. امام مرده نیست. فقط بدنش گرفته شده. آنها بر همه کارهای ما آگاه هستند.

انواع وحی داریم

من انواع وحی را توضیح بدهم تا برویم سراغ این که بر ائمه چه نازل می شود.

گفته شد که وحی به معنای لغوی عبارت است از اعلام سریع. قرآن کریم در 5 مورد کلمه «وحی» را به کار برده است که من اینها را می‌گویم.

الف) یکی همان وحی اصطلاحی است که بر ائمه نازل می شود. «اتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْكَ مِنَ الْكِتَابِ [1]= آنچه از كتاب به سوى تو وحى شده است را بخوان» این نوعی از وحی است.

ب) نوع دیگر، وحی غریزی و فطری است که خداوند می فرماید: «وَ أَوحى رَبُّكَ إِلَى النَّحلِ أَنِ اتَّخِذی مِنَ الجِبالِ بُیوتًا=[2]  و پروردگار تو به زنبور عسل وحی نمود که خانه‌هایی در کوه برگزین».

این وحی که به زنبور عسل شده به خیلی ها از حیوانات دیگر هم شده است. در وحی غریزی همه موجودات می دانند  که وظیفه شان چیست. در واقع یک فرمان و دستوری از طرف خداوند به آنها می رسد. 

ج) یک وحی دیگر داریم که به صورت نفخات رحمانی است، یعنی به صورت حالتی از الطاف الهی بر ما الهام می‌شود که ما آن را در دعاهایمان از خداوند درخواست می‌کنیم. مثل «وَأَوْحَیْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِیهِ إِذَا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیَمِّ وَلَا تَخَافِی وَلَا تَحْزَنِی[3]= و به مادر موسی وحی کردیم که طفلت را شیر بده و چون (از آسیب فرعونیان) بر او ترسان شوی، به دریایش افکن و دیگر هرگز مترس و محزون مباش». وحی به مادر موسی در واقع وحی و پیام رحمانی است که قلب مادر موسی به وسیله آن آرام می شود.

د) یک نوع وحی است که مربوط به شیاطین است. «وَإِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَى أَوْلِیَائِهِمْ لِیُجَادِلُوكُمْ= [4] و شیاطین سخت به دوستان و پیروان خود وسوسه کنند تا با شما به جدل و منازعه برخیزند». شیاطین به دوستان خودشان وحی می‌کنند که در قرآن به چند نمونه از این پیام های شیطانی اشاره شده است.

مثلا کسانی که شیطان پرست می‌شوند و تابع و تحت ولایت شیطان قرار می‌گیرند، جنایت، گناه و معصیت به آنها وحی می‌شود. شما نگاه کنید در خیلی از فیلم‌های هالیوودی صحنه های کثیف، آلوده و خشن و زشت و کشنده وجود دارد. شما از خودتان سوال می‌کنید که این کارگردان چطور توانسته این فیلم را بسازد؟ یا مثل داعشی‌ها که شیوه‌های آدم‌کشی‌های مختلفی دارند. اینها چطور می‌توانند به راحتی آدم بکشند؟ آدم را زنده زنده بسوزانند و از آن لذت ببرند؟ در حالی که یک انسان طبیعی به راحتی نمی‌تواند این کارها را کنند.

یقینا شیطان به کارگردان ها، فیلم سازها و نویسنده‌های هالیوودی الهام می‌کند. انواع جنایت ها و شیوه های جنایت را وحی می‌کنند که تو برو این کار را بکن. شیوه‌هایی که انسان را متحیر می‌کند. چنین جنایت کارانی قطعا مورد حمایت و الهام شیطان هستند  و شیطان به آنها وحی می‌کند.

برخی تحت ولایت شیطان، دست به جنایت و معصیت می زنند

وقتی انسان تحت ولایت شیطان قرار گرفت، یک دفعه، شخصیتی پیدا می‌کند که خودش هم باور نمی کند. خانم می گوید من با این آقا ازدوج کردم. اول نماز می خواند، مومن بود، اما حالا که وضعش خوب شده، دیگر نماز نمی خواند.

انسان به محض این که خط معصوم را رها کرد، تحت ولایت شیطان قرار می گیرد. وقتی تحت ولایت شیطان رفت، دیگر شیطان ولی اوست. فقط مومنین هستند که خدا ولی آنهاست. «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النّورِ[5] = خدا ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده باشند، ایشان را از ظلمت ها به سوی نور هدایت می کند».

آدمی که به سمت شیطان رفت، از خدا و دین جدا می‌شود و تحت لوای شیطان می رود. حالا که تحت ولایت شیطان است، دیگر با زن و بچه‌اش، با خانواده همسرش و با زیردستش شیطانی عمل می‌کند. مثل انواع حقه بازی که امروزه در جامعه دیده می‌شود. مانند کسانی که غذاهای فاسد یا داروهای تقلبی درست می‌کنند و به دست مردم می‌دهند. این ها بندگان شیطان هستند.

انسان باید حواسش به خودش خیلی باشد. در بعضی از روایت‌ها هشدار داده شده که انسان بعضی کارها را انجام بدهد، تحت ولایت شیطان قرار می گیرد. اینها را باید شناسائی کرد که کدام گناه و معصیت‌ها هستند که اگر انسان به سمتش برود، تحت ولایت شیطان قرار می گیرد.

کسی که تحت ولایت شیطان قرار گرفت، تصمیماتش دیگر تصمیات الهی نیست. همه اش شیطانی خواهند بود. مثلا همسر انتخاب می کند، تحت ولایت شیطان انتخاب می کند. رشته انتخاب می کند، تحت فرمان شیطان است. در همه زمینه ها شیطانی عمل می کند. قلبش به روی شیطان باز می شود و عضو شیطان می شود. دائما شیطان به او فرمان می‌دهد. این شیاطین، شیاطین انسی و جنی هستند. همان طور که قرآن کریم فرمود.

ه) الهام و اشاراتی که رمزگونه است. گاهی مربی یا فرمانده به شما با اشاره یک شیوه ای، فرمان و فرمولی را صادر می‌کند. مثل این آیه قرآن که می‌فرماید: «فَاوحی الَیهِمْ انْ سَبِّحُوا بُکْرَةً و عَشِیا= به آنان اشاره کرد که صبح و شام به تسبیح و نماز قیام کنید. [6]»  منظور از وحی زکریا در این آیه، اشاره کردن است. او حرفی نزد، اما پیامش را با اشاره به دیگران رساند.

پس وقتی می‌گوییم «و مهبط الوحی» فرشتگان مرتب به محضر معصومین نازل می شود. هم وحی تشریعی دارند . آن هم در تبیین و بسط شریعت (نه خود شریعت، چون شریعت مخصوص پیامبر است) و هم وحی تسدیدی دارند.

سوره قدر حقانیت تشیع را اثبات می کند

اکر بخواهیم در دنیا حقانیت تشیع را اثبات کنیم، یک راهش این است که سوره قدر را درست بفهمیم.

«یَا مَعْشَرَ الشِّیعَةِ خَاصِمُوا بِسُورَةِ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ تَفْلُجُوا فَوَ اللَّهِ إِنَّهَا لَحُجَّةُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ إِنَّهَا لَسَیِّدَةُ دِینِكُمْ وَ إِنَّهَا لَغَایَةُ عِلْمِنَا= اى گروه شیعه، با سوره إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ محاكمه كنید تا پیروز شوید، بخدا سوگند كه این سوره حجت خداى تبارك و تعالى است بر خلقش پس از پیغمبر (ص)، به راستى آن سَرْوَر دین شما است و به راستى آن نهایت دانش ما است».

 این عظمت سوره قدر است. اگر کسی از شما سوال کرد «شیعه بودن خود را ثابت کن! یا چرا شیعه هستی؟ چه جوابی داری که بگویی؟». پیامبر فرمود بعد از من امتم به ۷۳ فرقه تقسیم می شوند که فقط یک فرقه شیعه هستند. حالا شما چه استدلالی دارید که دین تان حق است؟

حضرت می فرماید با سوره قدر احتجاج کنید تا بر دشمنتان پیروز شوید. قسم به خدا که این سوره، حجت خدا بر خلق خداست. خدا حرفش را در این سوره زده است. بعد از پیغمبر، این سوره حجت خداست. تعبیری که حضرت در این سوره کرده، این است که این سوره سرور دین شماست و بزرگترین دلیل مذهب شما دانش ماست.

گفتند که اگر می خواهید از این سوره استفاده کنید، این طور بگویید: پیغمبر از دنیا رفت. آیا شب قدر هم از دنیا می رود یا نه!؟ قطعا از دنیا نمی رود. شب قدر همیشه وجود داشته است. قبل از پیغمبر و بعد از پیغمبر هم وجود دارد. خود پیغمبر هم فرمودند که بعد از من شب قدر وجود دارد و از بین نمی رود. قرآن هم می گوید: «تنزل الملائکه و الروح». تنزل فعل مضارع است و معنای استمرار دارد. ملائکه و قرآن در شب قدر نازل می شوند و تقدیرات همه چیز را می آورند. تنزل الملائکه و الروح بازن ربهم من کل امر».

در این سخن دو حالت بیشتر وجود ندارد: یا فرشته ها پائین می آیند و بر می‌گردند که این کار عبث است؛ یا مقادیر و تقدیرات را می‌آورند و به کسی می دهند. یعنی نازل می کنند تا به کسی بدهند. حالا  سوال این است که ملائکه و روح به چه کسی نازل می شوند و تقدیرات را به چه کسی می دهند؟ حضرت در انتها در پاسخ به این سوال می فرماید که آن شخص امام زمان است.

در هر زمانی یک امامی وجود دارد که حجت خداست و ملائکه و روح بر او نازل می شوند. بنابراین،  از این سوره می توانید برای ثابت کردن دین تان استفاده کنید.

امام باقر (علیه السلام) فرمود: «إنَّ المَلائِكَةَ یَطوفونَ بِنا فیها = فرشتگان در آن شب گِرد ما مى چرخند».  پس مهبط الوحی را دقت کنیم که چه هست؟

جلسه بعد عمیق تر خواهیم رفت تا بیشتر پدرمان را بشناسیم. ما تا ندانیم پدر و مادر ما کیست، اصلابه قیمت نمی توانیم زندگی کنیم. اگر نشناسیم، همه ی سعادت و شادی و آرامش و لذت دنیا را از دست می دهیم. معنویت دنیا را از دست می دهیم و در نهایت، مردن مان مردن بدی خواهد بود.

شما باید بدانید که خانواده اصلی تان کیست. درس مهم خانواده این است که شما باید بدانید مقام خانواده و جایگاه خودت در این خانواده کجاست. باید بفهمیم که ما بر روی زمین چه کاره هستم و برای چه به این دنیا آمده ایم؟ خلقت ما برای چیست و تکیلف اصلی ما بر روی زمین چیست؟

امام شناسی/ انواع وحی/ لایت شیطان/ اثبات تشیع/

 

 


[1] . سوره عنکبوت/آیه 45.

[2] . بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد(ص) ؛ جلد1  صفحه 427

[3] . سوره قصص/آیه 7.

[4] . سوره انعام/آیه 121.

[5] . سوره بقره/ آیه 257.

[6] . سوره مریم/آیه 11.