www.montazer.ir
امروز: دوشنبه 25 تير 1397 | ساعت : 13:44:29 | نسخه آزمایشی
شناسه خبر: 8975
21 فروردين 1397
«قبر» یک حقیقت زنده است

منازل الاخره جلسه 19؛ 89/6/8

«قبر» یک حقیقت زنده است

قاعده مهمی وجود دارد مبنی بر این که آنچه که می خواهد وارد قبر بشود و از قبر برداشت بکند، یک حقیقت زنده و ساخته شده است. قبلاً گفتیم «نفس ما قبر ما و قبر ما نفس ماست».

رابطه دنیا با آخرت، مثل رابطه رحم مادر است با دنیا. آنچه که در رحم ساخته می شود، یک موجود زنده و دارای اعضاء و جوارح، دستگاه ها، سیستم ها و مکانیزم های بسیار متنوع و پیچیده است که عبارت است از نوزاد یا بچه ­ای که می خواهد به دنیا بیاید. دنیا هم یک سیستم زنده و پیچیده است که قواعد و مقررات خاص خود را داراست. یک سیستم زنده و پیچیده وقتی می خواهد وارد یک سیستم زنده ی دیگر بشود؛ پس باید با آن تناسب داشته باشد. در حرکت از رحم دنیا به نظام برزخی هم جریان از همین قرار است. یعنی یک موجود زنده مکانیزم ­دار، سیستم ­دار، تعریف شده به نام روح، می خواهد وارد یک سیستم تعریف ­دار و مکانیزم ­دار و زنده به نام برزخ بشود. برزخ عالمی است بسیار بزرگتر، پیشرفته تر، کاملتر، زیباتر از اینجا؛ و اینها به درد کسی می خورد که بتواند از آن استفاده کند و طالب روحیست که با آن مکانیزم قدرتمند، زیباتر و بزرگتر و جذابتر بتواند ارتباط برقرار بکند. وقتی نمی توانی ارتباط برقرار کنی، زجر می کشی؛ چون تجهیزات متناسب با بهشت و برزخ را نداری. خودِ نفس ما، قبر و برزخ ماست. بنابراین منشأ غربت، تنگی، فشار و تاریکی قبر، نفس خود ماست. پس به نفست رجوع کن، ببین در کجاهای نفست به تو فشار وارد می شود، در کجاها تنگی داری. مثلاً در حسادت، عصبانیت، زودرنجی، نفس تحت فشار است. اگر چشم دیدن کسانی را نداری، پس نفست در تنگناست.

تنگی هایی را که جنین در رحم مادر تحمل می کند تا اندام سازی بکند، در آخر همه برایش بهشت می شود. طبق فرمایش امام حسین علیه السلام ظلمات سه­ گانه را که منشأ یک تولد سالم شده، تحمل می کند. پس تحمل آن ظلمت ها و تاریکی ها برایش نور است.

مصادیقی از فشار قبر در زندگی ما

اگر ما اینجا تنگی و فشار، تاریکی و غربت تحمل می کنیم، باید ببینیم که این تنگی و فشار و تاریکی و غربت حق است یا باطل. اگر باطل است، آنطرف هم بدبختی دارد.

حسادت تنگی حق است یا باطل؟ باطل است. چون فرد در حسادت، چشم دیدن دیگران را ندارد. حسادت به خواهر، برادر، عروس، جاری، باجناق و ... این فشار، فشار ناحقی است.

گاهی خودِ تو فشار و تنگی ایجاد می کنی و به دیگران نیز منتقل می کنی. با عصبانیتت و با اخلاقت دیگران را در فشار می گذاری. دیگران باید خیلی حواسشان باشد که تو یک موقعی تحریک نشوی و پرخاشگری نکنی. مثلا پدر و مادر یا همسر و فرزند و...باید مراقب باشند تا تو عصبانی نشوی.

شوهری که در خانه بهانه­ گیری می کند، زن و بچه از دستش در فشار هستند و مراقبند که یک دفعه خشمگین نشود، نیش نزند، چنگ نیندازد. چون عصبانی بشود، قهر می کند و دیگران را تحویل نمی گیرد، خانه نمی آید و ... برای هر یکبار فشاری که به زن و بچه می آورد، مدتها باید در آن طرف عذاب بکشد. یا بالعکس خانمی که این اخلاق ها را دارد بی منطق است، توقعات بیجا از همسرش دارد، مرتب سفارشات بیجا می دهد، با چشم و همچشمی ها مرد را در فشار قرار می دهد، ملاحظه وضع اقتصادی شوهرش را نمی کند، روح این خانم در فشار است و روحاً شوهرش را نیز در فشار قرار می دهد. بنابراین قبر این خانم به این شکل است.

انسان با زبانش دیگران را فشار می دهد، به دیگران تنگ می گیرد، زبانش اعصاب بقیه را با خرد می کند. فهرستی از گناهان زبان را بخوانم که چقدر می تواند به دیگران آسیب برساند. انسان با زبان خودش می تواند هزاران سال فشار قبر و عذاب مار و عقرب برای خود خلق بکند. با زبانت چیزی می گویی که جگر یک نفر می سوزد. تمام وجود یک نفر را با زبانت آتش می زنی. اعصابش را خرد می کنی، فقط برای اینکه دل خودت را خنک بکنی. حرف بی منطق و بی سند می گویی. هر چه به ذهنت و خیالت آمد یک دفعه به زبانت می آوری. اینطوری نیست که من هر چه گفتم گفتم؛ بعد هم بگویم عذر می خواهم.

با دروغ آدم به دیگران خیلی آسیب می رساند. قول دروغ، وعده دروغ دادن به یک نفر او را در فشار قرار می دهد، طرف را اذیت می کند، برنامه اش را به هم می ریزد. «لا دینَ لِمَن لا عَهدَ لَه= دین ندارد کسی که به عهدش وفا نمی کند». یا به خانم و بچه ­ها می گوید امروز می خواهیم پارک برویم. می خواهیم شمال برویم. می خواهیم مشهد برویم. بعد بدون دلیل به قولی که داده عمل نمی کند. یک موقع عذر شرعی و معقول پیدا می کند، ایرادی ندارد. همه اینها در نفس ثبت می شود. قرآن می فرماید: «اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى‏ بِنَفْسِكَ الْیَوْمَ عَلَیْكَ حَسِیباً».

مثل جنین است؛ مادر هر بار که عصبانی می شود، در بچه یک اتفاق جسمی و روحی و ذهنی می افتد. بچه وقتی به دنیا می آید، می بینی که شب ها خواب ندارد؛ یکسره جیغ می زند. یک شوهر زبان نفهم زن باردار خودش را بارها در فشار عصبی گذاشته، داد زده، کتک زده، فریاد زده، عصبانی کرده، این زن بنده خدا هر چه کشیده شنیدنی ها و دیدنی ها و لمس کردنی هایش همه به این بچه بیچاره منتقل شده. نفس اینگونه نیست که شما بگویی مثلاً من عصبانی می شوم، شدم که شدم. بعداً هم یک کسی باید بیاید نازم را بکشد و تازه از دلم هم در بیاورد؛ قیافه حق به جانب بگیرم. بعضیها اینطوری هستند که کارهای خلاف می کنند بعد قیافه حق به جانب هم می گیرند، عربده­ کشی هم می کنند که طرف مجبور بشود بیاید معذرت­ خواهی بکند.

قسم دروغ، شهادت ناحق، همه گناهانی است که زبان به بار می آورد و چقدر می تواند مشکل درست بکند. شهادت ناحق، چیزی را که نمی دانی، مطمئن نیستی، یقین نداری، بیان بکنی. همینطوری راحت حرف بزنی، تمام اینها آتش، مار و عقرب می شود و به جان آدم می افتد. دیدن قبر کاری ندارد. تو می توانی الان راحت قبرت را ببینی.

آدم مسائل دینی را تحریف بکند، مسائل دینی را نفهمیده، انتقاد بکند. با مسخرگی بیان بکند و زیر سؤال ببرد. برای خودش حل نشده، بیماری و شک های خودش را به دیگران منتقل بکند. یک چیزی راجع به پیغمبر بگوید یک چیزی راجع به امام بگوید. شما نگاه کنید بعضی از کتاب‌ها حتی کتاب‌های مقدس در انجیل در تورات مزخرفات زیادی در مورد انبیاء گفته اند. داستان حضرت آدم را خوب نفهمیده، بعد راجع به پیغمبر خدا که معصوم است چیزهایی می نویسد. اصلاً ماجرای حضرت آدم قبل از اینکه زمینی و انسانی باشد و آمدن روی زمین باشد یک داستانی ماورای این قضایا اتفاق افتاده، حضرت آدم از زمانی که پیغمبر خدا شد و برای مردم مبعوث شد تا زمانی که از دنیا رفت، هیچ چیزی از او سر نزد؛ معصوم معصوم بود.

گاهی حکم ناحق می  دهیم، می گوییم «تقصیر فلانی است» به همین راحتی. این آدم به تعصب می افتد. همیشه تقصیر بچه توست، تقصیر شماست. در خانه یک چیزی گم شده، بعضی ها آنقدر متکبرند، همان اول کار می گویند: من که ندیدم؛ من که گم نکردم. بعد می بیند در جیب خودش است. از اول انکار نکن. یک احتمال بده ممکن است تو هم در آن دخیل باشی؛ تو هم تقصیر داشته باشی.

این خیلی راحت است که ما زود فرافکنی کنیم. تا یک مشکلی داریم سر دیگران داد می زنیم. سر دیگران خالی می کنیم. دیگران باید بسوزند به خاطر اینکه ما تحمل نداریم.

گاهی به راحتی دیگران را لعنت می کنیم. در روایت داریم، لعن اگر جایگاه حق نداشته باشد، به خود شخص برمی گردد. لعن که شوخی نیست. لعن موارد مشخصی دارد. این آموزه ­های دینی قرآن پیغمبر را در شرح زیارت عاشورا مفصل بیان کردیم که در کجاها باید لعن کرد.

فحش خیلی خطرناک است. همینطوری به راحتی هر چه از زبانش در می آید، می گوید نسبت های ناروا می دهد. امام صادق(علیه السلام) یک رفیق خیلی جان جانی داشتند که سال های سال خیلی با هم صمیمی بودند. روزی با هم بودند و داشتند جایی می رفتند. یک دفعه آن شخص به غلامش فحش داد. حضرت فرمودند: تو چه گفتی؟ گفت: آقا این کافر است، من به او فحش دادم. حضرت رابطه­اش را تا آخر عمر با او قطع کرد. بعضی ها اصلاً فحش تکیه کلام شان است. خانم می گوید: وقتی شوهرم خانه به می آید، به من به بچه به پدر مادرم به همه چیز فحش می دهد. به اشیاء به تلویزیون، لیوان، کتری، گاز، یخچال و ... فحش می دهد. همه اینها هزینه دارد. یعنی اساساً ما واردات و صادرات بدون هزینه نداریم. کلمه ­ای که از دهان ما در می آید، بدون هزینه نیست. تمامش را در برزخ به پایت حساب می کنند. ما هم خیلی بی خیال داریم زندگی می کنیم. خوب یا بد فرقی نمی کند، همه را حساب می کنند. فشار و تنگی حق را خدا پایت حساب می کند. از طرف دیگر، اگر کسی ناحق اعصابت را خرد کرد، حرف مفت به تو زد، خدا برایت جبران می کند. رفتی حرم در فشار جمعیت قرار گرفتی چهارتا به پهلو و صورتت زدند، همه را امام رضا پایت حساب می کند.

عیب­ جویی، سرزنش کردن، امر به منکر، یک فرصت هایی به دیگران بدهی که گناه بکنند، برو انجام بده، گناهش پای من؛ فیلم مبتذل بگذاری، بیا بنشین فیلم نگاه کن، هر چه آلودگی در روح این ایجاد بشود، در قبر تو می ریزند. عکس ناجور، پیامک ناجور و ضد دین برای کسی نفرست. اینها توهین به دین و توهین به مقدسات است. چیزهای مزخرفی که راجع به دین در فضاهای مجازی و شبکه های اجتماعی می بینید، اگر پخش کنید اشاعه فحشاست، نفرست پاکش کن. دشمن ساعتها فکر می کند تا این مطالب ضد دین و مخرب را بسازد.

پیام های ضد قرآنی، ضد دینی، ضد حیا، پیام هایی تخریب­ کننده که غیرت را از بین می برند. پیامهایی داریم که بی‌غیرتی و بی­‌حیایی را رواج می دهند ؛ اینها به پایت گران تمام می شود. خیلی راحت می گذاری بچه ­ات استفاده بکند این بچه آسیب می بیند. تمامش تخریب است. بچه تو به خاطر بی­فکری تو باید چیزهایی ببیند که نباید ببیند. چیزهایی بشنود که نباید بشنود. اگر بی­‌فکری کردی، این آلودگی دارد؛ هر چه در این بچه اتفاق بیفتد از این بچه به نسلش بیفتد، از نسلش به نسلش بیفتد همه پای تو حساب می شود.

حجاب را مسخره کردن، نماز را مسخره کردن، یک کار معروف را مسخره کردن، همه حساب دارد. می گوید این اُمُل بازیها را بگذار کنار، غیرت یعنی چه، حیا را کنار بگذار، بگذار خانمت آزاد باشد، دست بدهد با نامحرم، چه اشکالی دارد دست دادن با دیگران؟ رقصیدن چه اشکالی دارد؟ فلان کار چه اشکالی دارد؟ با غیرت مبارزه کردن با حمیّت مبارزه کردن، تحقیر و تمسخر امور شرعی، تمام اینها فشار قبر و عذاب قبر دارد.

رنجاندن مؤمن و هر نوع بد اخلاقی فشار قبر دارد. تصدیق کفر و شرک، فشار قبر دارد. این طور تصدیق می کند که می گوید: آن کافران راست می گویند، حق با آنهاست، پس راحت کفر و شرک را تصدیق نکن، پیامش را تصدیق نکن، همین که یک کلمه از دهانت درآمد، برایت تنگی قبر دارد. خدا می فرماید: «اُمِروا اَن یَکفُروا بِالطاغُوت= شما مأمور بودید به طاغوت کفر بورزید: در حالی که به طاغوت ایمان آوردید و آنها را تصدیق کردید» اینها عذاب دارد.

غیبت، مسخره کردن، شایعه ­پراکنی، بد صدا زدن یک نفر حساب دارد. یک آدم خیلی خوبی به رحمت خدا رفته بود؛ یک بزرگی خوابش را دیده بود؛ می گفت در چه وضعی هستی؟ می گفت الان مدتهاست دارم عذاب می کشم به خاطر اینکه وقتی زنم را صدا می کردم با تمسخر اسمش سکینه بود به او می گفتم «سکو» و الان مدتهاست دارم در جهنم می سوزم به خاطر اینکه اسم زنم را بد صدا کردم.

تملق و چاپلوسی، با مکر و حیله سخن گفتن، فشار قبر دارد. شوخی زیاد و بیش از حد، فشار قبر دارد. در روایت داریم:«لِکُلِّ شَیءٍ بَذرٌ وَ بَذرُ العَداوَتِ اَلمِزاح= برای هر چیزی بذری است و بذر دشمنی شوخی است». شوخی حدی دارد؛ به مقداری که بتواند الفت و انس و دوستی و شادی ایجاد کند، این شوخی عبادت است و باعث دور شدن شیطان می شود. لبخندی رو لب افراد بیاورد، افراد تفریح بکنند، عبادت است. اما اگر از یک حد بگذرد و آزاردهنده باشد و کسی راضی نباشد، این عذاب دارد. جزء آتش هاییست که زبان درست می کند.

آبرو ریختن دیگران، با آبروی دیگران بازی کردن، اینها عذابهاییست که به راحتی برطرف نمی شود. آدم آبروی یک نفر را با زبانش ببرد؛ یا  با خودخواهی هایش آبروی کسی را ببرد؛ یا با تقلید صدای دیگران که اگر طرف راضی نباشد. خیلی خطرناک است.

زمانی آقایی هوای نفس به او غلبه کرده بود،‌ سالها پیش، صدای این شخص شبیه صدای من بود، او گوشی را بر می داشت و با آن بنده خدایی که می خواست مشاوره بکند می گفت:‌ بفرمایید من شجاعی هستم. آن بیچاره هم رازش را با این در میان می گذاشت. یک نوار ضبط کرده بود پر از پرت و پلا. نوار را آورد گوش کردم، دیدم خودم هستم، صدایش خیلی شبیه من بود. بعد گوش کردم دیدم من این همه چرت و پرت را کجا گفتم؟ بعدا خودش گفت: من صدای شما را تقلید کردم و یک سخنرانی کردم؛ ولی همه اش پرت و پلا بود. در حالی که من خودم نتوانستم، بفهمم که این صدای خودم نیست، اگر دست کسی بیفتد، دیگران چگونه بفهمند. همین تقلید صدا را کردی، راز طرف را کشف کردی و آبرویش رفت و راضی نبود، برایت فشار دارد.

با تکبر حرف زدن، بدعت در دین، اظهار حسد، اظهار بخل؛ اینها چقدر خطرناک است. بدزبانی در معاشرت، خشونت در گفتار یعنی این هر وقت حرف می زند، همه باید بترسند.

دلسرد کردن، ناامید کردن، روحیه آدمها را گرفتن؛ می گوید: دنبالش نگرد پیدایش نمی کنی؛ یا کسی گمشده ای دارد، می گوید: الان هر جا باشد، ۷ تا کفن پوسانده، برو مجلس ختم برایش بگیر؛ به همین راحتی در ذوق دیگران زدن؛ اینها همه گناه است؛ ریا در گفتار؛ فاش کردن اسرار مردم؛ فریاد زدن بیجا؛ یعنی انسان بیجا صدای خودش را بلند بکند.

پس ببینید که خیلی راحت آدم می تواند تشخیص بدهد که شخصیتاً قبرش چه شکلی است. باید ببینیم که آیا ما الان در فشار هستیم؟ اگر آدم عصبی هستی، اگر آدم پرخاشگری هستی، اگر آدم ناامیدی هستی، به ناحق ناامیدی داری، آدم شکاک و بددلی هستی، همه اینها فشار قبر می سازد. نمی خواهد بدانی قبرت چه شکلی می شود. تو الان ببین در قبرت چه کسانی و چه چیزهایی می آیند. افکارت کجاها می رود. آروزهایت، شخصیت هایی که دوست داری، نوع لباس هایی را که دوست داری، نوع غذاهایی که دوست داری، اینها در قبرت هستند، وقتی در نفست دوستشان داشته باشی، یعنی در قبرت هستند، همه حضور دارند که این یک قاعده دارد.

قبر/ فشار قبر

نظری داده نشده

Top