www.montazer.ir
امروز: سه شنبه 21 آذر 1396 | ساعت : 09:57:18 | نسخه آزمایشی

اضطراب و بی تابی ، 96/8/5

«ترس» مانع از انجام تکلیف الهی است

ترس چه ضررهایی به انسان می‌زند؟ درحالی که «شادی و آرامش» شایسته زندگی انسان در دنیا و آخرت است، ترس موجب از دست دادن آن و  زیر پاگذاشتن ارزش‌های دینی، ابدی  و انسانی‌ خواهد شد.

در جلسات قبل گفته شد که ترس انواع و اقسامی دارد. گاهی ترس، ترس اقتصادی است. مثل آنهایی که در روز عاشورا ترسیدند پول و ثروت یا موقعیت‌شان را از دست بدهند، امام حسین علیه‌السلام را یاری نکردند؛ یا کسانی که از خمس دادن فرار می‌کنند. علت این که زندگی بسیاری از مردم از نظر اقتصادی به هم می‌ریزد، این است که خمس نمی‌دهند. امام زمان علیه‌السلام فرمود: «خدا لعنت کند کسی که ذره‌ای از خمس در دستش بماند».

 این لعنت یعنی دورباد. کسی که خمس و زکات نمی‌دهد، سیستم زندگی‌اش را نکبت می‌گیرد. چون مورد لعن «محور خیر» یعنی آقا امام زمان علیه‌السلام است. برای همین است که پولش برای درمان بیماری‌ها، تصادف ماشین، آتش‌سوزی، دزدی، و سایر هزینه‌های اضافه در زندگی‌اش می‌شود.

گاهی ترس، ترس «از دست دادن جان» است. ما آدم‌هایی داریم که اگر به آنها بگویید وظیفه‌ات رفتن به جنگ است، به جبهه نمی‌روند. چون ترس‌های موهوم‌شان مانع از رفتن آن‌ها می‌شود. شیطان با این وسوسه شرک‌آمیز که با کشته شدن تو، آینده زن و بچه‌ات به خطر می‌افتد، مانع از رفتن او می‌شود. او فکر می‌کند عامل حفظ و سلامت خانواده خودش است. در حالی که این طور نیست. بعضی‌ها هم آنقدر قوی هستند که هیچ ترسی ندارند؛ حتی برای از دست دادن جان‌شان ترسی ندارند. شیطان هم نمی‌تواند چنین فردی را وسوسه کند.

ترس باعث می‌شود که انسان از وظایف و تکالیف الهی و انسانی‌اش سر باز بزند. نتیجه چنین عملی، بدبختی و محروم ماندن انسان از تولد سالم و از دست دادن زندگی بهشتی و حیات طیبه و انسانی است.

اعتماد نکردن به خدا ناشی از ضعف ایمان و ترس انسان‌

چرا به خدا اعتماد نمی‌کنیم؟ چون ‌اعتقاد و ایمان ما ضعیف است؛ چون یقین نداریم، اضطراب داریم و همین ضعف اعتقاد و باور، موجب تزلزل شخصیتی و لذت نبردن از زندگی می‌شود.

 پس وجود غم،‌ اضطراب، زودرنجی، حساسیت و بدبختی، همه برای این است که ما یقین نداریم و ایمان‌مان ضعیف است و در نتیجه انواع مختلف ترس را داریم.

شیطان در کجا می‌تواند در ما ترس ایجاد کند؟ آنجایی که شما وابستگی به کمالات دنیا و ضعف یقین دارید. اما وقتی ایمان باشد، دیگر شیطان نمی‌تواند در ما وسوسه کند. چون وسوسه در آنجایی است که ما خلاء و نقطه ضعف داشته باشیم.

این جمله یادتان نرود: «اگر بترسی، می‌ترسی». وقتی نترسیدی، آرامش داری. وقتی اضطرابت را کنار گذاشتی، آرامش به سراغت می‌آید. اما اگر از چیزی ترسیدی و حاضر شدی به خاطر آن، ابدیت و آخرتت را زیر پا بگذاری، باید منتظر انواع ترس‌ها باشی.

چنانکه خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: «وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْكًا[1]= هر کس از یاد من اعراض کند، زندگی‌اش تنگ می‌شود». پس شما نمی‌توانید فرد بی‌نمازی را پیدا کنید که شادی حقیقی داشته باشد. ممکن است ظاهرا بگوید و بخندد، ولی دلش پر از غصه و ترس است.

ریشه «تردید» در ترس‌های درونی است

یکی از آثار ترس، «تردید» است. شما در ترس، بین معارضه دنیا و آخرت قرار می‌گیرید. مثل آنهایی که اصحاب عاشورا بودند و نمی‌دانستند باید چه کار کنند؛ یا بعضی انسان‌ها که 40 سالشان شده، ولی هنوز در انجام واجبات الهی تردید دارند. چنین افرادی در برزخ و ابدیت فاصله زیادی خواهند داشت.

از طرفی انسان چون می‌خواهد آزاد باشد و دوست دارد هر کاری که دلش خواست انجام دهد، برای توجیه کارهایش و انجام دادن دستورات الهی، «تردید» دارد. قرآن نیز به این مسئله اشاره می‌کند: «بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ[2]= بلكه او مى‌‏خواهد آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت، در تمام عمر گناه كند».

از پیامدهای منفی ترس، «پشیمانی» است

یکی دیگر از آسیب‌های ترس، «پشیمانی» است. آدم ترسو، پشیمانی زیادی در انجام کارهایش اعم از کار اقتصادی، علمی، سیاسی و... دارد. چون ترس و اضطراب دارد.

به عنوان مثال، در مقوله عشق‌های زمینی، مثل عشق زن و شوهر یا عشق پدر و مادر یا برادر یا دوست یا همسر، زمانی این این مسئله تثبیت می‌شود که در راه آن با مشکلاتی رو به رو شود. اگر این عشق تثبیت نشود، پشیمانی‌های زیادی به سراغش می‌آید. مثل این که چرا ازدواج کردم؟ چرا چه؟ و....

گاهی فرد شروع به ورزش کردن می‌کند، اما بعد از مدتی آن را رها می‌کند. در حالی که ورزش طبق سخن مقام معظم رهبری برای جوانان لازم و برای افراد مسن واجب است. پس وقتی باشگاه می‌روید، وضو بگیرید و به نیت قربة الی الله و نزدیکی به خدا ورزش کنید. مطمئن باشید همان حالی که در نماز به شما دست می‌دهد، در ورزش هم دست می‌دهد. چون یک امر واجب و خداپسندانه را انجام داده‌اید. خدا خیلی دوست دارد بندگانش بدن قوی، ورزیده و سالمی داشته باشند. برای همین است که علی علیه‌السلام در دعای کمیل می‌خواند: «قَوّ علی خدمتک جوارحی= خدایا! اعضا و جوارحم را برای خدمت به خودت، قوی کن. این را هم بدانید؛ یک ورزشکار زودتر از دیگران ورود به غیب پیدا می‌کند و زودتر از بقیه به رؤیت می‌رسد.

برای همین است که فرمودند با شخص ترسو مشورت نکنید و وارد ارتباط و معامله نشوید. چون پشتت را خالی می‌کند و زود پشیمان می‌شود. تا آخر با شما همراهی نمی‌کند.

 پس در چهار مورد «انتخاب ها، ارتباط ها، رفتارها و مهندسی فکر»، بهترین کار این است که اول تزلزل‌ها‌، ترس‌ها و اضطراب‌هایتان را از بین ببرید، بعد وارد عمل شوید. و گرنه پشیمانی به سراغتان می‌آید.

در کار معنوی هم نباید ترس داشته باشید. باید شجاعت انسانی زندگی کردن را داشته باشد. وقتی نترسید؛ عزت، قدرت، خیر و برکت در همه جنبه‌ها به سراغتان می‌آید.

حضرت موسی علیه‌السلام در جریان فرار از دست فرعون، از دو طرف محاصره شد. از یک طرف دریا و از طرف دیگر فرعون که پشت سرش بود. همه ترسیدند جز موسی که گفت: «إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ= زیرا پروردگارم با من است و به زودى مرا راهنمایى خواهد كرد». در این لحظه، رود نیل باز شد و موسی با یارانش از آن رد شدند. فرعون هم که آمد رد شود در دریا غرق شد.

پس اگر در پیچ و خم‌های زندگی از خدا و فرشته‌ها طلب کمک کنید، مطمئن باشید که کمکتان می‌کنند. به شرط اینکه ترس نداشته باشید. علامت ترس نداشتن هم این است که اعتماد دارید و متزلزل نیستید. وقتی کسی به خدا توکل کند، خدا هم به او کمک می کند و به شما قدرت، عزت، خیر و برکت می‌دهد.

 

ترس


[1] . سوره طه/ 124.

[2] . سوره قیامت/آیه 5.